سیگورجون «جونی» سیگواتسون از همکاری با دیوید لینچ تا آینده بیتکوین در سینما گفت

سیگورجون «جونی» سیگواتسون، تهیهکننده ایسلندیتبار و ساکن آمریکا، در آستانه دریافت جایزه ریموندو رتزونیکو در هفتادونهمین جشنواره فیلم لوکارنو، از مسیر متنوع حرفهایاش، همکاری با دیوید لینچ و کاترین بیگلو، نگاهش به بازسازی آثار و پروژهای درباره سرقت دستگاههای استخراج بیتکوین در ایسلند صحبت کرد.
سیگواتسون که بنیانگذار شرکت پالمار پیکچرز (Palomar Pictures) و یکی از همبنیانگذاران پراپاگاندا فیلمز (Propaganda Films) است، در کارنامهاش از فیلمهای دیوید لینچ و کاترین بیگلو تا سریال «Beverly Hills, 90210»، فیلم «Basquiat» ساخته جولین اشنابل، مستند فوتبالی «Zidane, A 21st Century Portrait» و آثار موزیکویدیویی دیده میشود. پراپاگاندا فیلمز که او در سال ۱۹۸۶ راهاندازی کرد، در دورهای نزدیک به یکسوم موزیکویدیوهای آمریکا را تولید میکرد و کارگردانانی چون دیوید فینچر، مایکل بی، اسپایک جونز، گور وربینسکی و زک اسنایدر از چهرههایی بودند که در سالهای ابتدایی فعالیتشان با این مجموعه همکاری داشتند.
جشنواره لوکارنو قرار است شامگاه ششم اوت در میدان پیاتزا گرانده از سیگواتسون تقدیر کند و همزمان دو فیلم مهم کارنامه او، یعنی «Wild at Heart» ساخته دیوید لینچ و برنده نخل طلای کن در سال ۱۹۹۰ و مستند فرانسوی «Zidane, A 21st Century Portrait» ساخته فیلیپ پارنو و داگلاس گوردون را نمایش دهد.
این تهیهکننده درباره علت حضورش در پروژههایی با ژانرها و ابعاد بسیار متفاوت گفت مسیر حرفهایاش بیشتر حاصل اتفاق بوده تا برنامهریزی دقیق. او توضیح داد: «وقتی وارد این حرفه شدم، فضا خیلی باز نبود. باید هر کاری را که به دستت میرسید انجام میدادی. من هیچوقت آنقدر طرفدار فیلمهای بزرگ هالیوودی نبودم، برای همین از موزیکویدیو و آگهیهای تلویزیونی شروع کردم و بعد کمی وارد تلویزیون شدم. آن زمان تلویزیون کاملاً متفاوت بود؛ از یک جهت دوره بازی بود، چون گسترش شبکههای کابلی فرصتهای بسیار متفاوتی ایجاد کرده بود.»
سیگواتسون درباره راهاندازی پراپاگاندا فیلمز نیز گفت داشتن یک شرکت در ابتدا الزاماً مزیت نبود. به گفته او، بسیاری میپرسیدند که آیا این شرکت در ژانر وحشت فعالیت میکند، کمدی میسازد یا اکشن؛ اما پاسخ خودش همیشه یکسان بوده است: «من فقط کار خوب و داستان خوب انجام میدهم. همیشه سعی کردهام روی داستانهای خوب تمرکز کنم؛ ژانر اهمیتی ندارد.»
او با اشاره به پیشزمینه ادبیاش گفت بسیاری از آثارش ریشه در متون ادبی یا روایتهای واقعی دارند. «Candyman» بر اساس یک داستان کوتاه ساخته شد، «K-19: The Widowmaker» از یک مستند بیبیسی درباره داستان واقعی نخستین زیردریایی هستهای شوروی الهام گرفت و «Wild at Heart» نیز اقتباسی از یک رمان کوتاه بود. سیگواتسون گفت: «شاید بهخاطر پیشزمینه ادبیام، همیشه بیشتر جذب داستانهایی شدهام که شخصیتهای قدرتمند و فرجامهای قوی دارند. داستان خوب، در هر ژانری، داستان خوب است.»
او این نگاه را یکی از دلایل همکاری مداومش با فیلمسازان مؤلفی چون دیوید لینچ و کاترین بیگلو دانست. سیگواتسون درباره شکلگیری «Wild at Heart» گفت: «این کارگردانها قصهگو هستند. دیوید بخش بزرگی از آثارش را خودش خلق میکرد، اما برای «Wild at Heart» دنبال منبعی بود. من حق اقتباس این رمان کوتاه نسبتاً نامتعارف را داشتم و با خودم فکر کردم شاید دیوید آن را دوست داشته باشد، چون او چیزهای غیرمتعارف را دوست دارد.»
او افزود که فیلم با وجود فضای پیچیده و نامتعارفش، مسیر شخصیتی قدرتمندی دارد و در بنیاد خود یک داستان عاشقانه است: «نمیدانم شخص دیگری چطور «Wild at Heart» را تفسیر میکرد، اما فکر نمیکنم کسی میتوانست آن را مثل دیوید لینچ بسازد.»
سیگواتسون در پاسخ به پرسشی درباره موج بازسازیها و احیای آثار قدیمی گفت بعضی از پروژههایش دوباره ساخته شدهاند. او از نسخه ۲۰۲۱ «Candyman» به نویسندگی جردن پیل، وین روزنفلد و نیا داکوستا تمجید کرد و گفت: «کار فوقالعادهای انجام دادند. آنها بسیار بااستعدادند. اساساً همان داستان در زمانه امروز است، اما تمرکزش کمی تفاوت دارد.»
با این حال، او باور دارد بازسازی بدون زاویه دید تازه، ارزش چندانی ندارد. سیگواتسون درباره نسخه نتفلیکس از «Tales of the City» گفت نتفلیکس زمانی برای ساخت دوباره این سریال با او تماس گرفته بود، اما علاقهای به بازگشت به آن نداشت: «فکر میکردم انجام دوبارهاش دشوار است و به نظرم نسخه نتفلیکس هم خیلی خوب از کار درنیامد. مگر اینکه داستان را از نو تصور کنید؛ وگرنه همان داستان باقی میماند و آن کیفیت را نداشت. زمان زیادی گذشته بود. نسخه اصلی به این دلیل عالی بود که در زمان درست خودش عرضه شد.»
او درباره بازسازیها و ریبوتهای «Beverly Hills, 90210» نیز گفت نسخههای بعدی تنها شباهت محدودی به سریال اصلی داشتهاند، چون طراوت آن را نداشتند: «وقتی برای اولین بار «۹۰۲۱۰» را ساختیم، قانونی وجود نداشت و میتوانستیم هر کاری بخواهیم انجام دهیم. مثل برق در بطری بود. هیچکس نمیدانست «Beverly Hills, 90210» چیست و در واقع، بیشتر از آنکه قرار باشد یک موفقیت محسوب شود، یک تجربه بود؛ چون هیچکدام از بازیگران جوان آن زمان ستاره نبودند.»
سیگواتسون تنها ادامهای را که واقعاً متفاوت و موفق میداند، «Twin Peaks: The Return» است؛ پروژهای که خودش در آن مشارکت نداشت. او گفت: «فکر میکنم تنها دنباله یا ادامه سریالی است که ۲۵ سال بعد میآید و تا این اندازه تفاوت دارد. به نظرم فوقالعاده بود. شاید به اندازه نسخه اصلی دیده نشده باشد، اما همانقدر اصیل است.»
او معتقد است این اثر حتی مفهوم تماشای پشتسرهم قسمتها را وارونه میکند: «اگر بخواهید «Twin Peaks: The Return» را یکنفس تماشا کنید، سرتان منفجر میشود، چون روایتش تا این حد غیرخطی است.»
این تهیهکننده همچنین درباره پروژهای با عنوان موقت «راهزنان بیتکوین» صحبت کرد؛ داستان سرقت حدود ۶۰۰ سرور رایانهای مورد استفاده برای استخراج رمزارز از مراکز داده در ایسلند. او گفت این پروژه همچنان در دست توسعه است، هرچند پیچیدگیهایی دارد: «چیزی که این پروژه را منحصربهفرد میکرد، این بود که با جرمی بدون قربانی روبهرو بودیم. هیچکس جلو نیامد که بگوید «این رایانههای استخراج بیتکوین مال ماست، پس آنها را برگردانید.» و سارقان هم هرگز پیدا نشدند.»
سیگواتسون این پرونده را از آن جهت جذاب میداند که هیچکس مالکیت بیتکوینها را مطالبه نکرده است: «وقتی چیزی را از لوور میدزدید، یک شیء ملموس ناپدید میشود؛ اما اینجا موضوع ناملموس بود. شگفتانگیزترین نکته این بود که هیچکس نگفت این بیتکوینها مال اوست؛ پس شاید اصلاً دزدیده نشده بودند.»
او گفت این روایت از ابتدا به دلیل ظهور ابزار مالی تازهای چون بیتکوین برایش جذاب بود، اما سخنان و توجه دونالد ترامپ به رمزارزها، موضوع را ملموستر و بهروزتر کرده است: «وقتی پروژه را شروع کردیم، تقریباً هیچکس واقعاً نمیدانست بیتکوین چیست.»
سیگواتسون در سال ۲۰۲۲ نیز در مرحله پستولید فیلمی کوچک درباره پروژه امکیاولترا (MKUltra)، برنامه محرمانه سازمان سیا برای بررسی امکان استفاده ابزاری از الاسدی، مشارکت داشت. دیوید چیس، خالق «The Sopranos»، نیز در حال توسعه سریالی برای اچبیاو (HBO) با محوریت همین پروژه است.
این تهیهکننده درباره فیلم خود گفت: «این فیلم بسیار کوچکی بود که یکی از دوستانم میساخت و من برای کمک به تمام کردن آن وارد کار شدم. او تصاویر واقعی شگفتانگیز زیادی داشت. گفتم بهتر است بیشتر روی همان تصاویر واقعی تمرکز کنیم. بخش داستانی بزرگی هم وجود داشت، اما برای من تمرکز بر تصاویر محرمانه سیا و تصاویر عمومی در دسترس، جذابتر بود.»
او افزود که در مرحله پستولید کمک کرد فیلم نسبت به ایده اولیه، واقعگراتر شود: «موضوع کاملاً با توطئه گره خورده است و احساس میکردم به کار بیشتری نیاز دارد. در واقع تا پستولید وارد نشدم و بعد کمک کردم به فیلمی تبدیل شود که بسیار بیشتر از طرح اولیهاش بر واقعیت تکیه دارد.»
سیگواتسون با وجود دریافت افتخار جشنواره لوکارنو، قصدی برای فاصله گرفتن از سینما ندارد. او گفت: «اینکه برای کارهای گذشتهات چنین قدردانیای دریافت کنی، حس خوبی دارد؛ اما من همچنان فیلم میسازم، هرچند نه دقیقاً به همان شیوه گذشته. هنوز هم کارم را بر پایه متریال قوی پیش میبرم و اغلب از پیشزمینهام در موسیقی یا ادبیات استفاده میکنم.»
او در پایان تأکید کرد که برای آغاز یک پروژه تازه، تنها تأمین بودجه کافی نیست: «اگر الآن فیلم خوبی داشته باشم، مطمئن میشوم همهچیز را در اختیار دارم. برای مثال، اگر بازیگر فوقالعادهای نداشته باشم، حتی اگر پولش فراهم باشد، ساخت فیلم را شروع نمیکنم. چرا باید فیلمی را آغاز کرد، وقتی همه عناصر عالی آن فراهم نیست؟»





