نقد و بررسی فیلم Furies (خشمگینان)؛ سرقتی برای پسگرفتن حق، در شهری که راه فرار ندارد

«خشمگینان» از همان لحظهای که وارد بانک میشود، نشان میدهد با یک فیلم سرقتی براق، شیک و سرگرمکننده به معنای معمولش طرف نیستیم. اینجا خبری از کتوشلوارهای اتوکشیده، نقشههای بینقص و تبهکارانی که همهچیز را با لبخند کنترل میکنند نیست؛ دوربین رامی کدیح به بیروتِ بهار ۲۰۲۲ میرود، شهری در میانهی فروپاشی اقتصادی، خاموشیهای طولانی، تورم افسارگسیخته و بانکهایی که پول مردم را گروگان گرفتهاند. در چنین فضایی، سرقت دیگر صرفاً یک ژانر یا تفریح سینمایی نیست؛ میتواند آخرین واکنش آدمهایی باشد که سیستم، تمام گزینههای قانونیشان را از آنها گرفته است.
فیلم در ظاهر داستان دو خواهر، مارو و دالیا، را تعریف میکند؛ اما در لایهی زیرین، قصهی کشوری است که شهروندانش مجبور شدهاند برای دسترسی به پول خودشان، احساس مجرم بودن کنند. دالیا به سرطان رحم مبتلاست و هرچند بیماریاش زود تشخیص داده شده، هزینهی عمل جراحی خارج از توان او و خواهرش است. بیمه فقط درصد ناچیزی از هزینه را تقبل میکند و حساب بانکیشان نیز عملاً قفل شده است. مارو، که پس از طلاق آرایشگاهش را از دست داده و حالا روی بالکن کوچک خانه مو کوتاه میکند، با سرسختی و خشم میکوشد راهی برای نجات خواهرش پیدا کند. این خشم، بهخصوص در بازی ریم مروه، هرگز به یک فوران سادهی عصبی تقلیل پیدا نمیکند؛ چیزی است میان فرسودگی، عشق خانوادگی، تحقیر اجتماعی و نیرویی غریزی برای زنده ماندن.
ماریا ناکوزی در نقش دالیا نیز مکمل درخشانی برای این انرژی است. دالیا دردش را با شیطنت، شبگردی، لباسهای براق و شوخیهای گزنده پنهان میکند؛ انگار اگر زندگی قرار است او را به دیوار بکوبد، دستکم خودش پیش از آن چند لحظهای با صدای بلند بخندد. رابطهی دو خواهر مهمترین دارایی فیلم است. آنها با هم کلکل میکنند، خاطره میگویند، مواد میکشند، فالافل میخورند و در عین حال هر کدام بخشی از حقیقت را از دیگری پنهان میکنند. Furies دقیقاً از همین جزئیات روزمره جان میگیرد: قهرمانانش نمادهای سیاسی خشک و خطابهگو نیستند، آدمهاییاند که هم میترسند، هم اشتباه میکنند، هم گاهی بیرحم میشوند و هم با تمام وجود یکدیگر را دوست دارند.
نقطهی عطف قصه وقتی شکل میگیرد که مارو درمییابد آپارتمان یک سرایدار جوان، دیواربهدیوار بانک قرار دارد و پشت آن دیوار، همان دلارهایی خوابیدهاند که صاحبان واقعیشان از دیدنشان محروماند. طرحی که او میچیند، از سرقت مشهور بانک بیروت در سال ۱۹۷۶ الهام گرفته؛ سرقتی حلنشده که در تاریخ بهعنوان یکی از بزرگترین دستبردها به صندوقهای امانات شناخته میشود. اما کدیح این ارجاع تاریخی را به یک تزئین هوشمندانه محدود نمیکند. گذشتهی لبنان در فیلم مثل زخمی است که هنوز زیر پوست شهر حرکت میکند؛ از خاطرهی جنگ داخلی تا بحران مهاجران و بازتاب مصیبت یک کشور در صف نان کشور دیگر.
همراهان مارو و دالیا در نقشه، دو مرد محلیاند: حمزه، رانندهی تانکر آب که زیر فشار بدهی و تهدید یک رئیس باند محلی به مرز انفجار رسیده، و سانشاین، مردی آرامتر با گذشتهای سنگین و حسرتی که آرامآرام معنایش روشن میشود. جذابیت «خشمگینان» در این است که از این گروه، یک تیم حرفهای و شکستناپذیر نمیسازد. آنها آدمهایی عادیاند با ابزارهای ابتدایی، یک ماکت لگویی از ساختمان بانک، سهمخواهیهای پیدرپی و اضطرابی که مدام نقشه را در آستانهی فروپاشی میگذارد. هرچه طرح جلوتر میرود، فیلم بیشتر یادآور ضدِ «یازده یار اوشن» است؛ اتفاقاً جورج کلونی یکی از تهیهکنندگان اجرایی فیلم است، اما جهان این اثر فرسنگها با خوشپوشی و آسودگی مجموعهی اوشن فاصله دارد. اینجا سرقت، نه بازیِ هوش و جذابیت، بلکه کار کثیفِ ناامیدی است.
کارگردانی رامی کدیح، همراه با فیلمبرداری تونی کوپک، ضربان این درماندگی را خوب منتقل میکند. دوربین و تدوین پرتحرک فیلم، کوچهها، خانهها، باشگاهها و خیابانهای بیروت را به فضایی فشرده و تبدار تبدیل میکنند؛ جایی که هر لحظه ممکن است به پیروزی یا فاجعه ختم شود. بعضی از ضرباهنگها و آشوب شهری فیلم، حالوهوای آثاری مانند «عشق سگی» آلخاندرو گونسالس اینیاریتو یا «شهر خدا» فرناندو میرلس را تداعی میکند، هرچند Furies مقیاسش را آگاهانه بر چند شخصیت نگه میدارد. از سوی دیگر، پیوند خواهرانه و فرار رو به آیندهی مارو و دالیا، اشارهای ظریف به «تلما و لوئیز» دارد؛ با این تفاوت که افق آن فیلم آمریکایی، در اینجا با بحران اقتصادی و واقعیت بیرحم منطقهای گره خورده است.
فیلمنامهی کدیح و نورا ماریانا گاهی از الگوهای آشنای تریلر سرقت پیروی میکند و مسیر کلی ماجرا چندان غیرقابلپیشبینی نیست. با این حال، فیلم با طنز تلخ و دیالوگهای تند و خودمانیاش، مانع از تبدیل شدن به بیانیهای سنگین و مکانیکی میشود. مدیر بانک، با بیتفاوتی نهادی و حرص اغراقشدهاش، تصویری نزدیک به کاریکاتور دارد، اما این اغراق با منطق خشم فیلم هماهنگ است: وقتی ساختار آنقدر غیرانسانی عمل میکند، طبیعی است که در نگاه قربانیانش هیولایی به نظر برسد.
نکتهی مهم این است که «خشمگینان» سرقت را پیروزی اخلاقی سادهای جلوه نمیدهد. مارو و دالیا برای نجات خود دست به انتخابهایی میزنند که ممکن است دیگران را هم قربانی کند. فیلم به آنها حق میدهد خشمگین باشند، اما بیقیدوشرط تبرئهشان نمیکند. پایان تلخ و پرسشبرانگیز اثر نیز از همینجا میآید: اگر برای بیرون کشیدن خودت از باتلاق، ناچار باشی چند نفر دیگر را پایینتر هل بدهی، آیا واقعاً نجات پیدا کردهای؟
Furies فیلمی پرانرژی، عصبی و انسانی است که ژانر سرقت را از زرقوبرق جدا میکند و به خیابانی واقعی بازمیگرداند. اثری که با وجود خشونت و اضطرابش، قلبی گرم در مرکز دارد: قلب دو خواهر که در جهانی بیرحم، هنوز سعی میکنند کنار هم بمانند.





