دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
دانستنیمجله فرا

تفاوت پدیده‌های طبیعی که اغلب اشتباه می‌گیریم

در طبیعت، واژه‌هایی وجود دارند که در گفت‌وگوی روزمره گاهی به‌جای هم استفاده می‌شوند؛ مثل توفان حاره‌ای و گردباد، صاعقه و آذرخش یا توندرا و تایگا. اما این مفاهیم از نظر علمی، جغرافیایی و اقلیمی تفاوت‌های مهمی دارند. شناخت این تفاوت‌ها کمک می‌کند پدیده‌های طبیعی را دقیق‌تر بشناسیم و هنگام مطالعه اخبار آب‌وهوا، جغرافیا یا زمین‌شناسی دچار اشتباه نشویم.

توفان حاره‌ای و گردباد؛ یکی اقیانوسی، یکی ستونی از باد

توفان حاره‌ای یک سامانه بزرگ و چرخشی از ابر، باران و باد است که معمولاً روی آب‌های گرم اقیانوسی شکل می‌گیرد. این پدیده بخشی از خانواده چرخندهای حاره‌ای است. بر اساس طبقه‌بندی سازمان جهانی هواشناسی، وقتی سرعت باد پایدار در یک چرخند حاره‌ای به حدود ۶۳ تا ۱۱۸ کیلومتر بر ساعت برسد، به آن توفان حاره‌ای گفته می‌شود. اگر سرعت باد از حدود ۱۱۹ کیلومتر بر ساعت فراتر رود، بسته به منطقه، با نام‌هایی مانند هاریکن، تایفون یا سیکلون شدید شناخته می‌شود.

اما گردباد یا تورنادو یک ستون باریک و بسیار سریع از هوای چرخان است که از ابرهای توفانی به سمت زمین امتداد پیدا می‌کند. گردباد معمولاً در مقیاسی بسیار کوچک‌تر از توفان حاره‌ای رخ می‌دهد، اما می‌تواند در مدت کوتاه و در محدوده‌ای محدود، ویرانی شدیدی ایجاد کند. گردبادها بیشتر روی خشکی دیده می‌شوند، اما اگر روی آب شکل بگیرند، به آن‌ها آب‌گردباد یا waterspout می‌گویند.

به‌طور خلاصه، توفان حاره‌ای یک سامانه عظیم و چندروزه روی اقیانوس است؛ اما گردباد پدیده‌ای کوچک‌تر، کوتاه‌مدت‌تر و بسیار متمرکزتر است.

صاعقه و آذرخش؛ تخلیه الکتریکی یا نور آن؟

در زبان فارسی، صاعقه و آذرخش گاهی به‌جای هم استفاده می‌شوند، اما در کاربرد دقیق‌تر تفاوت ظریفی دارند.

آذرخش معمولاً به نور درخشانی گفته می‌شود که هنگام تخلیه الکتریکی در جو دیده می‌شود؛ همان برق ناگهانی آسمان. این تخلیه می‌تواند درون یک ابر، میان دو ابر یا بین ابر و زمین رخ دهد.

صاعقه بیشتر زمانی به کار می‌رود که این تخلیه الکتریکی با زمین یا اجسام روی زمین برخورد کند؛ یعنی همان پدیده خطرناکی که می‌تواند به انسان، ساختمان، درخت یا تجهیزات آسیب بزند. البته در بسیاری از متون عمومی، صاعقه به کل فرآیند تخلیه الکتریکی نیز گفته می‌شود.

بر اساس داده‌های هواشناسی، دمای کانال آذرخش می‌تواند به حدود ۳۰ هزار درجه سانتی‌گراد برسد؛ یعنی چند برابر دمای سطح خورشید. همین گرمای ناگهانی باعث انبساط سریع هوا و تولید صدایی می‌شود که آن را رعد می‌نامیم.

پس اگر بخواهیم ساده بگوییم: آذرخش نور تخلیه الکتریکی است، صاعقه معمولاً برخورد خطرناک آن با زمین یا اجسام است، و رعد صدای ناشی از آن.

توندرا و تایگا؛ دو اقلیم سرد اما متفاوت

توندرا منطقه‌ای بسیار سرد، خشک و تقریباً بدون درخت است. این زیست‌بوم بیشتر در عرض‌های جغرافیایی بالا، مثل شمال کانادا، آلاسکا، گرینلند و سیبری دیده می‌شود. یکی از ویژگی‌های اصلی توندرا وجود پرمافراست یا خاک همیشه‌یخ‌زده است؛ یعنی لایه‌ای از خاک که دست‌کم دو سال پیاپی در حالت یخ‌زده باقی می‌ماند.

به دلیل سرمای شدید، فصل رشد کوتاه و خاک یخ‌زده، در توندرا معمولاً درختان بلند رشد نمی‌کنند و پوشش گیاهی بیشتر شامل خزه‌ها، گلسنگ‌ها، علف‌ها و بوته‌های کوتاه است.

اما تایگا یا جنگل‌های بوریال کمربند وسیعی از جنگل‌های سرد و سوزنی‌برگ است که در نیمکره شمالی، به‌ویژه در کانادا، روسیه و اسکاندیناوی گسترده شده است. درختانی مانند کاج، صنوبر و نراد از گیاهان شاخص تایگا هستند. طبق گزارش‌های منابع بین‌المللی محیط‌زیست، جنگل‌های بوریال بخش بزرگی از جنگل‌های جهان را تشکیل می‌دهند و نقش مهمی در ذخیره کربن و تنظیم اقلیم دارند.

تفاوت اصلی این دو در پوشش گیاهی است: توندرا تقریباً بی‌درخت است، اما تایگا جنگلی و سوزنی‌برگ است.

دلتا و خور؛ رسوب رودخانه یا ورود آب دریا؟

دلتا در نزدیکی دهانه رودخانه شکل می‌گیرد؛ جایی که رودخانه هنگام رسیدن به دریا، دریاچه یا پهنه آبی آرام‌تر، سرعت خود را از دست می‌دهد و رسوبات همراه خود را ته‌نشین می‌کند. با گذشت زمان، این رسوبات می‌توانند زمین‌های جدیدی بسازند و دهانه رود را به چند شاخه تقسیم کنند. دلتاها معمولاً شکلی مثلثی یا بادبزنی دارند. دلتای نیل و دلتای می‌سی‌سی‌پی از نمونه‌های مشهور جهان هستند.

اما خور یا در کاربرد علمی نزدیک‌تر، مصب رودخانه / Estuary، جایی است که آب شیرین رودخانه با آب شور دریا ترکیب می‌شود و معمولاً تحت تأثیر جزر و مد قرار دارد. در خورها، آب دریا می‌تواند به سمت خشکی پیشروی کند و محیطی نیمه‌شور ایجاد کند. این مناطق از نظر زیستی بسیار مهم‌اند، چون محل تغذیه، زادآوری و پناه بسیاری از ماهی‌ها و پرندگان هستند.

به زبان ساده: دلتا نتیجه ته‌نشینی رسوبات رودخانه است، اما خور محل آمیختن آب رودخانه و دریاست.

دشت و فلات؛ هموار بودن کافی نیست

دشت به سرزمینی نسبتاً هموار و کم‌ارتفاع گفته می‌شود که شیب ملایمی دارد و معمولاً برای کشاورزی، سکونت و گسترش شهرها مناسب است. دشت‌ها می‌توانند در کنار رودخانه‌ها، سواحل یا مناطق داخلی شکل بگیرند.

اما فلات نیز ممکن است سطحی صاف یا نسبتاً هموار داشته باشد، با این تفاوت که در ارتفاع بیشتری نسبت به زمین‌های اطراف قرار گرفته است. فلات‌ها گاهی میان کوهستان‌ها یا پس از فرسایش طولانی‌مدت شکل می‌گیرند. فلات ایران، فلات تبت و فلات آناتولی از نمونه‌های معروف هستند. فلات تبت به دلیل ارتفاع بسیار زیاد، گاهی «بام جهان» نامیده می‌شود.

پس تفاوت اصلی این دو در ارتفاع نسبی است: دشت هموار و معمولاً کم‌ارتفاع است؛ فلات هموار اما مرتفع‌تر از پیرامون خود است.

ساوانا و استپ؛ دو علفزار با آب‌وهوای متفاوت

ساوانا بیشتر در مناطق گرمسیری و نیمه‌گرمسیری دیده می‌شود؛ جایی که فصل بارانی و فصل خشک از هم جدا هستند. ساوانا ترکیبی از علفزارهای وسیع و درختان پراکنده است. نمونه مشهور آن در بخش‌هایی از آفریقا دیده می‌شود؛ زیستگاهی که جانورانی مانند فیل، زرافه، شیر، گورخر و آنتلوپ در آن زندگی می‌کنند.

اما استپ نوعی علفزار خشک‌تر است که بیشتر در مناطق معتدل و قاره‌ای دیده می‌شود؛ مثل بخش‌هایی از آسیای مرکزی، قزاقستان، مغولستان و اروپای شرقی. استپ‌ها معمولاً بارندگی کمتری دارند و درختان در آن‌ها بسیار کم‌اند یا اصلاً دیده نمی‌شوند.

به‌طور خلاصه، ساوانا گرمسیری‌تر و دارای درختان پراکنده است؛ استپ خشک‌تر، معتدل‌تر یا قاره‌ای‌تر و اغلب بی‌درخت‌تر است.

دهانه آتشفشان و کالدرا؛ گودال کوچک یا فروپاشی عظیم؟

دهانه آتشفشان یا کراتر معمولاً گودالی قیفی‌شکل در بالای آتشفشان است که مواد آتشفشانی، گازها و گدازه‌ها از آن خارج می‌شوند. اندازه دهانه می‌تواند متفاوت باشد، اما معمولاً نسبت به کل ساختار آتشفشان کوچک‌تر است.

اما کالدرا بسیار بزرگ‌تر است و معمولاً پس از یک فوران عظیم و خالی شدن بخش زیادی از مخزن ماگمایی زیر آتشفشان شکل می‌گیرد. در این حالت، بخش بزرگی از قله یا بدنه آتشفشان فرو می‌ریزد و فرورفتگی وسیعی ایجاد می‌شود. کالدرا یلوستون در آمریکا و کالدرا سانتورینی در یونان از نمونه‌های مشهور هستند.

پس تفاوت اصلی این دو در مقیاس و نحوه شکل‌گیری است: دهانه محل خروج مواد آتشفشانی است، اما کالدرا نتیجه فروپاشی گسترده ساختار آتشفشان پس از فورانی بزرگ است.

بسیاری از پدیده‌های طبیعی در نگاه اول شبیه هم به نظر می‌رسند، اما تفاوت آن‌ها در مقیاس، محل شکل‌گیری، فرآیند زمین‌شناسی یا شرایط اقلیمی است. توفان حاره‌ای و گردباد هر دو با باد شدید همراه‌اند، اما یکی سامانه‌ای اقیانوسی و عظیم است و دیگری ستونی متمرکز از باد. توندرا و تایگا هر دو سردند، اما یکی بی‌درخت و دیگری جنگلی است. دلتا و خور هر دو در دهانه رودخانه دیده می‌شوند، اما یکی با رسوب‌گذاری و دیگری با جزر و مد و آمیختگی آب شور و شیرین تعریف می‌شود.

شناخت این تفاوت‌ها کمک می‌کند طبیعت را دقیق‌تر، علمی‌تر و البته شگفت‌انگیزتر ببینیم.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا