دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
چهره هاعلم و فناوری

فریتس هابر؛ نجات‌دهنده و ویرانگر

فریتس هابر یکی از پیچیده‌ترین و متناقض‌ترین چهره‌های تاریخ علم است؛ دانشمندی که از یک سو نقشی بزرگ در تغذیه جمعیت جهان داشت و از سوی دیگر، دانش او در مسیر جنگ و مرگ نیز به کار گرفته شد.

در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، جهان با یک بحران جدی روبه‌رو بود: افزایش جمعیت و کمبود منابع طبیعی کود. گیاهان برای رشد به نیتروژن نیاز دارند، اما نیتروژن فراوان موجود در هوا به‌صورت مستقیم برای آن‌ها قابل استفاده نیست. کشاورزی آن زمان تا حد زیادی به کودهای طبیعی و ذخایر محدود نیترات وابسته بود و بسیاری از دانشمندان نگران بودند که تولید غذا پاسخگوی رشد جمعیت نباشد.

هابر موفق شد راهی برای تبدیل نیتروژن هوا به آمونیاک پیدا کند؛ ماده‌ای که پایه تولید کودهای نیتروژنه شد. این دستاورد بعدها با تلاش‌های صنعتی کارل بوش در شرکت BASF به فرایند مشهور هابر-بوش / Haber-Bosch process تبدیل شد. این فرایند امکان تولید انبوه کود شیمیایی را فراهم کرد و کشاورزی مدرن را به‌طور بنیادین تغییر داد.

اهمیت این کشف آن‌قدر زیاد است که بسیاری از پژوهشگران معتقدند بخش بزرگی از غذای جهان امروز به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به کودهای نیتروژنه وابسته است. در برخی برآوردهای علمی، از جمله پژوهش‌های منتشرشده درباره چرخه نیتروژن، گفته می‌شود حدود نیمی از جمعیت جهان به غذایی وابسته است که با کمک کودهای تولیدشده از فرایند هابر-بوش به دست می‌آید.

اما همین دانش سوی تاریکی هم داشت. آمونیاک فقط در کشاورزی کاربرد نداشت؛ از آن می‌شد در تولید مواد منفجره نیز استفاده کرد. در جنگ جهانی اول، زمانی که آلمان به منابع طبیعی نیترات دسترسی محدودی داشت، تولید صنعتی آمونیاک به این کشور کمک کرد مواد مورد نیاز برای جنگ را تأمین کند.

نقش بحث‌برانگیزتر هابر، فعالیت او در توسعه و استفاده از سلاح‌های شیمیایی بود. او از چهره‌های اصلی برنامه جنگ شیمیایی آلمان در جنگ جهانی اول بود و در حمله گازی سال ۱۹۱۵ در ایپر / Ypres، استفاده از گاز کلر علیه نیروهای دشمن نقش داشت. هابر باور داشت که چنین سلاح‌هایی می‌توانند جنگ را کوتاه‌تر کنند، اما نتیجه آن، آغاز فصل تازه‌ای از وحشت در میدان‌های نبرد بود.

زندگی شخصی او نیز با تراژدی همراه شد. همسرش، کلارا ایمِروار / Clara Immerwahr، که خود نخستین زن دارای دکترای شیمی در آلمان بود، با فعالیت‌های جنگی هابر به‌شدت مخالف بود. او اندکی پس از نخستین استفاده گسترده از گاز کلر در جنگ، جان خود را گرفت؛ اتفاقی که همچنان یکی از تلخ‌ترین بخش‌های زندگی هابر به شمار می‌رود.

تناقض زندگی هابر در سال‌های بعد دردناک‌تر شد. او یهودی‌زاده بود، اما با وجود خدماتش به آلمان، پس از قدرت گرفتن نازی‌ها در سال ۱۹۳۳ مجبور شد کشور را ترک کند. هابر در سال ۱۹۳۴ در سوئیس درگذشت. همچنین باید با دقت اشاره کرد که برخی فناوری‌ها و دانش مرتبط با مواد شیمیایی سمی که در فضای علمی و صنعتی آلمان توسعه یافته بودند، بعدها در جنایات رژیم نازی نیز مورد استفاده قرار گرفتند؛ هرچند هابر پیش از هولوکاست درگذشته بود و مسئول مستقیم آن جنایات نبود.

فریتس هابر در سال ۱۹۱۸ جایزه نوبل شیمی را برای سنتز آمونیاک دریافت کرد؛ جایزه‌ای که خود نیز جنجالی بود، چون بسیاری نقش او در جنگ شیمیایی را فراموش نکرده بودند.

داستان هابر یادآوری می‌کند که علم ذاتاً می‌تواند هم نجات‌بخش باشد و هم ویرانگر؛ همه‌چیز به این بستگی دارد که انسان آن را در چه مسیری به کار بگیرد. او هم به تغذیه میلیاردها انسان کمک کرد و هم در شکل‌گیری یکی از تاریک‌ترین فصل‌های جنگ مدرن نقش داشت؛ چهره‌ای که نمی‌توان او را فقط قهرمان یا فقط محکوم دانست.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا