دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نگاهی اجمالی

مورک؛ عجیب‌ترین و شاید بهترین شخصیت رابین ویلیامز در تاریخ تلویزیون

در افسانه‌ای‌بودن رابین ویلیامز هیچ تردیدی نیست. این بازیگر و کمدین فقید با دامنه خیره‌کننده نقش‌هایش به یکی از چهره‌های ماندگار دنیای سرگرمی تبدیل شد؛ از کمدی محبوب «Mrs. Doubtfire» گرفته تا درام‌های درخشانی مانند «Dead Poets Society» و «Good Will Hunting» و حتی تریلر روان‌شناختی «One Hour Photo».

ویلیامز در تلویزیون هم حضور داشت و اگرچه کارنامه‌اش در قاب کوچک به گستردگی فعالیت‌های سینمایی‌اش نبود، همان چند نقش برای ماندگارشدن کافی بود. مشهورترین شخصیت تلویزیونی او یکی از جالب‌ترین کاراکترهای تاریخ این رسانه است؛ موجودی فضایی که نه در یک یا دو سریال، بلکه در چهار مجموعه مختلف ظاهر شد و پیشینه داستانی‌اش آن‌قدر عجیب است که باورکردنش آسان نیست.

این شخصیت کسی نیست جز مورک از سیاره اورک؛ همان موجود فضایی که بیش از هر چیز با سیتکام «Mork & Mindy» محصول سال ۱۹۷۸ شبکه ای‌بی‌سی (ABC) شناخته می‌شود. ویلیامز در این مجموعه نقش مورک را بازی می‌کرد؛ موجودی فضایی که برای بررسی رفتار انسان‌ها به زمین می‌آید و در نهایت هم‌خانه میندی با بازی پم دابر می‌شود. میندی اجازه می‌دهد او در اتاق زیرشیروانی خانه‌اش زندگی کند و کمک می‌کند هویت واقعی‌اش مخفی بماند.

طبیعتا وقتی پای یک موجود فضایی گیج و کنجکاو در میان باشد، دردسرهای خنده‌دار هم یکی پس از دیگری از راه می‌رسند. «Mork & Mindy» سریالی سرگرم‌کننده، عجیب و کاملا متعلق به دوران خودش بود، اما خود مورک حتی از فضای سریال هم نامتعارف‌تر به نظر می‌رسید. برای درک عجیب‌بودن این شخصیت باید به سال‌ها پیش از نخستین حضور رسمی‌اش برگردیم.

ماجرا از قسمت «It May Look Like a Walnut» در فصل دوم «The Dick Van Dyke Show» آغاز می‌شود که سال ۱۹۶۳ پخش شد. این قسمت به نویسندگی کارل راینر و کارگردانی جری پاریس، نوعی هجویه از «The Twilight Zone» بود. در داستان، راب با بازی دیک ون دایک خواب می‌بیند موجودات فضایی به زمین حمله کرده‌اند؛ بیگانگانی که شست دست و قدرت تخیل انسان‌ها را می‌دزدند و گردو می‌خورند!

شاید این داستان در نگاه نخست ارتباط چندانی با مورک نداشته باشد، اما ۱۵ سال بعد جری پاریس قسمت «My Favorite Orkan» از فصل پنجم «Happy Days» را کارگردانی کرد. قصه ساده بود: مورک، موجودی فضایی از اورک با بازی رابین ویلیامز، به زمین می‌آید و می‌خواهد ریچی با بازی ران هاوارد را به‌عنوان نمونه‌ای از یک انسان کاملا معمولی با خود به سیاره‌اش ببرد. البته فونزی سر راهش قرار می‌گیرد.

در پایان مشخص می‌شود تمام ماجرای موجود فضایی فقط خواب ریچی بوده است؛ تا اینکه مردی شبیه مورک در خانه را می‌زند و آدرس می‌پرسد. به این ترتیب، مورک نخستین‌بار در «Happy Days» و در داستانی که در دهه ۱۹۵۰ می‌گذشت، ظاهر شد.

همان سال، «Mork & Mindy» از «ای‌بی‌سی» پخش شد و همان مورک را به سال ۱۹۷۸ آورد. تصمیم برای ساخت اسپین‌آفی مستقل درباره این شخصیت، سازندگان را مجبور کرد صحنه‌ای تازه به نسخه بازپخش «My Favorite Orkan» اضافه کنند. در پخش اصلی، ماجرا صرفا یک خواب بود؛ اما صحنه جدید تایید می‌کرد مردی که در خانه ریچی را زده واقعا موجودی فضایی است. او با مسئول خود، اورسن، ارتباط برقرار می‌کند و اورسن نیز وی را به سال ۱۹۷۸ می‌فرستد. بله، سفر در زمان هم به این دنیای دیوانه‌وار اضافه شد!

مورک در سال ۱۹۷۹ در سیتکام فانتزی و کوتاه‌عمر «Out of the Blue» نیز حضور یافت. این مجموعه داستان فرشته‌ای تازه‌کار را دنبال می‌کرد که مامور شده بود با خانواده‌ای در حومه شیکاگو زندگی کند، فرشته نگهبان آن‌ها باشد و هم‌زمان به‌عنوان معلم دبیرستان کار کند. مورک در نخستین قسمت با عنوان «Random’s Arrival» ظاهر شد؛ یک کراس‌اور تبلیغاتی که قرار بود توجه مخاطبان را به سریال تازه جلب کند.

این نقشه چندان جواب نداد و «Out of the Blue» خیلی زود لغو شد؛ به‌طوری‌که از مجموع ۱۲ قسمت تولیدشده، فقط هشت قسمت روی آنتن رفت.

چهارمین حضور مورک در مجموعه انیمیشنی «Mork & Mindy/Laverne & Shirley/Fonz Hour» رقم خورد. این برنامه صبح‌های شنبه در سال ۱۹۸۲ پخش شد و تنها یک فصل ۲۷ قسمتی داشت. یکی از بخش‌های آن به مورک و میندی اختصاص داشت و ویلیامز و دابر بار دیگر صداپیشگی شخصیت‌هایشان را بر عهده گرفتند؛ با این تفاوت که این بار مورک و میندی نوجوان بودند و داستان‌های تازه‌ای را تجربه می‌کردند.

حضور یک شخصیت در چهار سریال مختلف به‌اندازه کافی غیرعادی است، اما جزییات زندگی مورک از آن هم عجیب‌تر بود. طبق داستان رسمی، او در لوله آزمایش خلق شده بود و حتی میان مردم سیاره خودش نیز موجودی نامتعارف به حساب می‌آمد؛ ویژگی‌ای که بخش مهمی از کمدی سریال را شکل می‌داد.

البته شخصیت مورک همیشه هم انسجام مشخصی نداشت. او در «Mork & Mindy» قدرت‌های گوناگونی از خود نشان می‌داد که هیچ‌وقت تعریف دقیقی نداشتند و معمولا هر زمان داستان اقتضا می‌کرد، ناگهان ظاهر می‌شدند. برای نمونه، مورک انگشتش را به‌سوی چیزی می‌گرفت و هر بار اتفاق متفاوتی رخ می‌داد. دیوید میش، نویسنده فصل‌های اول و دوم، نیز پیش‌تر درباره همین موضوع صحبت کرده بود. به زبان ساده، قدرت‌های مورک تابع یک قانون بودند: هرچه در آن لحظه جواب بدهد!

اما عجیب‌ترین بخش داستان شاید به فرزند مورک و میندی مربوط باشد. این دو در فصل چهارم ازدواج می‌کنند و صاحب فرزند می‌شوند، ولی خبری از یک بارداری معمولی نیست. ازآنجاکه مورک اهل اورک است، خودش تخم می‌گذارد! تخم رشد می‌کند و وقتی می‌شکند، نه نوزادی از آن بیرون می‌آید و نه حتی یک کودک؛ بلکه جاناتان وینترز در نقش پسر آن‌ها، میرث، ظاهر می‌شود.

شاید بیرون‌آمدن یک فرزند دورگه فضایی با ظاهر بزرگسال از چنین تخمی به‌تنهایی خیلی عجیب نباشد، اما نکته حیرت‌انگیز اینجاست که وینترز ۲۶ سال از ویلیامز بزرگ‌تر بود. سریال پیش‌تر توضیح داده بود که مردم اورک به‌صورت معکوس پیر می‌شوند، ولی حتی با این توضیح هم ماجرا همچنان به‌شدت عجیب باقی می‌ماند.

تقریبا همه‌چیز درباره مورک نامتعارف بود و همین ویژگی به اصلی‌ترین جذابیتش تبدیل شد. «Mork & Mindy» یکی از به‌یادماندنی‌ترین سیتکام‌های تاریخ تلویزیون است، چون از عجیب، بی‌قاعده و حتی دیوانه‌واربودن نمی‌ترسید. این جنون دوست‌داشتنی نیز به خود مورک محدود نمی‌شد؛ پایان سریال پای کفش‌های سفر در زمان، انسان‌های غارنشین، یک گرداب، افشای هویت فضایی مورک روی زمین و مجموعه‌ای از ماجراهای غیرقابل‌پیش‌بینی را وسط کشید.

بااین‌حال، زیر تمام این شلوغی‌ها و شوخی‌ها، حقیقتی انسانی وجود داشت. مورک شخصیتی بود که خودش را جدی نمی‌گرفت و از همین مسیر نشان می‌داد انسان‌بودن واقعا چه معنایی دارد. همه ما کمی عجیب، کمی دست‌وپاچلفتی، گاهی وارونه و اغلب بیش از آنچه اعتراف می‌کنیم، بامزه‌ایم. مورک شاید دیوانه‌وارترین نقش رابین ویلیامز باشد، اما به‌راحتی می‌توان او را یکی از بهترین شخصیت‌هایش دانست؛ کاراکتری که بعید است تلویزیون دوباره شبیهش را ببیند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا