۶ راهکار برای صحبت کردن با کسی که نگرانش هستید، از دیدگاه یک درمانگر

۶ راهکار برای صحبت کردن با کسی که نگرانش هستید، از دیدگاه یک درمانگر …. با ما در ادامه همراه باشید ..
شاید برای شما هم پیش آماده باشد که نگران عزیزی باشید و بخواهید با او صحبت کنید؛ اما این کار را چگونه انجام دهیم؛ با فرامدیا همراه باشید …
بپرسید و فضایی برای صحبت ایجاد کنید
وقتی برای کسی که به او نزدیک هستیم نگران می شویم، احساساتمان ممکن است بر ما غلبه کند. این فکر که یکی از عزیزانمان به هر نحوی در حال رنج کشیدن است، می تواند باعث اضطراب، ترس یا حتی بدتر شود. این در مورد هر چیزی که ما شک می کنیم برای عزیز ما اتفاق می افتد، از اعتیاد به مواد مخدر گرفته تا اختلال خوردن یا یک رابطه آزاردهنده، صادق است.
به کسی گفتن که نگرانش هستید، کار حساسی است. می خواهید نگرانی خود را ابراز کنید، اما نمی خواهید او را از خود دور کنید. چگونه تعادل را پیدا می کنید؟ با ورودی از یک متخصص بهداشت روان مجاز، ما شما را در مسیر گفتن و نگفتن های ابراز نگرانی به کسی که دوستش دارید، راهنمایی می کنیم.

صبور و مثبت باشید
مهم نیست چقدر به مشکل احتمالی عزیزتان فکر کرده باشید، این اولین باری است که او نگرانی شما را می شنود. به همین دلیل، باید مطمئن شوید که با روشی برخورد می کنید که او پذیرای آن باشد.
حفظ زبان بدن و لحن مثبت و همچنین صبوری در طول مکالمه، کلید رسیدن به نتیجه خوب است. مدیسون مککالو، مددکار اجتماعی بالینی، روان درمانگر و سوپروایزر بالینی توضیح میدهد: «راحت و آزاد بودن و گوش دادن فعال برای مکالمه با افرادی که نگرانشان هستید، حیاتی است و شما میتوانید هر دو مورد را از طریق رفتار و زبان بدن خود منتقل کنید.»
آرام و واضح صحبت کنید، هنگام صحبت به جلو خم شوید و تماس چشمی برقرار کنید. همه اینها نشان می دهد که شما حضور دارید و به او اهمیت می دهید.
عناصر غیرکلامی ارتباط ما با دیگران، مانند زبان بدن، به اندازه کلمات واقعی که استفاده می کنیم، مهم هستند، اگر نگوییم مهمتر. او می گوید مهم است که به جای ایجاد ناراحتی، حضوری آرامش بخش داشته باشید.
مککالو توصیه میکند: «آرام و واضح صحبت کنید، هنگام صحبت به جلو خم شوید و تماس چشمی برقرار کنید. همه اینها نشان می دهد که شما حضور دارید و به او اهمیت می دهید.» او خاطرنشان می کند که اگر این روش برقراری ارتباط برای شما طبیعی نیست یا احساس ناخوشایندی ایجاد می کند، می توانید قبل از شروع مکالمه ای که قصد انجام آن را دارید، آن را با شخص دیگری تمرین کنید. این می تواند به شما کمک کند تا با عادات جدید راحت تر شوید.

بپرسید، نگویید
شما ممکن است فکر کنید که دقیقاً می دانید در زندگی این شخص چه اتفاقی می افتد، اما واقعیت این است که اینطور نیست. همه افراد در هر لحظه شادی ها، سختی ها و پیچیدگی های بیشتری را تجربه می کنند که به احتمال زیاد با دیگران به اشتراک نمی گذارند. بنابراین، در حالی که ممکن است داستانی در مورد اینکه دقیقاً چه اتفاقی در زندگی شخص دیگری می افتد داشته باشید، به احتمال زیاد این کل داستان نیست.
از آنجایی که هیچ راهی برای دانستن ۱۰۰% دقیقاً از آنچه می گذرد وجود ندارد، باید گفتگوی خود را از منظر پرسیدن سوالات به جای ارائه آنچه فکر می کنید حقایق است، پیش ببرید.
مککالو به ما میگوید: «گفتن اینکه “نگران تو بودم. آیا می خواهید در مورد حال و اوضاعتان بیشتر صحبت کنید؟” نگرانی را ابراز می کند و به اختیار فرد احترام می گذارد.» او می گوید تمرکز باید بر این باشد که «کنجکاوی نشان دهید، اما پاسخی را مطالبه نکنید.»

تمرکز داشتن بر خود
بله، شما نگران کسی هستید، اما اجازه دادن به این نگرانی برای تحت الشعاع قرار دادن کل صحبت، کمکی نمی کند. شما باید احساسات خود را کنترل کنید – این موضوع در مورد شما نیست. مککالو توصیه میکند: «در حالی که گفتن اینکه نگران کسی هستید، کار معتبر و گاهی اوقات مهمی است، اما نگرانی خود را در مرکزیت مکالمه قرار ندهید.» او میگوید: «میتوانید نگرانی خود را برای کسی ابراز کنید بدون اینکه اضطراب خود را به او منتقل کنید.»
این بدان معناست که تمرکز خود را بر روی عزیزتان نگه دارید، نه بر خودتان یا تجربه خودتان از مشکلات احتمالی او. مککالو میگوید مثال کاملی از اینکه چه نگویید این است: «من خیلی نگرانت بودم! چرا به من زنگ نزدی؟ همه چیز روبه راهه؟» این به این دلیل است که این نگرانی در مورد شما و اضطراب شماست، و فرد مقابل احتمالاً متوجه آن میشود و در عوض ممکن است حالت تدافعی به خود گرفته یا احساس توهین کند. او در عوض میگوید: «سوال بپرسید و به آنها اطلاع دهید که گوش میدهید.»

برای احساسات او فضایی ایجاد کنید
قبل از شروع این گفتگو، بدانید که این گفتگو ممکن است دشوار باشد و ممکن است احساسات چالش برانگیزی را برای هر دوی شما و طرف مقابل به وجود آورد. به عنوان کسی که فعلاً کسی نگرانش نیست، برنامهریزی کنید تا بعد از این بحث، احساسات خود را مدیریت کنید و تا زمانی که از شما پرسیده نشود، آنها را دخالت ندهید.
در عوض، باید برای احساسات طرف مقابل فضایی ایجاد کنید، به خصوص اگر موضوع پیچیده یا بزرگی باشد.
آنها را مجبور نکنید در مورد احساسات خود صحبت کنند یا چیزی را فاش کنند که باعث ناراحتی آنها می شود.
در دسترس بودن شما برای احساسات شخص دیگر باید با زبانی واضح و مختصر مشخص شود. مککالو میگوید: «به او اطلاع دهید که دقیقاً چه انتظاری از شما میتواند داشته باشد و ظرفیتی که برای حمایت از او دارید را مشخص کنید.»
برای مثال، شما ممکن است بگویید: «برای من مهم است که بدانم به چه چیزی نیاز داری، و همچنین میخواهم بهطور خاص آمادگی خودم را برای تماسهای تلفنی روزانه و یک پیادهروی طولانی در هفته اعلام کنم.»
علاوه بر این، بخشی از کار با احساسات شخص دیگر این است که اجازه دهید گفتگو تنها تا جایی که او میخواهد پیش برود یا عمیق شود. ممکن است بعد از این دورهم جمع شدن، اطلاعات کمتری نسبت به آنچه انتظار داشتید به دست آورید و اشکالی ندارد. این تصمیم شخص مقابل است که برای شما باز شود یا خیر. «آنها را مجبور نکنید در مورد احساسات خود صحبت کنند یا چیزی را فاش کنند که باعث ناراحتی آنها می شود.»

از اتهام زدن خودداری کنید
وقتی احساس کنیم متهم شدهایم، طبیعی است که حالت تدافعی به خود بگیریم. در عوض، اغلب خود را نسبت به حرفهای طرف مقابل میبندیم، حتی اگر نیت او به نفع ما باشد، و نسبت به تغییری که ممکن است قبلاً در برابر آن مقاومت داشته باشیم، حتی بیشتر مقاومت میکنیم.
بخشی از متهم نکردن کسی میتواند با پرسیدن و نگفتن مدیریت شود، اما حتی اگر کلمات خود را به این شکل بیان میکنید، باز هم ممکن است لحن یا زبان اتهامآمیزی داشته باشید.
مککالو اشاره میکند: «فرضیهها و اتهامات باعث ایجاد حالت تدافعی میشوند و بنابراین، گفتگوی باز و مرتبط را تسهیل نمیکنند.» او میافزاید: «آنها همچنین بر تجربه شما تمرکز میکنند و از تجربه زیسته کسی که نگرانش هستید، کم میکنند.»
برای اجتناب از اتهام زدن، لحن و زبان بدن خود را مثبت نگه دارید، صبور باشید و هیچ قضاوتی در مورد زندگی یا موقعیت شخص دیگری نکنید. انجام دادن همه این کارها به طور طبیعی ممکن است برایتان پیش بیاید، بنابراین شاید ۱۰۰% موفق نباشید، به خصوص اگر قبلاً چنین گفتگویی نداشته باشید.
با خودتان در مورد نقص ها مهربان باشید، اما هرگز فراموش نکنید که این موضوع در مورد شخص دیگری است، نه در مورد شما. مککالوگ میگوید: «از انتقاد کردن اجتناب کنید؛ کنجکاو باشید»، که فکر مفیدی است که در طول بحث خود به خاطر داشته باشید.
پیگیری کنید
ممکن است گفتگوی شما به طرز شگفت انگیزی خوب پیش برود، به طوری که دوستتان با شما صحبت کند و شما به او در حل این مشکلش کمک کنید. ممکن است این گفتگو خنثی باشد، جایی که مطمئن نیستید که به نتیجهای رسیدهاید یا نه. و متأسفانه، ممکن است با حالت تدافعی مواجه شوید، صرف نظر از اینکه رویکرد شما چقدر عالی بوده است، زیرا گاهی اوقات افراد فقط برای صحبت کردن در مورد موضوع خاصی آماده نیستند. مهم نیست که چگونه پیش میرود، میخواهید واضح باشد که در دسترس باقی خواهید ماند.
می توانید زمان و نحوه پیگیری را بر اساس رابطه خود با این فرد، نحوه بهترین تعامل شما با هم و آنچه او به شما می گوید که به شما نیاز دارد یا ندارد، انتخاب کنید. اما مهم نیست که چگونه این کار را انجام دهید، مهم است، حتی اگر گفتگو نتیجهای را که به دنبالش بودید به دست نداد.
مککالو توضیح میدهد: «این احساس بسیار خوبی خواهد بود که بدانید او همچنان در ذهن شماست.»
همچنین مطمئن شوید که بعد از صحبت از خودتان مراقبت کنید. همه ما زمانی که انرژی زیادی داریم، بیشترین چیز را برای ارائه کردن داریم. این ممکن است یک بحث آسان نبوده باشد، اما به شرطی که واضح، مثبت و در دسترس باشید، تمام تلاش خود را کرده اید و این همان چیزی است که اهمیت دارد.





