نقد و بررسی فیلم «جادوی عملی ۲» (Practical Magic 2)

«جادوی عملی ۲» (Practical Magic 2) از آن دنبالههایی است که پیش از تماشا هم بار سنگینی روی دوش دارد: باید هم دل طرفداران فیلم کالت سال ۱۹۹۸ را به دست بیاورد، هم ثابت کند فقط یک بازگشت نوستالژیک دیگر در صف دنبالههای دیرهنگام هالیوود نیست. فیلم اول، با بازی ساندرا بولاک و نیکول کیدمن در نقش سالی و جیلیان اوونز، هیچوقت شاهکار بینقصی نبود؛ ترکیب عجیب کمدی رمانتیک، فانتزی تاریک، خشونت خانگی، جادو، خانهای رویایی در ماساچوست و خواهرانگیِ پرشور گاهی بیشتر شبیه معجونی نامنظم بود تا فیلمی یکدست. اما همان بیقاعدگی، همان حالوهوای پاییزی، همان سکانس مارگاریتاهای نیمهشب و رقص در آشپزخانه، کمکم فیلم را به تماشای محبوب هالووینی، مخصوصاً برای نسل هزاره، تبدیل کرد.
حالا سوزانه بیر در Practical Magic 2 دوباره سراغ زنان خانواده اوونز رفته؛ ۲۸ سال بعد از مواجهه قبلی با نیروهای تاریک. سالی خیال میکرد نفرین چندصدساله خاندانشان را شکسته، اما معلوم میشود فقط بخشی از آن از بین رفته است. او پس از مرگ دوباره همسری که دوستش داشته، تصمیم گرفته جادو را از زندگی دخترانش، کایلی و آنتونیا، حذف کند؛ حتی خاطرات جادویی آنها را پاک کرده تا به خیال خودش از درد و فقدان محافظتشان کند. اما وقتی گیدئون، دوستپسر کایلی، قربانی همان نفرین قدیمی میشود، این تصمیم مادرانه به بحرانی خانوادگی تبدیل میشود: آیا محافظت کردن از بچهها یعنی محروم کردنشان از حقیقت، قدرت و تاریخ خودشان؟

نقطه قوت اصلی جادوی عملی ۲ همچنان همان چیزی است که فیلم اول را نجات میداد: رابطه زنان با هم. بازگشت ساندرا بولاک و نیکول کیدمن صرفاً یک ترفند تبلیغاتی نیست؛ شیمی بین این دو هنوز زنده است. کیدمن در نقش جیلیان، سبکبال، پرشیطنت و آسیبپذیر ظاهر میشود؛ زنی که هنوز به لمس کردن زندگی، عشق و خطر باور دارد. او مدام به فضای شخصی سالی حمله میکند، مثل خواهری واقعی که هم آزاردهنده است و هم تنها کسی است که میتواند حقیقت را بیرحمانه و عاشقانه بگوید. بولاک هم در نقش سالی، با آن صداقت سفتوسخت همیشگیاش، زنی را بازی میکند که درد را آنقدر مرتب و کنترلشده در خود دفن کرده که خودش هم کمکم باورش شده تنهایی امنتر است. بازی او زمانی بهتر عمل میکند که لبخند نمیزند؛ وقتی فقدان از لای سکوت و نگاهش بیرون میزند.
فیلم از نظر مضمون، ایده جذابی دارد: نفرین خانوادگی دیگر فقط یک ترفند جادویی نیست، بلکه استعارهای از ترومای بیننسلی است؛ زخمی که اگر دربارهاش حرف نزنی، خودش راهش را به نسل بعد پیدا میکند. این ایده در رابطه سالی با دخترانش خوب جواب میدهد. کایلی، با بازی جویی کینگ، یکی از برگهای برنده فیلم است. او نه فقط «نسل جدید» تزئینی برای ادامه فرنچایز، بلکه شخصیتی است با خشم، عشق، عجله و بیتجربگی. عشقش به گیدئون میتوانست خیلی ساده و کلیشهای از آب دربیاید، اما کینگ آن را به انرژی جوانی تبدیل میکند؛ همان نیرویی که مادرش سالها سرکوب کرده است.

