«افسانه ۱۹۰۰»؛ مردی که دریا را به خشکی ترجیح داد

فیلم «افسانه ۱۹۰۰» / The Legend of 1900 یکی از شاعرانهترین و ماندگارترین فیلمهای تاریخ سینما درباره موسیقی، تنهایی و ترس از جهان بیرون است؛ داستان مردی که روی یک کشتی اقیانوسپیما به دنیا میآید، همانجا بزرگ میشود و تمام عمرش را بدون اینکه حتی یکبار پا به خشکی بگذارد، در دل دریا زندگی میکند.
این فیلم به کارگردانی جوزپه تورناتوره / Giuseppe Tornatore، فیلمساز ایتالیایی خالق Cinema Paradiso، در سال ۱۹۹۸ ساخته شد و بر اساس نمایشنامه تکگویی «نووچنتو» / Novecento نوشته آلساندرو باریکو / Alessandro Baricco شکل گرفت.
داستان مردی که خانهاش کشتی بود
شخصیت اصلی فیلم، نوزادی است که در نخستین روزهای سال ۱۹۰۰ روی کشتی اقیانوسپیمای ویرجینیان / Virginian پیدا میشود. او نام عجیب و طولانی Danny Boodmann T.D. Lemon Nineteen Hundred را میگیرد، اما همه او را به اختصار ۱۹۰۰ صدا میزنند.
۱۹۰۰ تمام زندگیاش را روی کشتی میگذراند؛ میان مسافرانی که از اروپا به آمریکا میروند و با خود رؤیا، ترس، فقر، امید و خاطره حمل میکنند. او هیچوقت شهرها را از نزدیک نمیبیند، اما جهان را از خلال چهرهها، صداها و داستانهای مسافران میشناسد.
نابغهای پشت پیانو
۱۹۰۰ با بازی درخشان تیم راث / Tim Roth به یک نوازنده نابغه پیانو تبدیل میشود؛ کسی که موسیقی را نه از مدرسه و قواعد رسمی، بلکه از گوش دادن به جهان یاد گرفته است. او روی پیانو ملودیهایی مینوازد که انگار از دل دریا، خاطرات آدمها و حرکت کشتی زاده شدهاند.
یکی از جذابترین بخشهای فیلم، نگاه آن به موسیقی است. برای ۱۹۰۰، پیانو فقط یک ساز نیست؛ زبان او برای فهمیدن جهان است. او با موسیقی، آدمها را میخواند، احساساتشان را حدس میزند و داستانهایی را روایت میکند که هرگز به زبان نیاوردهاند.
دوستی ۱۹۰۰ و مکس
راوی اصلی فیلم، مکس تونی / Max Tooney با بازی پروئیت تیلور وینس / Pruitt Taylor Vince است؛ نوازنده ترومپتی که دوست نزدیک ۱۹۰۰ میشود. بخش زیادی از فیلم از نگاه مکس روایت میشود؛ مردی که سالها بعد، خاطره دوست نابغهاش را زنده نگه میدارد.
رابطه مکس و ۱۹۰۰ یکی از ستونهای احساسی فیلم است. مکس نماینده دنیای بیرون است؛ کسی که خشکی، زندگی معمولی، شکست، فقر و تلاش برای بقا را تجربه کرده. اما ۱۹۰۰ در جهانی بسته و شناور زندگی میکند؛ محدود، اما برای خودش امن و قابل فهم.
خشکی؛ جهانی بیپایان و ترسناک
در ظاهر، فیلم درباره مردی است که هرگز از کشتی پیاده نمیشود؛ اما در لایه عمیقتر، درباره ترس انسان از انتخاب، تغییر و بینهایت بودن جهان است.
برای ۱۹۰۰، کشتی با همه محدودیتهایش قابل درک است. تعداد کلیدهای پیانو مشخص است، راهروهای کشتی پایان دارند و هر سفر، ریتمی آشنا دارد. اما خشکی برای او چیزی بیانتهاست؛ شهری با خیابانهایی که تمام نمیشوند، انتخابهایی که حد و مرز ندارند و زندگیای که نمیتوان آن را مثل یک قطعه موسیقی کنترل کرد.
یکی از ایدههای ماندگار فیلم همین است: گاهی انسان از کوچک بودن جهانش رنج نمیبرد؛ از بینهایت بودن جهان بیرون میترسد.
موسیقی انیو موریکونه؛ روح فیلم
بخش بزرگی از ماندگاری «افسانه ۱۹۰۰» به موسیقی فوقالعاده انیو موریکونه / Ennio Morricone برمیگردد. موریکونه، آهنگساز افسانهای ایتالیایی، برای این فیلم یکی از لطیفترین و احساسیترین موسیقیهای کارنامهاش را ساخت.
موسیقی فیلم در سال ۲۰۰۰ برنده جایزه گلدن گلوب بهترین موسیقی متن شد. قطعاتی مثل Playing Love از مشهورترین بخشهای موسیقی فیلم هستند و حالوهوای شاعرانه، غمگین و رؤیایی داستان را کامل میکنند.
چرا «افسانه ۱۹۰۰» هنوز دیدنی است؟
«افسانه ۱۹۰۰» فقط یک فیلم درباره یک پیانیست نابغه نیست؛ فیلمی است درباره مرز میان امنیت و آزادی، تعلق و فرار، رؤیا و واقعیت. تورناتوره با فضایی شاعرانه و موسیقیمحور، داستان انسانی را روایت میکند که شاید هرگز خشکی را ندید، اما جهان را به شیوه خودش شناخت.
این فیلم برای مخاطبانی که به آثار احساسی، فلسفی، موسیقایی و شخصیتمحور علاقه دارند، تجربهای آرام، متفاوت و بهیادماندنی است.
The Legend of 1900 داستان مردی است که در کشتی متولد شد، در کشتی زیست و موسیقیاش را از دل دریا ساخت. ۱۹۰۰ شاید هرگز پا به خشکی نگذاشت، اما با پیانویش جهان را لمس کرد. فیلم با بازی تأثیرگذار تیم راث، روایت احساسی مکس و موسیقی فراموشنشدنی انیو موریکونه، به اثری درباره تنهایی، ترس از ناشناختهها و انتخاب میان جهان محدودِ آشنا و جهان بیپایانِ بیرون تبدیل میشود.





