دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

فیلم «Buradayım, İyiyim | من این‌جام، حالم خوبه»؛ روایت زنانی که مجبورند بگویند «خوبم»

فیلم «Buradayım, İyiyim» ساختهٔ امینه امل بالجی، یکی از صریح‌ترین و جسورانه‌ترین آثار سال‌های اخیر سینمای مستقل ترکیه دربارهٔ زنان است؛ فیلمی که بی‌پروا به قلب یکی از تثبیت‌شده‌ترین کلیشه‌های اجتماعی می‌زند: اسطورهٔ مادریِ آرام، بی‌درد و سراسر عشق. بالجی نه‌تنها این تصور رمانتیک را زیر سوال می‌برد، بلکه آن را از درون می‌شکند و واقعیتی را عریان می‌کند که اغلب پشت لبخندها و جملهٔ کلیشه‌ای «حالم خوبه» پنهان می‌شود.

این فیلم، بیش از آن‌که دربارهٔ مادر شدن باشد، دربارهٔ زن ماندن است؛ دربارهٔ هویتی که پس از تولد فرزند به حاشیه رانده می‌شود و از زنی انتظار می‌رود بی‌چون‌وچرا در قالب مادری حل شود. عنوان فیلم، پس از پایان تماشایش، معنایی دوچندان پیدا می‌کند؛ جمله‌ای ساده که به استعاره‌ای تلخ از انکار رنج و اجبار به عادی‌نمایی درد تبدیل می‌شود.

«Buradayım, İyiyim» محصول مشترک ترکیه و آلمان است و بازیگرانی چون بیگه اونال، الیت ایشجان و گورکم مرتسوز را در ترکیب خود دارد. فیلم نخستین‌بار در جشنواره فیلم آنکارا به نمایش درآمد و توانست جوایز معتبری از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را دریافت کند. در جشنواره آدانا نیز بیگه اونال و تولین اوزن مشترکاً برندهٔ جایزه بهترین بازیگر زن شدند. این استقبال جشنواره‌ای، به‌خوبی نشان می‌دهد با اثری صرفاً شخصی یا محدود مواجه نیستیم، بلکه با فیلمی اجتماعی و تأثیرگذار روبه‌رو هستیم.

داستان در بازه‌ای ۱۰۰ دقیقه‌ای، زندگی فیلیز با بازی درخشان بیگه اونال را دنبال می‌کند؛ زنی که پس از زایمان با افسردگیِ عمیق، خستگی جسمی و ازخودبیگانگی روانی دست‌وپنجه نرم می‌کند. نکتهٔ مهم اینجاست که مشکل فیلیز صرفاً دشواری‌های مادری نیست، بلکه اساساً نخواستنِ مادر بودن است. او آشکارا از فشارهایی می‌گوید که در طول زندگی مشترکش برای بچه‌دار شدن تحمل کرده و این اجبار اجتماعی و خانوادگی را یکی از ریشه‌های فروپاشی روانی خود می‌داند.

فیلیز زنی شاغل است، اما کار برایش نه بار اضافی، بلکه پناهگاهی برای فاصله گرفتن از خانه و نقش مادری است. در این میان، تصمیم او برای خرید یک ماشین تبدیل به نمادی از نیاز به آزادی، استقلال و داشتن فضایی شخصی می‌شود؛ چیزی شبیه همان «اتاقی از آنِ خود» که ویرجینیا وولف درباره‌اش نوشته بود.

آشنایی فیلیز با شوله، زنی دیگر که ماشینش را برای فروش گذاشته، مسیر فیلم را به شکلی تکان‌دهنده تغییر می‌دهد. رابطه‌ای کوتاه اما تأثیرگذار میان دو زن شکل می‌گیرد؛ رابطه‌ای که هرچند نابرابری طبقاتی در آن مشهود است، اما ریشهٔ تنهایی و درماندگی در هر دو مشترک است. مرگ ناگهانی شوله، و شک فیلیز به قتل بودن آن، بار روانی فیلم را دوچندان می‌کند و احساس گناه و سردرگمی را در وجود او تشدید می‌سازد.

«Buradayım, İyiyim» فیلمی است که کاملاً از دل نگاه زنانه بیرون آمده است. حضور زنان در مرکز روایت، پرداخت بدون قضاوت به تجربه‌های آنان و تأکید بر همدلی و نه قهرمان‌سازی، فیلم را به اثری تمام‌عیار دربارهٔ زنان تبدیل می‌کند. بالجی به‌جای ستایش مادری، آن را در برابر هویت فردی زن قرار می‌دهد و به‌صراحت می‌پرسد: چرا از مادر انتظار می‌رود که دیگر «خودش» نباشد؟

فیلیز نمی‌تواند پاسخگوی این توقع باشد، اما در عین حال مجبور است نقابی از سلامت و رضایت بر چهره بزند. همین تضاد درونی، با کلوزآپ‌های حساب‌شده از صورت و بدن بیگه اونال، به هستهٔ احساسی فیلم تبدیل می‌شود. دوربین اغلب به فیلیز نزدیک می‌شود، انگار می‌خواهد نفس‌هایش را بشمارد و فشار روانی‌اش را عینی کند.

شوله، با وجود حضور کوتاهش، نقش آینه‌ای را دارد که انعکاس ترس‌ها و بن‌بست‌های فیلیز را نشان می‌دهد. این دو زن، با تمام تفاوت‌ها، در یک نقطه به هم می‌رسند: تجربهٔ مشترکِ زن بودن در جهانی که حمایت نمی‌کند، بلکه انتظار تحمل دارد.

فیلم به شکل ظریفی به خشونت علیه زنان می‌پردازد؛ خشونتی نه لزوماً فیزیکی، بلکه خاموش، روزمره و ساختاری. فشار برای سازش، نبود شبکهٔ حمایتی، نادیده گرفتن رنج‌های روانی مادران و توقع همیشگی از زن برای «اداره کردن اوضاع» از جمله موضوعاتی است که اغلب بدون دیالوگ، از طریق فضا و میزانسن منتقل می‌شوند.

خانه در این فیلم، پناهگاه نیست؛ قفسی است تنگ و خفه‌کننده. قاب‌های بسته، نور کم، بی‌نظمی بصری و سکوت‌های طولانی، ذهن آشفتهٔ فیلیز را بازتاب می‌دهند. فیلم از تماشاگر می‌خواهد نه قضاوت کند و نه نسخه بپیچد، بلکه تنها ببیند و بشنود.

بیگه اونال در نقش فیلیز اجرایی ارائه می‌دهد که می‌توان آن را یکی از بهترین بازی‌های زن سال دانست. او بدون اغراق، بدون سانتی‌مانتالیسم و فقط با کنترل بدن و نگاه، فروپاشی یک زن را نمایش می‌دهد. با وجود تاریکی نقش، بازی او زنده، باورپذیر و پرجزئیات است.

امینه امل بالجی با تسلطی قابل‌تحسین بازیگرانش را هدایت می‌کند و نشان می‌دهد که زبان سینما را به‌خوبی می‌شناسد. فیلم اگرچه آرام و کم‌حادثه به نظر می‌رسد، اما از درون به‌شدت پرتنش است. موفقیت آن در جشنواره‌ها نیز نه اتفاقی، بلکه نتیجهٔ انسجام فرم و محتواست.

«Buradayım, İyiyim» فیلمی برای سرگرمی نیست؛ فیلمی است برای دیدن، فکر کردن و شاید برای اولین‌بار جدی گرفتن جمله‌ای که بارها شنیده‌ایم: «حالم خوبه».

جمع بندی

امتیاز - ۷٫۸

۷٫۸

خوب

درامی زنانه و جسور که اسطورهٔ مادری را می‌شکافد و با نگاهی صادقانه، تنهایی و فرسودگی پنهان زنان را آشکار می‌کند.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا