دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
دانستنی

حاثور؛ الهه عشق، موسیقی، آسمان و خشم خورشیدی در مصر باستان

حاثور (Hathor) یکی از چندوجهی‌ترین ایزدبانوان مصر باستان بود؛ مادری آسمانی، حامی شادی و موسیقی، نگهبان مردگان و گاهی نیرویی خشمگین با قدرتی در حد شیر ماده

حاثور (Hathor) یکی از قدرت‌های بزرگ و همه‌کاره در مصر باستان بود: مادر، موسیقی‌دان، حضوری آسمانی، محافظ مردگان و گاهی نیرویی با خشمی در حد یک شیر ماده. در باور مصر باستان، او می‌توانست در یک لحظه مهربان و آرام به نظر برسد و لحظه‌ای بعد خطرناک و ویرانگر باشد. همین دوگانگی نشان می‌دهد مصریان باستان قدرت الهی را چگونه تصور می‌کردند: نیرویی که هم می‌تواند تغذیه کند و پناه دهد، و هم اگر نظم جهان برهم بخورد، خشمگین و نابودگر شود.

الهه حاثور در اسطوره‌شناسی مصر (Egyptian Mythology)، دین و تاریخ مصر به‌عنوان ایزدبانویی ظاهر می‌شود که در یک دسته‌بندی ساده و محدود نمی‌گنجد. او هم الهه آسمان بود، هم ایزدبانوی گاوگونه، هم مادر الهی، هم حامی موسیقی و شادی، و هم الهه چشم که با اقتدار سوزان خدای خورشید پیوند داشت.

حاثور؛ الهه آسمان با شاخ‌های گاو و قرص خورشید

نام حاثور اغلب به معنای «خانه حوروس» یا «خانه هوروس» ترجمه می‌شود. حوروس (Horus) یکی از مهم‌ترین خدایان مصر بود و این نام، حاثور را هم به آسمان‌ها و هم به خود حوروس پیوند می‌دهد. این ارتباط برای الهه‌ای آسمانی کاملاً معنا دارد؛ الهه‌ای که بدن و نمادهایش گویی سراسر کیهان را مانند سقفی محافظ دربر می‌گرفت.

در هنر مصری، شناختن تصویر حاثور آسان است. او معمولاً در قالب انسانی، به شکل زنی نشان داده می‌شود که شاخ‌های گاو بر سر دارد و میان آن‌ها قرص خورشید قرار گرفته است. این شاخ‌های رو به بیرون، که گاهی شاخ‌های گاوی توصیف می‌شوند، او را با گاو، شیر، باروری و مراقبت مادرانه مرتبط می‌کردند.

حاثور می‌توانست به شکل کامل یک ایزدبانوی گاوگونه نیز ظاهر شود؛ بدنی گاوی که نماد تغذیه و پرورش بود. تصویر گاو حاثور که پادشاهی را شیر می‌دهد، فقط صحنه‌ای لطیف از مراقبت مادرانه نبود. در دوران پادشاهی کهن، گاوی که شیر زندگی‌بخش شاهانه می‌داد، نشان می‌داد که پادشاهان مصر از حمایت الهی برخوردارند.

این تصویر سلطنتی اهمیت زیادی داشت. مفهوم ملکه‌بودگی حاثور یا پیوند حاثور با مقام ملکه، به این اندیشه مربوط بود که زنان سلطنتی نقش زمینی این الهه را بازتاب می‌دهند، در حالی که پادشاه می‌توانست همچون فرزند او نمایش داده شود. در چنین چارچوبی، حاثور به مادر اسطوره‌ای پادشاهان و همتای زنانه قدرت مردانه سلطنتی و الهی تبدیل می‌شد.

حاثور؛ الهه عشق، موسیقی، لذت و محافظت

حاثور تجسم عشق، زیبایی، موسیقی، رقص، مادری و شادی بود. گستردگی این حوزه‌ها باعث شد او در میان خدایان مهم مصر جایگاهی برجسته داشته باشد؛ نه به این دلیل که فقط یک کار مشخص انجام می‌داد، بلکه چون به بخش‌های بسیار زیادی از زندگی انسان‌ها مربوط می‌شد.

مردم در شعرهای عاشقانه از حاثور کمک می‌خواستند و از او می‌خواستند عاشقان را به هم برساند. او به‌عنوان ایزدبانوی زیبایی و میل اروتیک، بسیار نزدیک به خواسته‌ها و احساسات عادی انسان‌ها بود. همین ویژگی باعث می‌شد در مقایسه با برخی خدایان دیگر، به‌ویژه خدایان مرد، برای مردم دست‌یافتنی‌تر و صمیمی‌تر به نظر برسد.

اشیای مقدس او نیز همین حال‌وهوا را وارد آیین‌ها می‌کردند. حاثور اغلب سیستروم (Sistrum) در دست دارد؛ سازی شبیه جغجغه که در مراسم مذهبی استفاده می‌شد. گردنبندهای مِنات نیز به جهان آیینی او تعلق داشتند. موسیقی، ریتم، رقص و امید به این‌که صدا بتواند آشوب و بی‌نظمی را دور کند، همگی با حاثور پیوند داشتند.

اما حاثور فقط مهمان جشن و شادی در میان خدایان نبود. او با عنوان «بانوی غرب» شناخته می‌شد و مردگان را به جهان پس از مرگی خوش و آرام خوشامد می‌گفت؛ به‌ویژه در گورستان تبس (Theban Necropolis). در هنر آرامگاهی و نقش‌برجسته‌های معبدی، او می‌توانست به مردگان غذا، نوشیدنی و آرامش بدهد؛ تقریباً مانند درختی که خم می‌شود تا به مسافری تشنه آب بدهد. به همین دلیل، پژوهشگران گاهی او را الهه درخت نیز توصیف می‌کنند.

حاثور مهربان می‌توانست به الهه‌ای شیرگونه تبدیل شود

گرمای مادرانه حاثور سویه‌ای تیز و خطرناک هم داشت. در اسطوره چشم رع (Eye of Ra)، او به‌صورت دختر آتشین رع (Ra)، خدای خورشید، ظاهر می‌شود؛ نیرویی که برای مجازات انسان‌هایی فرستاده شد که علیه نظم الهی شورش کرده بودند. در همین‌جاست که ایزدبانوی لطیف و گاوگونه می‌تواند به الهه‌ای شیرگونه و خشمگین تبدیل شود.

در این روایت، خشم او چنان شدید شد که رع مجبور شد پیش از نابودی کامل انسان‌ها او را متوقف کند. او با نیرنگی حاثور را آرام کرد: آبجو را به رنگ قرمز، شبیه خون، درآورد. الهه خشمگین آن را نوشید تا جایی که خشمش فروکش کرد. سپس حاثور دوباره به شکل نیک‌خواه و مهربان خود بازگشت.

با این روایت، مضمون دیگری نیز در داستان‌های مصری پیوند دارد: مضمون الهه دوردست. الهه چشم، گاهی در قالب حاثور، ممکن بود با خشم به سرزمینی بیگانه برود و سپس پس از آرام شدن بازگردد. در این داستان‌ها، حاثور هم خطر بود و هم لذت؛ هم تهدید و هم شادی.

سویه خشن حاثور او را به سخمت (Sekhmet)، یکی دیگر از ایزدبانوان قدرتمند مصر، نزدیک می‌کرد. حاثور به‌سادگی «خوب» نبود و الهه‌ای دیگر «بد» محسوب نمی‌شد. دین مصر اغلب اجازه می‌داد یک موجود الهی نیروهای متضاد را هم‌زمان در خود داشته باشد؛ درست مانند خورشید که هم می‌تواند مزرعه‌ای را گرم و زنده کند و هم آن را بسوزاند.

گستره پرستش حاثور در مصر و فراتر از آن

پرستش حاثور بیش از ۳۰۰۰ سال ادامه داشت؛ از ریشه‌هایی در هنر پیشادودمانی و دوره آغازین دودمانی گرفته تا مراحل بعدی تاریخ مصر. با گذشت زمان، پرستش او از سرسپردگی محلی فراتر رفت و به آیین‌های معبدی بزرگ در سراسر مصر و حتی بیرون از آن گسترش یافت.

مرکز اصلی پرستش او معبد حاثور در دندره (Temple of Hathor at Dendera) بود که گاهی معبد دندره نامیده می‌شود. معبدی که به حاثور اختصاص داشت، می‌توانست هم‌زمان بر موسیقی، ضیافت، باروری، سلطنت و نظم کیهانی تأکید کند. هم مردان و هم زنان به او خدمت می‌کردند.

زیارتگاه یا حرم حاثور ممکن بود بسیار دور از شهرهای بزرگ دره نیل قرار داشته باشد. در شبه‌جزیره سینا (Sinai Peninsula)، معدن‌کاران در مناطقی سرشار از مس و فیروزه او را گرامی می‌داشتند. مصریان او را با تجارت و سرزمین‌های بیگانه نیز مرتبط می‌کردند؛ از جمله با بیبلوس (Byblos)، جایی که او با الهه محلی بعلات جبال (Baalat Gebal) یکی دانسته می‌شد.

در ابوسمبل (Abu Simbel)، رامسس دوم (Ramses II) حاثور را در کنار ملکه نفرتاری (Queen Nefertari) گرامی داشت؛ موضوعی که نشان می‌دهد این الهه تا چه اندازه می‌توانست با زنان سلطنتی پیوند داشته باشد. حاثور در مصر علیا (Upper Egypt) نیز اهمیت داشت، جایی که فرمانروایان از تصویر مادرانه او برای تقویت ادعای مشروعیت خود استفاده می‌کردند. برای نمونه، منتوهوتپ دوم (Mentuhotep II) خود را پسر حاثور معرفی می‌کرد.

جشن‌ها پرستش او را زنده و پررنگ می‌کردند. جشن مستی (Festival of Drunkenness) بازگشت چشم رع را با نوشیدن، رقص و شادی گرامی می‌داشت. جشن زیبای دره (Beautiful Festival of the Valley) تصاویر الهی را وارد چشم‌انداز تبس می‌کرد. جشن دیدار زیبای دوباره (Festival of the Beautiful Reunion) نیز تصویر آیینی حاثور را با قایق به ادفو (Edfu) می‌برد؛ جشنی که معمولاً به‌عنوان اتحاد آیینی حاثور با حوروس تفسیر می‌شود.

حاثور، ایزیس و دیگر ایزدبانوان مصری

هویت حاثور با ایزدبانوان دیگر هم‌پوشانی داشت، به‌ویژه با ایزیس (Isis). در دوره‌های بعدی، ایزیس بسیاری از ویژگی‌های حاثورگونه را جذب کرد؛ از جمله مادری، جادو و محافظت. با این حال، حاثور به‌سادگی ناپدید نشد. نمادها، اسطوره‌ها و آیین‌های او همچنان زندگی دینی مصریان را شکل می‌دادند.

همین هم‌پوشانی باعث می‌شود گاهی تشخیص دقیق نقش حاثور دشوار باشد. آیا او مادر حوروس بود؟ همسر او بود؟ یا خانه کیهانی او؟ بسته به مکان و دوره تاریخی، پاسخ می‌توانست به بیش از یک مورد «بله» باشد. دین مصر اغلب مانند رودخانه‌ای شاخه‌شاخه عمل می‌کرد؛ نقش‌های الهی از هم جدا می‌شدند، به هم می‌پیوستند و کنار هم جریان پیدا می‌کردند.

حاثور همچنین یکی از چندین الهه گاوگونه و ایزدبانوی زن بود که با آسمان، شیر و مادری ارتباط داشتند. او می‌توانست همتای الهی یک خدای آفریننده باشد، مادر خدایان کودک مانند ایهی (Ihy) دانسته شود، یا در یک خانواده الهی محلی، نقش شریک پرورش‌دهنده را داشته باشد. در میان ایزدبانوان مصری، کمتر کسی به اندازه او این تعداد نقش را هم‌زمان در خود داشت.

القاب حاثور به فهم این گستردگی کمک می‌کنند. عنوان‌هایی مانند «بانوی عشق»، «بانوی غرب» و «چشم رع» فقط لقب‌های تزئینی نبودند؛ آن‌ها توصیف‌های فشرده‌ای از توانایی‌هایی بودند که مصریان باور داشتند حاثور دارد.

به همین دلیل، یک مجسمه یا نقش‌برجسته حاثور می‌تواند معنای بسیار زیادی در خود داشته باشد. چهره‌ای با گوش‌های گاو، سیستروم، گردنبند، قرص خورشید و شاخ‌ها شاید در نگاه نخست ساده به نظر برسد، اما هر جزئیات به الهه‌ای اشاره می‌کند که می‌توانست شاهان را تغذیه کند، به مردگان خوشامد بگوید، پرستندگان را شاد کند، از مسافران محافظت کند و هنگامی که نظم جهان فرو می‌ریخت، با نیروی خورشیدی شعله‌ور شود.

در نهایت، حاثور یکی از پیچیده‌ترین و مهم‌ترین ایزدبانوان مصر باستان بود. او در یک نقش محدود نمی‌گنجید: الهه آسمان بود، با گاو و شیر مادرانه پیوند داشت، نماد عشق، موسیقی، رقص، زیبایی و شادی بود، از مردگان مراقبت می‌کرد، با سلطنت و مشروعیت پادشاهان ارتباط داشت و در صورت برهم خوردن نظم الهی می‌توانست به نیرویی خشمگین و ویرانگر تبدیل شود.

پرستش او هزاران سال ادامه یافت و از دندره تا سینا، بیبلوس، ابوسمبل، تبس و ادفو گسترده شد. او با ایزیس و دیگر ایزدبانوان مصری هم‌پوشانی داشت، اما جایگاه خود را از دست نداد. حاثور برای مصریان باستان نمادی از این حقیقت بود که نیروی الهی هم می‌تواند زندگی ببخشد، بنوازد و آرام کند، و هم در صورت لزوم با قدرت خورشید بسوزاند و نظم را بازگرداند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا