چطور «Flubber» با وجود نقدهای ضعیف به کپسول زمانی سینمای دهه ۹۰ تبدیل شد؟

اینکه دیزنی مدام به سراغ گنجینه آثار قدیمی خودش میرود، اتفاق تازهای نیست. مدتها پیش از آنکه این استودیو در دهه ۲۰۱۰ با مجموعهای از بازسازیهای لایو اکشن انیمیشنهایش به موفقیت تجاری برسد، دهه ۱۹۹۰ را صرف بازسازی فیلمهای قدیمی و غیرانیمیشنی خود کرده بود.
البته نتیجه همیشه بد نبود. بسیاری از تماشاگران معتقدند کمدی «The Parent Trap» ساخته نانسی مایرز در سال ۱۹۹۸، حتی از فیلمی که با الهام از آن ساخته شد بهتر است. این اثر بازسازی اقتباس سینمایی دیزنی از رمان «Lisa and Lottie» بود که در سال ۱۹۶۱ به نمایش درآمد. در مقابل، فیلم «That Darn Cat» محصول ۱۹۹۷، بازسازی اثری دیگر از دهه ۶۰ که آن هم براساس یک کتاب ساخته شده بود، تقریبا بدون سروصدا آمد و رفت.
میان اکران این دو فیلم، دیزنی «Flubber» را روانه سینماها کرد. این اثر نسخه تازهای از کمدی علمیتخیلی محبوب «The Absent-Minded Professor» محصول ۱۹۶۱ بود؛ فیلمی که خود از داستان کوتاه «A Situation of Gravity» نوشته ساموئل دبلیو. تیلور اقتباس شده بود.
رابین ویلیامز در «Flubber» نقش فیلیپ برینارد را بازی میکند؛ استادی حواسپرت که اختراع تازهاش شاید بتواند کالج گرفتار مشکلات مالی او را نجات دهد. این اختراع چیزی نیست جز فلابر؛ مادهای سبزرنگ با انرژی جنبشی باورنکردنی که میتوان آن را روی اجسام سنگینی مثل توپ بولینگ یا حتی انسانها به کار برد تا مانند لاستیک فنری بالا و پایین بپرند. این ماده حتی قابلیت به پرواز درآوردن خودروها را هم دارد. البته فلابر موجودی دارای شعور است، اما شاید بهتر باشد بیش از حد درگیر پیامدهای اخلاقی یا سازوکار علمی این موضوع نشویم!
اگر انتظار دارید گفته شود «Flubber» فیلم خوبی است که آزمون زمان را با موفقیت پشت سر گذاشته، احتمالا ناامید خواهید شد. بااینحال، بهجای آنکه مانند منتقدان زمان اکران فیلم صرفا آن را بکوبیم، بد نیست ببینیم این اثر چگونه به موفقیتی تجاری تبدیل شد و چرا همچنان کپسولی از فرهنگ عامه دهه ۹۰ به شمار میآید. فیلم در راتن تومیتوز (Rotten Tomatoes) تنها ۲۴ درصد امتیاز منتقدان را در اختیار دارد.
چرخه نوستالژی باعث شده بود در دهه ۹۰ میلادی، علاقه به فرهنگ دهه ۶۰ به اوج برسد. همین موضوع توضیح میدهد چرا دیزنی ناگهان بازار را با بازسازی فیلمهای آن دوران پر کرد و «Flubber» نیز یکی از همین آثار بود. استودیو برای کمک به موفقیت فیلم، آن را در تعطیلات شکرگزاری سال ۱۹۹۷ اکران کرد. این کمدی خانوادگی در آن مقطع به گزینهای مناسب در برابر فیلم بزرگسالانه و ردهسنیدار «Alien: Resurrection» و دیگر آثار مشابه تبدیل شد. البته اینکه دیزنی رقیب احتمالی فیلم، یعنی «Anastasia»، را از میدان به در کرده بود نیز بیتاثیر نبود؛ هرچند آن ماجرا داستان دیگری دارد.
در کنار رابین ویلیامز، مارسیا گی هاردن نقش سارا جین رینولدز، رییس کالج و نامزد برینارد را بازی میکند؛ زنی که استاد حواسپرت بارها قرار ازدواج با او را فراموش کرده است. کریستوفر مکدونالد نیز در نقش ویلسون کرافت، همکار سابق و رقیب فعلی برینارد، ظاهر میشود. حضور مکدونالد در نقش شخصیتی کاملا نفرتانگیز، یکی از آشکارترین نشانههای سینمای دهه ۹۰ است؛ همان تصویری که در آثاری مانند «Thelma and Louise» و «Happy Gilmore» هم از او دیده بودیم.
اگر این ویژگیها بهاندازه کافی حالوهوای دهه ۹۰ را تداعی نمیکنند، باید یادآوری کرد که جان هیوز فیلمنامه «Flubber» را در دورانی نوشت که پیوسته الگوی کمدی خانوادگی شکلگرفته در فیلمنامه «Home Alone» را بازآفرینی میکرد. به همین دلیل، «Flubber» سرشار از کمدی اسلپاستیک است و حتی صحنهای دارد که فلابر از بخش نامناسبی از بدن یک شخصیت خارج میشود!
شخصیت شرور مکدونالد نیز دو نوچه کارتونی دارد که نقش آنها را کلنسی براون و تد لوین بازی میکنند؛ لوین همان بازیگر نقش بوفالو بیل در «The Silence of the Lambs» است. این ترکیب بیش از هر چیز نشان میدهد فیلم تا چه اندازه محصول زمانه خود بوده است.
«Flubber» دومین بازسازی لایو اکشنی بود که جان هیوز پس از «۱۰۱ Dalmatians» محصول ۱۹۹۶ برای دیزنی نوشت. آن فیلم نیز بازسازی اثری متعلق به دهه ۶۰ بود، با این تفاوت که نسخه اصلی یک انیمیشن محسوب میشد. هر دو اثر از الگوی آشنای «Home Alone» استفاده میکردند و منتقدان نتیجه را چندان نپسندیدند. راجر ایبرت در نقد «Flubber» آن را «بسیار کند، بیرمق و احمقانه» توصیف کرد. بااینحال، این بازسازیهای دیزنی در گیشه کاملا سودآور بودند؛ گویی هرچقدر هم همهچیز تغییر کند، بعضی فرمولها همچنان ثابت میمانند.





