استالونه کنار بازیگر جوان خودش؛ جشن ۵۰سالگی «Rocky» با «I Play Rocky»
سیلوستر استالونه و آنتونی ایپولیتو در اجرای ویژه «Rocky in Concert» در بروکلین کنار هم حاضر شدند؛ دیداری که جشن میراث «Rocky» را به معرفی فیلمی درباره نبرد استالونه برای ساخت آن پیوند زد.

این بار مبارزه نه در رینگ، بلکه روی فرش قرمز شکل گرفت؛ سیلوستر استالونه و آنتونی ایپولیتو، بازیگری که نقش دوران جوانی او را در «I Play Rocky» ایفا میکند، کنار هم ایستادند و مشتهایشان را به سبک راکی بالا آوردند. حضور مشترک آنها در سالن تاریخی کینگز تئاتر بروکلین، یکی از لحظههای ویژه بزرگداشت پنجاهمین سالگرد فیلمی بود که در سال ۱۹۷۶ استالونه را به ستارهای جهانی تبدیل کرد.
این دیدار در اجرای ویژه «Rocky in Concert» رقم خورد؛ برنامهای که در آن نمایش فیلم با اجرای زنده موسیقی ارکسترال بیل کانتی همراه میشود. تور این رویداد فرصتی فراهم کرده تا هواداران، موسیقی پرشور «Rocky» را در سالنهای اجرا بشنوند و داستان بوکسور فیلادلفیایی را این بار با تجربهای متفاوت تماشا کنند.

اما مراسم بروکلین فقط نگاهی به گذشته نبود. این برنامه همزمان به فرصتی برای معرفی «I Play Rocky»، درام زندگینامهای پیتر فارلی از آمازون امجیام، تبدیل شد؛ فیلمی که بهجای بازگویی مبارزههای راکی بالبوآ، سراغ نبرد واقعی خالق او میرود: تلاش استالونه برای تامین سرمایه فیلمنامهاش و پافشاری بر اینکه خودش نقش اصلی را بازی کند.
پیش از نمایش همراه با ارکستر، گیل کینگ اجرای گفتوگویی روی صحنه با استالونه و کانتی را بر عهده داشت. این دو درباره همکاری ماندگارشان و شکلگیری موسیقی فیلم صحبت کردند؛ موسیقیای که بخش جداییناپذیری از هویت «Rocky» شده است. سپس ایپولیتو و فارلی، همراه با آناسوفیا راب، دیگر بازیگر فیلم تازه، و پیتر گمبل، فیلمنامهنویس آن، به جمع پیوستند تا از ساخت «I Play Rocky» بگویند.
برای ایپولیتو، رسیدن به این نقش با اقدامی شخصی آغاز شد. او که پیشتر با بازی در نقش آل پاچینوی جوان در مینیسریال «The Offer» از پارامونت پلاس مورد توجه قرار گرفته بود، منتظر دعوت رسمی به آزمون بازیگری نماند. در زیرزمین خانه مادربزرگش ویدئویی ضبط کرد و آن را مستقیم برای سازندگان فرستاد؛ شروعی که با روح داستان فیلم نیز بیشباهت نیست.
به گزارش هالیوود ریپورتر، ایپولیتو پس از آن ۱۸ ماه تمرین فشرده را پشت سر گذاشت و حدود ۱۸ کیلوگرم به توده عضلانی بدنش اضافه کرد تا به فیزیک استالونه در میانه دهه ۱۹۷۰ نزدیک شود. بازآفرینی شیوه خاص حرفزدن استالونه نیز بخش دیگری از آمادهسازی او بود. با این حال، از نگاه ایپولیتو شباهت ظاهری و صوتی بهتنهایی برای زندهکردن این شخصیت کافی نبود.
او در گفتوگو با سیبیآر توضیح داده که نمیخواسته اجرایش به تقلیدی صرف محدود شود. هدفش نزدیکشدن به آسیبپذیریها، انگیزه و سماجت بازیگری بود که هنوز شهرت زندگیاش را تغییر نداده بود و برای حفظ عزتنفس و اختیار هنری خود میجنگید.
هسته دراماتیک «I Play Rocky» نیز همین انتخاب دشوار است: بازیگری بیپول با پیشنهادی چندصدهزار دلاری برای فروش فیلمنامهاش روبهرو میشود، اما حاضر نیست در ازای آن، فرصت بازی در نقش اصلی را واگذار کند. جذابیت این ماجرا فقط در نتیجهای که امروز میدانیم نیست؛ در فاصله میان اطمینان استالونه به خودش و تردید صنعتی است که هنوز دلیلی برای اعتماد به او نمیدید.
استالونه در «I Play Rocky» تهیهکننده نیست، اما حمایت پرشور خود را از پروژه اعلام کرده است. او در نشستی عمومی در مرکز فرهنگی ۹۲انوای، با شوخی از واکنش اولیهاش به ساخت فیلمی درباره زندگی خود گفته بود: «من که هنوز نمردهام! یک کم زود دستبهکار نشدهایم؟»
تردید اولیه او پس از دیدن بخشهایی از بازی ایپولیتو جای خود را به تحسین داد. استالونه گفته است شباهت بازیگر جوان در بعضی زاویهها چنان زیاد بوده که برای لحظهای تصور کرده تصاویر آرشیوی خودش را میبیند. این واکنش، برای بازیگری که باید هم چهرهای آشنا را بازسازی کند و هم انسانی مستقل و باورپذیر بسازد، دلگرمی مهمی است.
نیمقرن پس از نخستین دویدن راکی روی پلههای موزه فیلادلفیا، داستان «Rocky» هنوز از دو مسیر ادامه دارد: موسیقی و تصویر فیلم اصلی، خاطره جمعی تماشاگران را زنده میکنند و «I Play Rocky» به سراغ تصمیم پرخطری میرود که آن خاطره را ممکن ساخت. تصویر استالونه و ایپولیتو با مشتهای بالاگرفته، پیوند همین دو روایت است؛ قهرمانی که روی پرده تسلیم نشد و بازیگری که پیش از او، پشت درهای هالیوود کوتاه نیامد.





