
بدون شک، پرتحقیقترین، دقیقترین مطالعهشده و پرنوشتهترین رئیسجمهور در تاریخ آمریکا، آبراهام لینکلن (Abraham Lincoln) است. او احتمالاً شناختهشدهترین فرد در تاریخ آمریکا است. همه «ایب صادق» (Honest Abe) – [Abe مخفف Abraham (آبراهام) است] را میشناسند.
«رهاییبخش بزرگ»، بردگان را آزاد کرد و کشور را از میان یک جنگ داخلی ویرانگر هدایت نمود. «چوبشکن قدیمی»، سخنرانی معروفی در گتیزبرگ (Gettysburg) ایراد کرد. کلاه بلند (Stovepipe Hat) میپوشید. ریش داشت. و سپس آن پایان غمانگیز در تئاتر فورد (Ford’s Theatre) رخ داد.
در میان مورخان و دانشمندان علوم سیاسی، شماره ۱۶ (لینکلن، همانطور که اکثر مردم میدانند، شانزدهمین رئیسجمهور ایالات متحده بود) همواره در رتبه اول قرار دارد.
مایکل برلینگیم (Michael Burlingame)، استاد ممتاز مطالعات لینکلن در دانشگاه ایلینوی اسپرینگفیلد (University of Illinois Springfield) و نویسنده چندین کتاب درباره لینکلن میگوید: «جنگ داخلی نقطه عطف بسیار قدرتمندی در تاریخ ماست؛ در واقع به نوعی تأسیس دوباره کشور است. رهبری موفق او در این کار… مستحق احترام فراوان است. اما فراتر از آن، شخصیت اوست. مردم او را نه فقط به خاطر دستاوردهایش که یادبودی بود – به معنای واقعی و مجازی در این مورد – بلکه به خاطر اینکه چه کسی بود، چگونه رفتار میکرد، از چه چیزی دفاع میکرد و چگونه آرمانهای کشور را بیان میکرد، تحسین میکنند.»
با این حال، هرچقدر هم که موضوع لینکلن کهنه شده باشد، هنوز چیزهای زیادی درباره این مرد پیچیده و رنجکشیده از ما پنهان است. در اینجا نه نکته کمتر شناختهشده درباره محبوبترین رئیسجمهور آمریکا آورده شده است.
۱. ازدواجش پرتنش بود

همسر لینکلن، مری تاد لینکلن (Mary Todd Lincoln)، آزاردهنده بود. تصور اینکه لینکلن با قد ۱۹۳ سانتیمتر که در زمان خود کشتیگیر خوبی بود، توسط همسر ۱۵۷ سانتیمتریاش کتک بخورد، دشوار است (هرچند ظاهراً او بسیار بداخلاقتر بود). اما قبل از اینکه این زوج به کاخ سفید (White House) برسند، اوضاع اغلب ناخوشایند میشد.
برلینگیم، نویسنده کتابهای «دنیای درونی آبراهام لینکلن» (The Inner World of Abraham Lincoln) و «آبراهام لینکلن: یک زندگی» (Abraham Lincoln: A Life) – بیوگرافی دو جلدی منتشرشده در سال ۲۰۰۸ – میگوید: «او به صورتش میزد و خون راه میانداخت، با چاقو او را از خانه بیرون میکرد. و با این حال او صبورانه تسلیم آزار او میشد. او در اسپرینگفیلد (Springfield) به عنوان مردی زنذلیل و تحت سلطه زن شناخته میشد.»
برلینگیم که در حال آمادهسازی یک تکنگاری درباره ازدواج لینکلن است، میگوید این آزار پس از رسیدن لینکلنها به واشنگتن پایان نیافت:
«او مرتباً – ما شهادت از بیش از یک منبع داریم – به او توهین میکرد. جلوی دیگران او را سرزنش میکرد و میگفت: “این بدترین سخنرانیای بود که شنیدم. نمیفهمم چطور یک مرد میتواند جلوی مردم بایستد و چنین چیزهای پست و فاسدی بگوید.” و اگر او این کار را جلوی دیگران میکند، در خلوت خانهاش چه میکند؟ یا در این مورد، کاخ سفید؟»
۲. رابطه با پدرش هم پرتنش بود
لینکلن و پدرش هرگز با هم کنار نیامدند. پدرش کتابها را از دست پسر مشتاق یادگیریاش میقاپید و مرتباً جوان را از مدرسه بیرون میکشید. در کودکی، پدر لینکلن پسرش را مجبور میکرد برای همسایگان در مزارع کار کند و تمام پولی را که آبراهام جوان به دست میآورد، برای خودش برمیداشت.
برلینگیم میگوید: «یکی از ریشههای نفرت لینکلن از بردهداری، نحوه رفتار پدرش با اوست که مثل یک برده با او رفتار میکرد.»
۳. او شهید حقوق مدنی بود
برخی به حمایت عمومی یکزمانه لینکلن از استعمار و عدم حمایت اولیهاش از برابری اجتماعی و سیاسی بین سیاهپوستان و سفیدپوستان (در مناظره با استیون داگلاس (Stephen Douglas) در سال ۱۸۵۸) به عنوان نمونههایی از نژادپرست بودنش اشاره میکنند.
برلینگیم میگوید: «چیزی که برخی نمیفهمند این است که لینکلن واقعاً اولین شهید حقوق مدنی سیاهپوستان بود، به اندازه مارتین لوتر کینگ (Martin Luther King) یا مدگار اورز (Medgar Evers) یا هر یک از آن افرادی که در دهه ۱۹۶۰ به خاطر حمایت از انقلاب حقوق مدنی آن دوره به قتل رسیدند. لینکلن به خاطر صدور بیانیه رهایی (Emancipation Proclamation) کشته نشد. به خاطر حمایت از متمم سیزدهم (۱۳th Amendment) کشته نشد. او به این دلیل کشته شد که در ۱۱ آوریل ۱۸۶۵، دو روز پس از تسلیم رابرت ای. لی (Robert E. Lee)، سخنرانی عمومیای ایراد کرد که در آن علناً و آشکارا خواستار حق رأی سیاهپوستان شد.»
در میان جمعیت آن شب در سمت شمالی کاخ سفید: بازیگری به نام جان ویلکس بوث (John Wilkes Booth) حضور داشت که سه روز بعد لینکلن را در تئاتر فورد ترور کرد.
۴. پسر لینکلن هم نزدیک بود کشته شود
در اوایل دهه ۱۸۶۰، پسر بزرگسال لینکلن، رابرت تاد لینکلن (Robert Todd Lincoln)، به یک واگن قطار در سکویی در جرسی سیتی (Jersey City)، نیوجرسی (New Jersey) تکیه داده بود. وقتی قطار حرکت کرد، پایش بین واگن و سکو لیز خورد. او سریعاً از یقه گرفته شد و به جای امن کشیده شد، امری که سالها بعد در نامهای شرح داد.
قهرمانش فوراً قابل تشخیص بود: بازیگر مشهور شکسپیری ادوین بوث (Edwin Booth)، برادر بزرگتر قاتل رئیسجمهور. برادر بزرگتر – که برخی او را بزرگترین بازیگر آمریکایی قرن نوزدهم میدانند – در آن لحظه هویت مردی را که نجات داد نمیدانست، اما او برخلاف برادر کوچکترش، یک اتحادگرا (Unionist) بود که به لینکلن رأی داده بود.
۵. ایب صادق خلقوخوی تندی داشت

همانطور که برلینگیم در «دنیای درونی آبراهام لینکلن» نوشت، این دیدگاه که لینکلن آرام و سرشار از «بردباری بیپایان» بود، کاملاً دقیق نیست. در جوانی، لینکلن «تمایل زشتی به تحقیر و آزردن دیگران» داشت. هنگام نامزدی برای مقامی در ایلینوی (Illinois) در سال ۱۸۴۰، حریفی را چنان بیرحمانه تقلید کرد که بیچاره را با گریه از صحنه فراری داد.
لینکلن در اواخر عمر تمایلات تهاجمیاش را مهار کرد، اما هرگز ظرفیتش برای خشم را کاملاً کنترل نکرد. برلینگیم نوشت: «چیزی که درباره لینکلنِ بالغ بیشتر تحسینبرانگیز است، نه تعداد دفعاتی است که خشمش را بیان کرد، بلکه این است که با توجه به چیزهایی که تحمل میکرد، چقدر کم این کار را انجام داد.»
۶. او با افسردگی دست و پنجه نرم میکرد
برلینگیم میگوید: «در دو مورد، او آنقدر افسرده بود که دوستانش میترسیدند خودکشی کند؛ یک دوره در اواخر بیستسالگی و یک دوره در اوایل سیسالگی.» لینکلن فقط ۹ ساله بود که مادرش درگذشت، و تا ۱۸ سالگی، هر دو خواهر و برادرش و پدربزرگ و مادربزرگهایش فوت کرده بودند.
این افسردگی تا کاخ سفید ادامه یافت. برلینگیم میگوید: «… وقتی ارتش اتحادیه (Union Army) شکست میخورد… او به عمیقترین غم فرو میرفت. درباره احساس خودکشی صحبت میکرد.»
۷. لینکلن از حقوق زنان حمایت میکرد
برلینگیم که کار اولیهاش درباره لینکلن را «روانشناسینگاری» (Psychobiography) توصیف میکند، میگوید: «او در کنار زنان بسیار ناراحت بود. شوالیهمنش و قطعاً مودب بود، اما هرگز در کنار زنان احساس راحتی نمیکرد. به نظر میرسد از مرگ زودهنگام مادرش آموخته بود – و این یک حدس است – که “زنان غیرقابل اعتمادند و تو را رها خواهند کرد.”»
هرچند لینکلن در کنار زنان ناراحت بود، از حق رأی زنان (Women’s Suffrage) از سال ۱۸۳۶ حمایت میکرد (متمم نوزدهم (۱۹th Amendment) تا سال ۱۹۱۹ تصویب نشد). برلینگیم میگوید در جوانی در ایلینوی، لینکلن گروهی از خودسران را علیه مردان آزاردهنده رهبری کرد و به یک زن توصیه کرد از کمربند علیه شوهرش استفاده کند.
۸. سخنرانی گتیزبرگ جاذبه اصلی آن روز نبود
سخنرانی مشهور لینکلن در گتیزبرگ آن روز بعد از نوبت ادوارد اورت انجام شد؛ خطیبی که به گفته همه، دو ساعتِ تمام با بیانی جذاب جزئیات نبرد را برای جمعیت توضیح داد و سخنش را با این جمله به پایان رساند: «در هر جای دنیای متمدن که گزارشهای این جنگ بزرگ خوانده شود، و تا آخرین روز ثبتشدهٔ تاریخ، در سالنامههای باشکوه کشور مشترکمان، صفحهای درخشانتر از صفحهای که نبردهای گتیزبرگ را روایت میکند، نخواهد بود.»
پس از او، لینکلن با آن سخنرانی دو دقیقهای و سه پاراگرافیِ درخشانش بر صحنه رفت. بعدتر، این دو سیاستمدار به یکدیگر تبریک گفتند و لینکلن در نامهای به اورت نوشت: «در نقشهایی که دیروز داشتیم، شما نمیتوانستید سخنرانی کوتاهی ایراد کنید و من هم نمیتوانستم سخنرانی بلندی. خوشحالم که از نظر شما، آن چند جملهای که گفتم کاملاً بیثمر نبود.»
۹. لینکلن دوست داشت جوکهای رکیک بگوید
منتقدان لینکلن اغلب به شوخطبعی ساده و روستاییاش به عنوان چیزی کاملاً غیررئیسجمهوری اشاره میکردند. برلینگیم میگوید: «یکی از چیزهای قابل توجه این بود که چقدر به خاطر گفتن داستانهای نامناسب مورد انتقاد قرار میگرفت. و این درست است، لینکلن عاشق گفتن جوکهای رکیک بود.»
این منتقدان همچنین او را به خاطر رفتارهای دیگری که شایسته مقامش نمیدانستند سرزنش میکردند؛ مثلاً گذاشتن پاهایش روی میز یا شل کردن کراواتش. هیچکدام از این انتقادات چندان بر لینکلن تأثیر نگذاشت، کسی که اولین بار در سال ۱۸۶۰ کاخ سفید را برد و در سال ۱۸۶۴ با پیروزی قاطع دوباره انتخاب شد. او به گفتن جوکهای رکیکش ادامه داد. برلینگیم میگوید: «برخی از آنها واقعاً بد بودند.»
نکته جالب
مری تاد لینکلن نیز دورههایی از افسردگی داشت و پس از مرگ پسرش ویلی (Willie) دچار فروپاشی عصبی شد. اما رفتارهای عجیبش (به واسطهها (Mediums) روی آورد تا سعی کند با پسر مردهاش ارتباط برقرار کند) و فساد آشکارش – تلاش کرد حقوق یک کارمند اخراجشده کاخ سفید را بگیرد و گزارشهای هزینه را برای تأمین بدهی شخصی ۲۷,۰۰۰ دلاریاش دستکاری کرد – اغلب او را در تقابل با مردم و شوهرش قرار میداد. طبق گفته مرکز میلر دانشگاه ویرجینیا (University of Virginia’s Miller Center)، او توسط برخی بدترین بانوی اول در تاریخ آمریکا در نظر گرفته میشود.
پرسشهای متداول درباره آبراهام لینکلن
آبراهام لینکلن بیشتر به چه چیزی معروف است؟ آبراهام لینکلن به پایان دادن به جنگ داخلی و صدور بیانیه رهایی معروف است که اعلام کرد «تمام افرادی که به عنوان برده نگه داشته میشوند» در ایالتهای شورشی «آزاد هستند و از این پس آزاد خواهند بود.»
آیا آبراهام لینکلن پسر داشت؟ آبراهام لینکلن چهار پسر داشت: رابرت تاد لینکلن (Robert Todd Lincoln)، ویلیام والاس لینکلن (William Wallace Lincoln)، تد لینکلن (Tad Lincoln) و ادوارد بیکر لینکلن (Edward Baker Lincoln). فقط یکی تا بزرگسالی زنده ماند.
آبراهام لینکلن چگونه بر جهان تأثیر گذاشت؟ آبراهام لینکلن با هدایت آمریکا از میان جنگ داخلی و آزاد کردن بردگان از طریق بیانیه رهایی بر جهان تأثیر گذاشت.
چرا او را ایب صادق مینامند؟ آبراهام لینکلن در زمان کار به عنوان وکیل در دادگاههای سیار، شهرت صداقت کسب کرد که در نهایت به لقب «ایب صادق» منجر شد.





