
تاریخ پر است از داستانهایی که همه میشناسیم، اما بسیاری از آنها هرگز واقعیت نداشتهاند. در این گزارش به بررسی چند نمونه از مشهورترین افسانههای تاریخی میپردازیم که علیرغم شهرتشان، کاملاً ساختگی هستند.
انیشتین و افسانه مردودی در ریاضیات
یکی از محبوبترین افسانههایی که دانشآموزان ضعیف برای توجیه نمرات بدشان استفاده میکنند این است که «حتی انیشتین هم در ریاضی مردود شده بود!»
واقعیت این است که انیشتین از همان کودکی نابغه ریاضی بود. در ۱۲ سالگی به طور خودآموز جبر و هندسه میخواند و در ۱۴-۱۵ سالگی، چندین سال جلوتر از همسالانش، مشغول مطالعه حساب دیفرانسیل و انتگرال بود!
خود انیشتین وقتی با این ادعا مواجه شد، خندید و گفت: «من هرگز در ریاضیات مردود نشدهام. قبل از ۱۵ سالگی، حساب دیفرانسیل و انتگرال را به طور کامل یاد گرفته بودم.»
احتمالاً این افسانه از سیستم نمرهدهی سوئیس نشأت گرفته که برعکس بقیه اروپا، نمره ۶ بهترین و نمره ۱ بدترین بود.
کریستف کلمب و اثبات کروی بودن زمین
در مدارس آمریکا به بچهها یاد میدهند که کلمب شجاعانه برای اثبات کروی بودن زمین به دریا زد. اما این کاملاً نادرست است!
در واقعیت، مردم از ۲۰۰۰ سال قبل از کلمب میدانستند زمین کروی است:
- فیلسوفان یونانی مثل فیثاغورث در قرن ششم پیش از میلاد
- ارسطو در قرن چهارم پیش از میلاد که متوجه سایه گرد زمین روی ماه شد
- اراتوستنس در قرن سوم پیش از میلاد که محیط زمین را با دقت شگفتانگیزی (حدود ۲۵۰۰۰ مایل) محاسبه کرد
کلمب فقط فکر میکرد اقیانوس اطلس خیلی کوچکتر است و میتواند از راه غرب به آسیا برسد. اگر به آمریکا نمیرسید، او و خدمهاش مدتها قبل از رسیدن به آسیا از گرسنگی میمردند!
جرج واشنگتن و درخت گیلاس
داستان معروف این است که جرج واشنگتن ششساله با تبری که هدیه گرفته بود، درخت گیلاس پدرش را قطع کرد و وقتی پدرش پرسید، گفت: «نمیتوانم دروغ بگویم، من با تبرم آن را بریدم!»
اولاً، چه کسی به یک بچه شش ساله تبر هدیه میدهد؟!
این داستان کاملاً ساختگی است و اولین بار در کتابی نوشته میسون لاک ویمز در سال ۱۸۰۰، یک سال بعد از مرگ واشنگتن، ظاهر شد. جالب اینکه این داستان در چهار ویرایش قبلی کتاب وجود نداشت!
هدف، تبدیل شخصیتهای تاریخی آمریکای جوان به قهرمانان افسانهای بود.
آتشسوزی بزرگ شیکاگو و گاو خانم اولری
آتشسوزی ۱۸۷۱ شیکاگو که ۳۰۰ نفر را کشت و ۱۰۰۰۰۰ نفر را بیخانمان کرد، معمولاً به گاو خانم اولری نسبت داده میشود که فانوسی را واژگون کرد.
اما این داستان کاملاً ساختگی بود! یک روزنامهنگار به نام مایکل آهرن بعداً اعتراف کرد که برای جذابتر کردن گزارشش، داستان گاو را از خودش درآورده!
کاترین اولری قربانی کامل بود: فقیر، ایرلندی، کاتولیک و زن – چهار چیزی که در آن زمان آمریکاییها از آنها متنفر بودند.
تحقیقات نشان داد آتش نزدیک انبار اولری شروع شد، اما هیچ مدرکی وجود ندارد که او یا گاوش مقصر بودند.
نیوتن و سیب
برخلاف افسانههای دیگر، این یکی کمی حقیقت دارد. نیوتن واقعاً در باغش نشسته بود و سیبی را دید که افتاد. اما سیب به سرش نخورد و او بلافاصله قانون جاذبه را کشف نکرد!
این فقط شروع سفری بود که بیش از ۲۰ سال طول کشید و در ۱۶۸۷ با انتشار Principia Mathematica به اوج رسید.
نرون و ویولننوازی هنگام آتشسوزی رم
تصویر نرون که هنگام سوختن رم ویولن مینوازد کاملاً غلط است:
- اولاً، ویولن هزار سال بعد از آتشسوزی رم (۶۴ میلادی) اختراع شد!
- ثانیاً، نرون اصلاً در رم نبود و در ویلایش در آنتیوم بود
- وقتی خبردار شد، سریعاً برگشت و کمکرسانی را سازماندهی کرد
این افسانه احتمالاً برای تخریب شخصیت او ساخته شد چون حاکمی غیرمعمول بود که روی صحنه بازی میکرد و خودش را موسیقیدان میدانست.
ماری آنتوانت و «بگذارید کیک بخورند»
این جمله معروف که گویا ماری آنتوانت در پاسخ به گرسنگی مردم گفته، هرگز توسط او بیان نشده!
این عبارت اولین بار در کتاب روسو در ۱۷۶۷ ظاهر شد، زمانی که ماری آنتوانت ۱۲ ساله بود و هنوز در اتریش زندگی میکرد!
در واقع، ماری آنتوانت اعمال خیریه زیادی انجام میداد، به یتیمخانهها کمک میکرد و از بیمارستانها حمایت میکرد. اما این جمله مثل یک «میم» قدیمی عمل کرد – مهم نبود که واقعی نیست، مهم این بود که مردم باورش کردند.
متأسفانه برخلاف میمهای امروزی، این یکی عواقب واقعی داشت: ماری آنتوانت و همسرش گیوتین شدند.
پخش رادیویی «جنگ دنیاها» و هرجومرج عمومی
در ۳۰ اکتبر ۱۹۳۸، اورسون ولز نمایش رادیویی «جنگ دنیاها» را پخش کرد. روزنامهها ادعا کردند که مردم از ترس حمله مریخیها از پنجرهها میپریدند!
اما واقعیت این بود که:
- کمتر از یک میلیون نفر برنامه را شنیدند
- در ابتدا و وسط برنامه اعلام شد که این فقط یک نمایش است
- روزنامهها داستان را بزرگنمایی کردند تا مردم را از رادیو بترسانند و به روزنامهها برگردانند
تاریخ تولد حضرت عیسی مسیح
انجیلها هیچ تاریخ دقیقی برای تولد حضرت عیسی ذکر نمیکنند. لوقا میگوید چوپانها شبها در صحرا با گلههایشان بودند – که در دسامبرِ سرد غیرمعمول بود.
احتمالاً ۲۵ دسامبر از دو جشن رومی گرفته شده:
- Sol Invictus (جشن خدای خورشید)
- Saturnalia (جشن یک هفتهای هدیه دادن)
محاکمات جادوگران سیلم
برخلاف تصور عمومی، هیچکس در سیلم زندهزنده سوزانده نشد! سوزاندن روش اروپایی بود.
از ۲۰۰ متهم به جادوگری:
- ۳۰ نفر محکوم شدند
- ۱۹ نفر حلقآویز شدند
- ۱ نفر (جایلز کوری) با سنگهای سنگین له شد
این افسانه احتمالاً از اختلاط با داستانهای اروپایی که هزاران نفر را میسوزاندند، ایجاد شده است.
سواری شبانه پل ریویر
پل ریویر تنها سوارکاری نبود که برای هشدار درباره حرکت نیروهای بریتانیا فرستاده شد. ویلیام داوز و دکتر ساموئل پرسکات هم بودند.
در واقع، فقط دکتر پرسکات موفق شد پیام را برساند! پل ریویر دستگیر و بازجویی شد.
اما شعر هنری لانگفلو در ۱۸۶۱ فقط پل ریویر را مشهور کرد چون «شبانه پل ریویر» قافیه بهتری از «پیادهروی ویلیام داوز» داشت!
کاترین کبیر و اسب
یکی از شنیعترین شایعات تاریخی درباره مرگ کاترین کبیر، امپراتور روسیه، در رابطه با یک اسب است. شایعهای که قرنهاست تکرار میشود این است که کاترین کبیر در حین رابطه نامتعارف با یک اسب کشته شده است. برخی روایتها میگویند که اسب روی او افتاد و او را له کرد.
اما واقعیت این است که:
- کاترین در سن ۶۷ سالگی بر اثر سکته مغزی درگذشت
- مرگ او در حمام/توالت اتفاق افتاد (مشابه الویس پریسلی!)
- هیچ اسبی در ماجرا دخیل نبود
این افسانه توسط مردانی که از قدرت و موفقیت او حسادت میکردند ساخته شد. کاترین ۳۵ سال حکومت کرد، روسیه را مدرن کرد، و برخلاف انتظارات آن زمان از زنان، مستقل و قدرتمند بود. این نوع شایعهسازی علیه زنان قدرتمند در تاریخ تکرار شده – از کلئوپاترا گرفته تا ماری ملکه اسکاتلند و ماری آنتوانت.
این نمونهها نشان میدهند که چگونه افسانهها میتوانند جای واقعیت را بگیرند و برای قرنها در ذهن مردم باقی بمانند. گاهی این داستانها بیضرر هستند، اما گاهی – مثل موارد ماری آنتوانت یا خانم اولری – میتوانند به بیعدالتیهای واقعی منجر شوند.





