دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
انتخاب سردبیرنقد و بررسینقد و بررسی فیلم

افق: حماسه آمریکایی (Horizon: An American Saga) – نقد بخش اول

کوین کاستنر با حماسه‌ی ۱۰۰ میلیون دلاری توسعه‌طلبانه‌اش، شما را آرزومند می‌کند که کاش هیچ‌وقت مفهوم «سرنوشت آشکار» وجود نداشت.

فیلم «افق: حماسه آمریکایی» به کارگردانی کوین کاستنر، تلاشی بزرگ و جاه‌طلبانه برای روایت داستانی از دوران جنگ داخلی و گسترش غرب وحشی است که به‌طور واضح تحت تأثیر مفهوم «سرنوشت آشکار» قرار دارد. این فیلم با هزینه‌ای بالغ بر ۱۰۰ میلیون دلار ساخته شده و تلاش دارد تا یک حماسه‌ی آمریکایی را به تصویر بکشد، اما در نهایت با مشکلاتی جدی در روایت و شخصیت‌پردازی مواجه می‌شود که باعث می‌شود تماشاگران از آن ناامید شوند.

فیلم در چهار روایت درهم‌تنیده روایت می‌شود و داستان خود را از سکونتگاه‌های سفیدپوست‌ها در دهه‌ی ۱۸۶۰ آغاز می‌کند. در اینجا، کاستنر به قبیله‌های بومی، به‌ویژه آپاچی‌ها، به‌عنوان یکی از عناصر داستان پرداخته و حملات آن‌ها را به مهاجران سفیدپوست به تصویر می‌کشد. با این حال، به نظر می‌رسد که این گنجاندن بومیان بیشتر به‌عنوان یک اصلاحیه‌ی تحمیلی به داستان است تا اینکه بخواهد واقعاً فرهنگ آن‌ها را مورد بررسی قرار دهد. کاستنر به نظر بیشتر به مشکلات سفیدپوستان مهاجر و در نهایت به خودش علاقه‌مند است تا به سرنوشت بومیان که در نهایت قربانی این گسترش بی‌رحمانه شده‌اند.

از نظر روایی، فیلم احساس می‌کند که در بین داستان‌های متعدد گم شده است. فیلمنامه‌ی نوشته شده توسط کاستنر، جان بیرد و مارک کاسدان، نه تنها حاوی کلیشه‌های فراوان است، بلکه به شدت پراکنده و نامتمرکز به نظر می‌رسد. این موضوع باعث می‌شود که شخصیت‌ها بیشتر شبیه نمادها و ابزارهای داستانی باشند تا شخصیت‌های واقعی با عمق و پیچیدگی. در واقع، ما با مردانی رو به رو هستیم که به‌جای داشتن ویژگی‌های انسانی، بیشتر به قهرمانان بزرگ آمریکایی یا روستاییان بی‌دست‌وپا بدل شده‌اند.

نکته‌ی دیگر در مورد فیلم، نحوه‌ی کارگردانی کاستنر است. او که خود در نقش اصلی نیز ظاهر شده، به‌نظر می‌رسد در تلاش است تا خود را به‌عنوان یک کابوی دلربا به تصویر بکشد، اما این تلاش بیشتر به یک خودبزرگ‌بینی تبدیل می‌شود که حس خودشیفتگی را در فیلم ترویج می‌کند. شخصیت هیز الیسون که او بازی می‌کند، به عنوان یک تک‌تیرانداز کم‌حرف و «ستون اخلاقی» فیلم به تصویر کشیده می‌شود، اما در نهایت این شخصیت نیز به‌عنوان یک نماد خنثی و بی‌روح باقی می‌ماند.

ساختار فیلم به‌گونه‌ای است که به شدت یادآور مینی‌سریال‌های تلویزیونی است. پایان فصل اول با نوعی مونتاژ «و در قسمت بعدی» خاتمه می‌یابد که به شدت حس ناتمام بودن داستان را به تماشاگر منتقل می‌کند. این شیوه‌ی روایت نه تنها موجب می‌شود که تماشاگران حس کنند داستان به‌درستی توسعه نیافته، بلکه همچنین احساس می‌کنند که برای دیدن ادامه‌ی داستان، مجبورند صبر کنند.

یکی از نکات قابل توجه دیگر در «افق» روابط شخصیت‌ها است که به شدت سطحی و غیرقابل‌باور به نظر می‌رسد. رابطه‌ی هیز و ماریگولد (با بازی ابی لی) به‌گونه‌ای به تصویر کشیده می‌شود که بیشتر شبیه یک تلاش برای جلب توجه است تا یک رابطه واقعی و عمیق. این عدم عمق در روابط شخصیت‌ها، باعث می‌شود که تماشاگران نتوانند با آن‌ها ارتباط برقرار کنند و در نتیجه، از تأثیر عاطفی داستان کاسته می‌شود.

از سوی دیگر، کارگردانی فیلم به خودی خود به‌شدت ضعیف به نظر می‌رسد. فیلمبرداری جی مایکل مورو، با نسبت تصویر و جای‌گذاری دوربین شبیه به یک سریال تلویزیونی پرهزینه است که این موضوع به شدت از اعتبار فیلم می‌کاهد. این تصمیمات کارگردانی، همراه با ساختار اپیزودیک و سردرگم فیلم، حس ناامیدی را در تماشاگران افزایش می‌دهد و آن‌ها را به این باور می‌رساند که کارگردان در تلاش است تا با دیگر آثار تلویزیونی رقابت کند.

با این حال، یکی از نکات مثبت فیلم، بازیگران آن هستند. در حالی که بسیاری از شخصیت‌ها به‌عنوان نمادها و ابزارهای داستانی عمل می‌کنند، اما بازیگران مانند دنی هوستون و لوک ویلسون تلاش می‌کنند تا حتی در این شرایط سخت، به شخصیت‌های خود عمق ببخشند. به‌ویژه، بازی دنی هوستون به‌عنوان سرهنگ هاتن، که سعی می‌کند موضع ضعیف فیلم را در قبال بومیان تقویت کند، می‌تواند به نوعی نمایانگر دیدگاه‌های انسانی باشد که در دل این پروژه‌ی بزرگ گم شده‌اند.

در نهایت، «افق: حماسه آمریکایی» به عنوان یک حماسه‌ی تاریخی، با ضعف‌های جدی در روایت، شخصیت‌پردازی و کارگردانی مواجه است. این فیلم به رغم جاه‌طلبی‌هایش، نتوانسته است به یک داستان مؤثر و جذاب تبدیل شود و بیشتر به یک پروژه‌ی خودبزرگ‌بینانه از کوین کاستنر تبدیل شده است. با توجه به اینکه این فیلم به‌عنوان فصل اول یک مجموعه در نظر گرفته شده، باید منتظر بمانیم و ببینیم آیا فصل‌های بعدی می‌توانند این مشکلات را برطرف کنند یا خیر. اما در حال حاضر، «افق» به‌عنوان یک تجربه سینمایی، بیشتر به ناامیدی و سردرگمی منجر می‌شود تا لذت و تفکر.

پس از نمایش اولیه در جشنواره فیلم کن ۲۰۲۴، «افق: حماسه‌ی آمریکایی – فصل ۱» از ۲۸ ژوئن با اکران کمپانی برادران وارنر آغاز می‌شود و «فصل ۲» در ۱۶ آگوست اکران خواهد شد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا