
وقتی صحبت از جنایتکاران مشهور آمریکا در دهههای آغازین قرن بیستم میشود، نامهایی مثل جان دیلینجر (John Dillinger)، آل کاپون (Al Capone)، بیبیفیس نلسون (Baby Face Nelson)، پرِتی بوی فلوید (Pretty Boy Floyd) یا زوج افسانهای بانی پارکر و کلاید بارو (Bonnie Parker & Clyde Barrow) به ذهن میآید.
اما در میان همه این چهرههای پرآوازه، گروهی وجود داشت که بسیار موفقتر از همه آنها بود، در حالی که سالها حتی پلیس هم نمیدانست با چه کسانی طرف است: برادران نیوتن (The Newton Boys).
همین گمنامی، راز اصلی موفقیت آنها بود.
نیوتنها چه کسانی بودند؟

ویلیس نیوتن (Willis Newton) به همراه سه برادرش وایلی نیوتن ملقب به «داک» (Wylie “Doc” Newton)، جس نیوتن (Jess Newton) و جو نیوتن (Joe Newton)، گروهی خانوادگی از سارقان حرفهای را شکل دادند که در فاصلهای حدود پنج سال در دهه ۱۹۲۰:
- حدود ۷۰ سرقت بانک انجام دادند (کموبیش یک دوجین اختلاف در آمارها وجود دارد)،
- ۶ قطار را غارت کردند،
- و در شاهکار نهایی خود، چیزی نزدیک به ۳ میلیون دلار را در یک سرقت بهدست آوردند.
این رقم در سال ۱۹۲۴ معادل حدود ۴۵ میلیون دلار امروز است و همچنان بهعنوان بزرگترین سرقت قطار تاریخ شناخته میشود.
سالها بعد، وقتی دوران جنایت آنها گذشته بود، نیوتنها در یک مستند سال ۱۹۷۵ ظاهر شدند؛ مردانی سالخورده، اما همچنان خونسرد و حتی مفتخر. ویلیس نیوتن در برابر دوربین گفت: «درست مثل دکترها و وکلا و بقیه… این کار، کسبوکار ما بود.»
جو نیوتن، کوچکترین برادر، حتی در سال ۱۹۸۰ مهمان برنامه معروف «امشب با جانی کارسون» (The Tonight Show Starring Johnny Carson) شد و با لحنی شوخطبع گفت اگر جوان باشی، ماشین خوب داشته باشی و «یه دیگ پول»، بله… جذابیتش هم هست!
اما همه به این روایت رمانتیک باور ندارند.
نگاه یک تاریخنگار: «ویلیس نیوتن انسان شروری بود»
در سال ۱۹۷۹، چند ماه پیش از مرگ ویلیس نیوتن در ۹۰سالگی، او در خانهاش در اووالده، تگزاس (Uvalde, Texas) با تاریخنگار و نویسنده جی. آر. ویلیامسون (G. R. Williamson) مصاحبهای طولانی و گاه پرتنش انجام داد. ویلیامسون که کتاب «ویلیس نیوتن: آخرین یاغی تگزاس» (Willis Newton: The Last Texas Outlaw) را نوشته، پس از این گفتوگو به نتیجهای کاملاً متفاوت رسید: «من واقعاً باور دارم که او یک انسان کاملاً شرور بود.»
آغاز کار گروه نیوتن

برادران نیوتن فرزندان کشاورزان فقیر اشتراکی در تگزاس بودند. آنها خیلی زود مدرسه را رها کردند و وارد دنیای جرایم کوچک و زندان شدند. ویلیس حدود ۲۵ ساله بود که نخستین سرقت بانک خود را انجام داد و در کلاین، تگزاس (Cline, Texas) حدود ۴٬۷۰۰ دلار دزدید؛ معادل حدود ۱۲۰ هزار دلار امروزی.
در سال ۱۹۱۶ نیز در سرقتی دیگر، سهم او از غنیمت حدود ۱۰ هزار دلار بود (نزدیک به ۲۳۷ هزار دلار امروز). ویلیس به این کار «معتاد» شد و کمکم برادرانش را وارد کسبوکار خانوادگی کرد.
قوانین طلایی ویلیس نیوتن
با وجود آنکه آنها جنایتکار حرفهای بودند، ویلیس قوانینی وضع کرد که نقش مهمی در موفقیتشان داشت. مهمترین قانون این بود:
«هرگز کسی را نکشید.»
به گفته ویلیامسون، ویلیس بهخوبی میدانست که اگر کسی کشته شود، واکنش پلیس و دولت کاملاً تغییر خواهد کرد. هرچند شواهد نشان میدهد این قانون همیشه رعایت نشده است.
در اوج فعالیت، گروه شامل چهار برادر و یک متخصص مواد منفجره به نام برنت گلسکاک (Brent Glasscock) بود. آنها در تگزاس، اوکلاهما، ایالتهای غرب میانه آمریکا (Midwest) و حتی تورنتو، کانادا (Toronto, Canada) بانک و قطار سرقت کردند. حتی در یک روز، دو بانک را پشت سر هم زدند.
چرا پلیس نمیتوانست آنها را بگیرد؟

برادران نیوتن بر خلاف بانی و کلاید یا دیلینجر، بهدنبال شهرت نبودند. نه عکس تبلیغاتی داشتند، نه پلیس را به تمسخر میگرفتند. آنها:
- اغلب شبانه سرقت میکردند،
- با اسلحه وارد بانکها نمیشدند و فریاد «دستها بالا» سر نمیدادند،
- در شهرهای کوچک با امنیت ضعیف بانکها را هدف میگرفتند.
در دهه ۱۹۲۰:
- خبری از اینترنت نبود،
- پایگاه داده ملی اثر انگشت یا عکس مجرمان وجود نداشت،
- ارتباطات محدود به تلگراف و تلفن بود.
در نتیجه، پلیس اصلاً نمیدانست دنبال چه کسانی بگردد.
آنها گاهی به خانه خانوادگیشان در اووالده بازمیگشتند و مدتی مخفی میشدند. مردم شهر میدانستند نیوتنها «آدمحسابی نیستند»، اما هرگز تصور نمیکردند بزرگترین سارقان بانک کشور باشند.
زندگی لاکچری دزدان
وقتی برای «ماموریت» از تگزاس خارج میشدند:
- در بهترین هتلها اقامت میکردند،
- در بهترین رستورانها غذا میخوردند،
- به رویدادهایی مثل دربی کنتاکیو ایندیاناپولیس ۵۰۰ میرفتند.
ویلیامسون میگوید: «آنها مثل ثروتمندان نفتی تولسا زندگی میکردند… و حسابی از کارشان لذت میبردند.»
بزرگترین سرقت تاریخ: رونداوت، ایلینوی
سرانجام، همان سرقتی که آنها را به اوج رساند، باعث سقوطشان شد: سرقت قطار رونداوت، ایلینوی (Rondout, Illinois) در ۱۲ ژوئن ۱۹۲۴.
در این عملیات:
- قطاری که پول چند بانک را حمل میکرد متوقف شد،
- ۶۳ کیسه پول به چهار خودروی سرقتی منتقل شد،
- اما یک ترمزبان فرار کرد و پلیس را خبر کرد.
در هرجومرج شبانه، برنت گلسکاک به اشتباه به داک نیوتن شلیک کرد و او را زخمی کرد. با وجود این، همه گریختند.
اما خیلی زود:
- یک بازرس فاسد پست که در ماجرا دست داشت لو رفت،
- پلیس به پزشکی رسید که داک را درمان کرده بود،
- ویلیس به مکزیک گریخت،
- جس مدتی با ۳۵ هزار دلار (حدود ۵۲۸ هزار دلار امروز) فرار کرد.
در نهایت، همه دستگیر شدند. در دادگاه نوامبر ۱۹۲۴، هشت نفر محکوم شدند، اما با وجود مبلغ عظیم سرقت، احکام نسبتاً سبک بود و همگی بهدلیل رفتار خوب زودتر آزاد شدند.
سالهای پایانی و روایت واقعیتر
سالها بعد، ویلیس گفت: «بانکدارها همه پولدار بودند و به فقیرها اهمیتی نمیدادند. چرا من دزدی نکنم؟ یک دزد از دزد دیگر.»
اما ویلیامسون تأکید میکند این روایت، بیش از حد رمانتیک است. او میگوید در برخی سرقتها تیراندازی شدید رخ داده و طبق گزارشهای روزنامهای، در یکی از سرقتهای قطار در ایلینوی، یک باربر سیاهپوست به نام مون سه روز بعد بر اثر جراحات گلوله جان باخت؛ موضوعی که ادعای «ما کسی را نکشتیم» را زیر سئوال میبرد.
میراث نیوتنها
آخرین عضو گروه، جو نیوتن، در سال ۱۹۸۹ درگذشت. با وجود همه ابهامها و خشونتها، آنها هنوز برای بسیاری قهرمانان مردمی هستند و یک واقعیت انکارناپذیر باقی میماند: برادران نیوتن موفقترین سارقان بانک تاریخ آمریکا بودند.
جو نیوتن در پایان گفت: «دیوانه بودیم که این کارها رو کردیم… ولی خب، جوون بودیم.»
نکته جالب
یکی از بزرگترین معماهای تاریخ جنایت آمریکا هنوز حل نشده است: بقیه پولهای سرقت رونداوت چه شد؟ | بیشتر پولها پیدا شد، اما همان ۳۵ هزار دلار که جس نیوتن با خود برد، هرگز کشف نشد. برخی میگویند هنوز در اطراف سنآنتونیو، تگزاس (San Antonio, Texas) دفن است.
ویلیامسون میگوید: «اینکه واقعاً پولی دفن شده یا نه، کجا بوده و چه کسی پیدایش کرده… هیچکس مطمئن نیست. همهاش در حد شایعه است.»