در مقابل، آنتونیا با بازی میزی ویلیامز چندان خوششانس نیست. با اینکه حضور ویلیامز بعد از «بازی تاجوتخت» روی کاغذ برای جمع جادوگران اوونز انتخابی طبیعی به نظر میرسد، فیلم نقش کافی به او نمیدهد. آنتونیا بیشتر در حاشیه میماند، از بخش اصلی ماجرا دور میافتد و فرصت پیدا نمیکند مثل کایلی سهم خودش را از کشمکش احساسی و جادویی بگیرد. همین عدم توازن در فیلمنامه باعث میشود نسل جدید خانواده اوونز کاملاً یکدست و قانعکننده نباشد.
یکی از تصمیمهای بحثبرانگیز فیلم، ترک کردن خانه نمادین اوونز در ماساچوست و رفتن به انگلستان است. از یک طرف، این سفر ریشه در اسطورهشناسی کتابهای آلیس هافمن دارد و قرار نیست صرفاً «لوکیشن تازه برای دنباله» باشد. ماجرا به ماریا اوونز، نیای قرن هفدهمی خانواده، و سایه رنج او بر نسلهای بعد وصل میشود. از طرف دیگر، باید پذیرفت که فیلم با دور شدن از آن خانه گرم، نارنجی، پارچهای و دستساز، بخشی از جادوی بصری نسخه اول را از دست میدهد. لندن و فضای خاکستریتر انگلستان گاهی بیش از حد تمیز و دیجیتالی به نظر میرسند و آن حس مهآلود و خانگی فیلم ۱۹۹۸ را کمرنگ میکنند.

با این حال، سوزانه بیر بازیگرانش را خوب میشناسد. او پیشتر با بولاک در «جعبه پرنده» و با کیدمن در «فروپاشی» و «زوج بینقص» کار کرده و این تجربه در هدایت لحظات احساسی پیداست. Practical Magic 2 وقتی بهترین است که دست از توضیح دادن جادو برمیدارد و اجازه میدهد زنان خانواده کنار هم باشند؛ با کیک تولد، مارگاریتا، شوخیهای خواهرانه، دلخوریهای قدیمی و مهربانیهای بیادا. دایان ویست و استاکرد چنینگ در نقش جت و فرنی هنوز حضوری شیرین و درخشان دارند، هرچند فیلم میتوانست بیشتر از آنها استفاده کند. همین دو نفر یادآوری میکنند که پیر شدن در جهان اوونز به معنی کم شدن قدرت نیست؛ برعکس، انگار جادو با چروکها، خاطرهها و فقدانها عمیقتر میشود.
لی پیس در نقش پروفسور ایان رایت هم حضور جذابی دارد. رابطه احتمالی او با سالی، هرچند آتشینترین شیمی عاشقانه تاریخ سینما نیست، اما گرمایی انسانی دارد. مهمتر اینکه فیلم با این رابطه نمیگوید عشق رمانتیک تنها راه نجات است. اتفاقاً حرف اصلی این است که زندگی بدون جادو، بدون خطر کردن، بدون اجازه دادن به قلب برای شکستن و ترمیم شدن، زندگی کاملی نیست. جمله جیلیان که میگوید «زندگی بدون جادو اصلاً زندگی نیست» عصاره همین نگاه است.
مشکل بزرگ فیلم اما زمان و ریتم است. با مدت حدود ۱۳۰ دقیقه، جادوی عملی ۲ گاهی بیش از حد کش میآید. بعضی گرههای داستانی دیرتر از حد لازم باز میشوند و برخی سازوکارهای جادویی بیشتر بهانهاند تا ضرورت دراماتیک. فیلمنامه آکیوا گلدزمن، جورجیا پریچت و کلی مارسل لحظات خوبی دارد، اما همیشه نمیتواند میان نوستالژی، اسطورهسازی و روایت نسل جدید تعادل برقرار کند. فیلم گاهی میخواهد هم طرفداران قدیمی را با تکرار نشانههای محبوب راضی کند، هم مسیر تازهای بسازد، و در این رفتوآمد کمی نفسنفس میزند.
با وجود این، Practical Magic 2 از بسیاری از دنبالههای نوستالژیک امروزی صادقتر است. این فیلم فقط برای زنده کردن یک برند قدیمی ساخته نشده؛ دستکم در بهترین لحظاتش میفهمد چرا مخاطبان به خانواده اوونز برگشتهاند. برای خانه، جادو، لباسهای خوشحالوهوا یا موسیقیهای استیوی نیکس و فلورنس اند د مشین نیست فقط؛ برای دیدن زنانی است که با هم دوام میآورند، حتی وقتی عشق، مرگ، نفرین و خاطره علیهشان صف کشیدهاند. دنباله بینقصی نیست، اما آنقدر گرما، شوخطبعی و اندوه دارد که طلسمش کاملاً بیاثر نماند. اگر فیلم اول را دوست داشتهاید، احتمالاً این یکی هم با همه لکنتهایش شما را دوباره به آشپزخانه اوونز برمیگرداند؛ جایی که کمی مارگاریتا، کمی اشک و کمی جادو هنوز میتواند کار خودش را بکند.





