
معمولاً تصور میکنیم ناسزاها بهتدریج قدرت خود را از دست میدهند: کلمهای که در نسل پدربزرگها و مادربزرگها گفتنی نبود، امروز شاید در برنامههای تلویزیونی عادی شنیده شود. اما مسیر تغییر زبان همیشه از «بسیار زننده» به «کماهمیت» نیست. بعضی واژهها با گذشت زمان توهینآمیزتر و از نظر اجتماعی نامقبولتر میشوند.
این تغییر فقط موضوعی زبانی نیست؛ نشان میدهد جامعه نسبت به چه نوع آسیبهایی حساستر شده است. برای ارتباط سالم در خانواده، محیط کار و فضای مجازی، شناخت این تفاوت اهمیت دارد.
چگونه جایگاه ناسزاها تغییر میکند؟
رندال اگرت (Randall Eggert)، زبانشناس دانشگاه یوتا (University of Utah)، در یادداشتی در واشینگتنپست (The Washington Post) با عنوان «چگونه واژه ن به واژه ف جدید تبدیل شد» به همین جابهجایی پرداخت.
منظور از «واژه ن» (N-word)، ناسزای نژادپرستانه علیه سیاهپوستان است؛ «واژه ف» (F-word) [fuck] نیز به ناسزای جنسی شناختهشدهای اشاره دارد. در بخشهایی از جامعه آمریکای نسلهای گذشته، ناسزای جنسی بهشدت ممنوع تلقی میشد، درحالیکه توهین نژادی، متأسفانه، با اعتراض و پیامد اجتماعی کمتری روبهرو بود.
امروزه در بسیاری از موقعیتهای اجتماعی آمریکا، این نسبت تغییر کرده است: توهین نژادی ممکن است بسیار سنگینتر از یک ناسزای جنسی ارزیابی شود. البته هیچ رتبهبندی رسمی و جهانشمولی برای میزان توهینآمیز بودن کلمات وجود ندارد؛ موقعیت، مخاطب و فرهنگ بر برداشت افراد اثر میگذارند.
از تابوهای مذهبی تا حساسیت به تبعیض
اوایل قرن نوزدهم: حرمت مذهب
به توضیح اگرت، در اوایل قرن نوزدهم، بخش مهمی از ناسزاهای شدید انگلیسی به بیحرمتی مذهبی مربوط میشد. بهکاربردن «جهنم» یا نام برخی نامها در جایگاه ناسزا میتوانست واکنش شدیدی ایجاد کند.
دوره ویکتوریایی: تابوهای جنسی
در دوره ویکتوریایی، حساسیت بیشتری نسبت به واژههای جنسی و آنچه «مستهجن» تلقی میشد شکل گرفت. به این ترتیب، موضوع اصلیِ ممنوعیت زبانی تغییر کرد؛ نه اینکه همه واژهها صرفاً ملایمتر شده باشند.
پس از دهه ۱۹۶۰: توهینهای هویتی
با دستاوردهای جنبش حقوق مدنی در دهه ۱۹۶۰ و افزایش توجه به برابری، استفاده از توهینهای نژادی و عبارتهای تحقیرکننده زنان و افراد اقلیتهای جنسی و جنسیتی، در بسیاری از محیطهای عمومی و خصوصی نامقبولتر شد.
در این چارچوب، مسئله فقط «رکیکبودن» یک کلمه نیست؛ بلکه تحقیر افراد بهدلیل هویت و پیوند آن با سابقه تبعیض اهمیت پیدا میکند.
دانشجویان کدام واژهها را بدترین میدانستند؟
اگرت در درس «واژههای بد و اصطلاحات تابو» (Bad Words and Taboo Terms)، طی سالها از دانشجویان درباره توهینآمیزترین کلمات پرسیده است.
در پاسخهای سال ۲۰۱۵، توهین نژادیِ موسوم به واژه ن و «واژه سی» (C-word) [cunt]، یعنی ناسزایی جنسیتزده مرتبط با اندام جنسی زنانه، در صدر قرار داشتند. پس از آن، ناسزایی دیگر که با حرف «ف» آغاز میشود و مردان هم جنس گرا را تحقیر میکند، مطرح بود.
این پاسخها نمونهای از نگرش دانشجویان آن کلاساند؛ نباید آنها را آمار نماینده همه انگلیسیزبانان دانست. بااینحال، با توضیح اگرت درباره افزایش حساسیت به توهینهای هویتی همراستا هستند.
واژه سی نیز نمونهای از تغییر معناست: در برخی کاربردهای قرن هفدهم، تعبیری زمخت برای اندام جنسی بود؛ اما امروز در بسیاری از بافتها با تحقیر زنان و گاه خشونت علیه آنان پیوند دارد.
ناسزا با توهین هویتی چه تفاوتی دارد؟
یک ناسزای عمومی ممکن است برای بیان درد، تعجب یا عصبانیت استفاده شود، بدون اینکه شخص یا گروهی را هدف بگیرد. در مقابل، توهین هویتی، ویژگیهایی مانند نژاد، جنسیت یا گرایش جنسی را ابزار تحقیر میکند.
این تفاوت برای روابط روزمره مهم است:
- ناراحتی را درباره رفتار مشخص بیان کنید، نه هویت فرد.
- عبارتهای رایج در نسل خود را بیضرر فرض نکنید.
- اگر کسی از واژهای آزرده شد، بهجای گفتن «فقط شوخی بود»، اثر آن را بشنوید.
- در جمع کودکان و محیط کار، به تفاوت حساسیتها و قواعد ارتباطی توجه کنید.
آیا ناسزاگفتن واقعاً قدرت را بیشتر میکند؟
برخی پژوهشهای آزمایشگاهی، بهبود موقت بعضی عملکردهای بدنی هنگام ناسزاگفتن را گزارش کردهاند؛ اما این یافتهها محدود و وابسته به شرایط آزمایشاند. آنها بهمعنای سودمندبودن تحقیر دیگران یا توصیه به ناسزاگویی در روابط نیستند.
ریشه واژهها چه چیزی را نشان میدهد؟
بسیاری از ناسزاهای رایج انگلیسی ریشه ژرمنی دارند. بااینحال، این ادعا که بیشتر واژههای غیررکیک انگلیسی از زبانهای رومیتبار، مانند فرانسوی، اسپانیایی، ایتالیایی و پرتغالی آمدهاند، دقیق نیست. انگلیسی خود زبانی ژرمنی است و بسیاری از واژههای پایهاش همین ریشه را دارند؛ هرچند وامواژههای فراوانی از فرانسوی و لاتین پذیرفته است.
در نهایت، همانقدر که زبان نسل جوان ممکن است بزرگترها را غافلگیر کند، واژههای عادیِ نسلهای قبل هم ممکن است برای جوانترها آزاردهنده باشند. ارتباط محترمانه به توجه همزمان به قصد گوینده، بافت و اثر کلام نیاز دارد.





