
نقشه جهان ثابت نیست. مرزهایی که امروز بدیهی به نظر میرسند، گاهی حاصل جنگها، توافقها و تصمیمهایی هستند که تنها چند دهه از آنها گذشته است. بعضی کشورها مسالمتآمیز از هم جدا شدهاند؛ بعضی دولتها رسماً منحل شدهاند و برخی امپراتوریها پس از قرنها فرمانروایی، جای خود را به نظم تازهای دادهاند.
چکسلواکی، پروس، امپراتوری روم و امپراتوری عثمانی چهار نمونه شناختهشدهاند. البته پایان آنها یکسان نبود: یکی به دو کشور تبدیل شد، دیگری جایگاه سیاسیاش را از دست داد و دو امپراتوری نیز در دورههای متفاوت تاریخی فروپاشیدند.
۱. چکسلواکی؛ جدایی بدون جنگ

امروز جمهوری چک و اسلواکی دو کشور مستقلاند، اما برای بخش بزرگی از قرن بیستم، نام آنها زیر یک پرچم قرار داشت: چکسلواکی.
این کشور در سال ۱۹۱۸، پس از فروپاشی امپراتوری اتریشـمجارستان، تشکیل شد. تاریخ آن همیشه آرام نبود؛ اشغال در دوران جنگ جهانی دوم، حکومت کمونیستی و سپس انقلاب مخملی سال ۱۹۸۹، از مهمترین فصلهای آن بودند.
سرانجام، اختلافها درباره ساختار سیاسی و اقتصادی کشور به توافق رهبران دو بخش برای جدایی انجامید. در ۱ ژانویه ۱۹۹۳، چکسلواکی رسماً جای خود را به جمهوری چک و اسلواکی داد.
این جدایی به «طلاق مخملی» معروف شد، زیرا بدون جنگ صورت گرفت. بااینحال، مسالمتآمیزبودن آن به معنای موافقت یکپارچه مردم نبود؛ تصمیم نهایی از مسیر مذاکرات سیاسی و تصویب پارلمانی گرفته شد، نه همهپرسی عمومی.
چکسلواکی از نقشه رفت، اما زندگی مشترک مردم و پیوندهای فرهنگی دو سوی مرز، یکشبه ناپدید نشد.
۲. پروس؛ قدرتی که به شکلگیری آلمان کمک کرد

پروس زمانی یکی از مهمترین قدرتهای اروپا بود؛ دولتی با ارتشی نیرومند و دستگاه اداری منظم که نقش تعیینکنندهای در اتحاد آلمان در سال ۱۸۷۱ داشت.
پادشاهی پروس در سال ۱۷۰۱ شکل گرفت. بعدها، در دوره صدراعظمی اتو فون بیسمارک، این دولت محور اتحاد بسیاری از سرزمینهای آلمانی شد. پادشاه پروس نیز عنوان امپراتور آلمان را به دست آورد.
اما باید میان دو تاریخ تفاوت گذاشت: پروس در سال ۱۸۷۱ دیگر یک کشور مستقلِ جدا از آلمان نبود، ولی بهعنوان بزرگترین دولت تشکیلدهنده امپراتوری آلمان و سپس یکی از ایالتهای جمهوری وایمار ادامه یافت.
پس از جنگ جهانی اول، پادشاهی پروس پایان یافت. استقلال سیاسی و اداری آن نیز در دهههای بعد بهشدت محدود شد. سرانجام، شورای کنترل متفقین در ۲۵ فوریه ۱۹۴۷، با قانون شماره ۴۶، دولت پروس را رسماً منحل کرد.
سرزمینهای تاریخی پروس امروزه در مرزهای چند کشور، از جمله آلمان، لهستان، روسیه و لیتوانی قرار دارند. نام آن هنوز در کتابهای تاریخ زنده است، اما دیگر واحدی سیاسی به نام پروس وجود ندارد.
۳. امپراتوری روم؛ دو پایان برای یک میراث بزرگ

امپراتوری روم در اوج قدرت خود، بخشهای وسیعی از اروپا، شمال آفریقا و غرب آسیا را دربر میگرفت. گستردگی آن در دوره امپراتور تراژان، در حدود سال ۱۱۷ میلادی، به بیشترین میزان رسید.
اما چنین قلمرو پهناوری بهآرامی و در یک روز فرو نریخت. جنگهای داخلی، فشارهای نظامی، دشواریهای اقتصادی و تغییر ساختار حکومت، طی قرنها آن را دگرگون کردند.
در سال ۳۹۵ میلادی، پس از مرگ تئودوسیوس اول، اداره بخشهای شرقی و غربی امپراتوری میان دو پسر او تقسیم شد؛ تقسیمی که پایدار ماند.
سال ۴۷۶ میلادی معمولاً پایان امپراتوری روم غربی دانسته میشود؛ زمانی که اودوآکر، رومولوس آگوستولوس را از قدرت کنار زد. البته این تاریخ، یک نقطه مرجع تاریخی است، نه لحظهای که تمام نهادها و زندگی رومی ناگهان متوقف شده باشند.
در شرق، امپراتوری نزدیک به هزار سال دیگر دوام آورد. حکومتی که امروز آن را امپراتوری بیزانس مینامیم، در واقع ادامه امپراتوری روم شرقی بود و مردم آن خود را رومی میدانستند.
سرانجام، با فتح قسطنطنیه در ۲۹ مه ۱۴۵۳ به دست عثمانیها، حکومت مرکزی این امپراتوری نیز پایان یافت؛ هرچند برخی حکومتهای بازمانده از جهان بیزانسی چند سال دیگر پابرجا ماندند.
روم از نقشه سیاسی حذف شد، اما رد آن در حقوق، زبان، معماری و شهرسازی هنوز دیده میشود.
۴. امپراتوری عثمانی؛ بیش از شش قرن فرمانروایی

آغاز امپراتوری عثمانی را معمولاً حدود سال ۱۲۹۹ میلادی در نظر میگیرند. این حکومت از قدرتی محلی در آناتولی رشد کرد و به امپراتوری بزرگی تبدیل شد که بر بخشهایی از اروپا، آسیا و آفریقا فرمان میراند.
فتح قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ نقطه عطفی در تاریخ عثمانی بود. این شهر، که بعدها با نام استانبول شناخته شد، به مرکز سیاسی امپراتوری تبدیل شد.
عثمانی در سدههای بعد قلمرو گستردهای داشت، اما شکست در جنگ جهانی اول و تحولات پس از آن، ساختار حکومت را دگرگون کرد. در ۱ نوامبر ۱۹۲۲، مجلس ملی بزرگ ترکیه سلطنت را لغو کرد؛ رویدادی که پایان رسمی حکومت سلطنتی عثمانی به شمار میرود.
در ۲۹ اکتبر ۱۹۲۳ جمهوری ترکیه اعلام شد و نهاد خلافت نیز در ۳ مارس ۱۹۲۴ لغو شد. بنابراین، پایان سلطنت، تأسیس جمهوری و پایان خلافت، سه رویداد جداگانهاند.
امروز بخشهایی از سرزمینهای سابق عثمانی در دهها کشور قرار دارند. بااینحال، عددهایی مانند «بیش از ۳۰ کشور» به شیوه شمارش بستگی دارند: آیا فقط حکومت مستقیم را حساب میکنیم یا سرزمینهای تابع و دورههای کوتاه سلطه را هم در نظر میگیریم؟ به همین دلیل، بدون تعیین معیار، نمیتوان یک عدد قطعی ارائه کرد.
مرور سریع تاریخها
| نام | تاریخ پایان یا انحلال | نکته مهم |
|---|---|---|
| چکسلواکی | ۱ ژانویه ۱۹۹۳ | تبدیل مسالمتآمیز به جمهوری چک و اسلواکی |
| پروس | ۲۵ فوریه ۱۹۴۷ | انحلال رسمی؛ استقلال کشوری آن پیشتر پایان یافته بود |
| امپراتوری روم | ۴۷۶ در غرب؛ ۱۴۵۳ در شرق | فروپاشی تدریجی با دو نقطه پایان تاریخی شناختهشده |
| امپراتوری عثمانی | ۱ نوامبر ۱۹۲۲ | پایان سلطنت؛ اعلام جمهوری ترکیه در سال بعد |
مرزها میروند، تاریخ میماند
«دیگر روی نقشه نبودن» به معنای ناپدیدشدن مردم، فرهنگ یا تمام سرزمینهای یک حکومت نیست. این نامها از نقشه سیاسی امروز کنار رفتهاند، اما میراثشان در شهرها، بناها، زبانها و حتی اختلافهای مرزی باقی مانده است.
گاهی یک کشور بدون شلیک گلوله به دو کشور تبدیل میشود؛ گاهی امپراتوریای که شکستناپذیر به نظر میرسید، آرامآرام فرو میریزد. نقشه جهان، بیش از آنکه تصویری همیشگی باشد، تصویری از یک لحظه در تاریخ است.





