
در روایتهای اسطورهای غرب وحشی آمریکا (American Wild West)، معمولاً کابویها نقش اول را دارند و زنان اغلب کسانیاند که باید نجات داده شوند، دل از آنها برده شود، نادیده گرفته شوند یا هنگام شروع سفر جا بمانند. اما آنی اوکلی (Annie Oakley) — که نه واقعاً زنی «غربی» به معنای کلیشهای بود و نه کوچکترین نیازی به نجات داشت — شاید بارزترین استثنای این قاعده باشد.
آنی اوکلی، که با نام آنی موزِس (Annie Moses) در سال ۱۸۶۰ به دنیا آمد، تناقضی شگفتانگیز بود: زنی با قدی حدود ۱۵۰ سانتیمتر و وزنی نزدیک به ۵۰ کیلوگرم که یکی از دقیقترین تیراندازان تاریخ آمریکا شد؛ هنرمندی که در برابر میلیونها تماشاگر در نمایش غرب وحشی بوفالو بیل (Buffalo Bill’s Wild West) هنرنمایی میکرد اما در زندگی شخصی، حریم خصوصی را ترجیح میداد؛ زنی پیشگام که با وجود شکستن مرزهای جنسیتی، با حق رأی زنان مخالف بود؛ فردی با اخلاق و انضباط ویکتوریایی که با وجود این ویژگیها، از همراهی با جمع پرهیاهوی مردان نمایش پرزرقوبرق بوفالو بیل کودی (Buffalo Bill Cody) در آغاز قرن بیستم، زندگی خوبی برای خود ساخت.
در ذهن بسیاری، آنی اوکلی بانوی اول غرب آمریکا است؛ دستاوردی چشمگیر، آن هم با توجه به اینکه او در اوهایو (Ohio) به دنیا آمد و تا پیش از پیوستن به نمایش بوفالو بیل در سال ۱۸۸۵، تقریباً هرگز از سینسیناتی (Cincinnati) غربتر نرفته بود.
به گفته برندا آرنت (Brenda Arnett)، مدیر موزه گارست (Garst Museum) در گرینویل، اوهایو (Greenville, Ohio) و محل مرکز ملی آنی اوکلی (National Annie Oakley Center): «او اصلاً شبیه زنانی نبود که معمولاً در نمایشهای غرب وحشی میدیدید. اخلاق داشت، آداب داشت و تا حدی تحصیلکرده بود. او آن زنهای خشن و بیپروا که روی صحنه نمایش داده میشدند نبود؛ بلکه یک بانوی کاملاً آراسته ویکتوریایی بود.»
شکلگیری آنی اوکلی

فیبی اَن موزِس (Phoebe Ann Moses) — که برخی تاریخنگاران نام خانوادگی اصلی او را موزی (Mosey) میدانند — در کانتی دارک، اوهایو (Darke County, Ohio)، حدود ۹۰ مایل (۱۴۵ کیلومتر) شمال سینسیناتی، در فقر شدید به دنیا آمد. او از کودکی استفاده از اسلحه را آموخت، چون برای تأمین غذا مجبور به شکار بود. مهارتش با تفنگ شکاری و تفنگ گلولهزنی آنقدر بالا رفت که گوشت شکار را به یک بقال محلی میفروخت تا به خانوادهاش کمک کند.
اما مسیر تبدیل شدن او به یکی از بهترین تیراندازان دوران خود آسان نبود. پدرش در کودکی از دنیا رفت. آنی که کوچکترین فرزند از هفت کودک بود، مجبور شد در یک خانه فقرا کار کند و بعدتر به خانوادهای «سپرده شد» که عملاً از او بهعنوان نیروی کار بدون مزد استفاده میکردند. دستکم در یک مورد، زن آن خانواده او را کتک زد و از خانه بیرون انداخت. آنی آن زمان فقط ۱۰ ساله بود.
او سرانجام فرار کرد و به خانه بازگشت. سالها بعد، در ۱۸۸۱، در یک نمایش تیراندازی در نزدیکی گرینویل، با تیرانداز ایرلندیای به نام فرانک باتلر (Frank Butler) روبهرو شد. شرل کاسپر (Shirl Kasper) در زندگینامه خود با عنوان «Annie Oakley» (۱۹۹۲) نقل میکند که باتلر بعدها درباره آن مسابقه گفت:
«از همان لحظهای که وارد میدان شدم، شکست خورده بودم. هرگز پرتابهای سفالی [دیسکهای سفالی مورد استفاده در نمایشهای تیراندازی] برای دو تیرانداز تا این حد سخت نبوده بود، اما هیچکس هم هرگز چنین شلیکهای غیرممکنی نزده بود که آن دختر کوچک زد. او ۲۳ هدف را زد و من ۲۱ تا. این نخستین مسابقه بزرگ او بود — و نخستین شکست من.»
این دیدار سرآغاز ازدواج و شراکت کاری آنی اوکلی و فرانک باتلر شد؛ رابطهای موفق که نزدیک به ۵۰ سال ادامه داشت و الهامبخش نمایش موزیکال معروف «آنی، تفنگت را بردار» («Annie Get Your Gun») اثر ایروینگ برلین (Irving Berlin) شد.
آنی اوکلی؛ ستاره بیرقیب تیراندازی

کمی پس از آشنایی باتلر و اوکلی، آنی جای شریک بیمار باتلر را در برنامه تیراندازی او گرفت. این نمایشها در سراسر غرب میانه آمریکا (Midwest) و در سیرکها و برنامههای سرگرمی اجرا میشدند. در سال ۱۸۸۵، پس از آنکه بوفالو بیل کودی در ابتدا او را رد کرد، آنی توانست او را به یک آزمون دوباره راضی کند.
کاسپر در کتابش یکی از تمرینهای طاقتفرسای آنی پیش از این آزمون را توصیف میکند: شکستن ۵۰۰۰ توپ شیشهای در یک روز با تفنگ شکاری. اوکلی خودش اسلحهها را پر میکرد و در فاصله ۱۵ یاردی از دستگاه پرتاب میایستاد. پس از ۹ ساعت، ۴۷۷۲ توپ را شکسته بود. در هزار توپ دوم، ۹۸۴ هدف را زده بود؛ رکوردی که خودش میگفت در آن زمان بیسابقه بوده است.
شلیک به توپهای شیشهای پرتابشده در هوا، بخش ثابت نمایشهای غرب وحشی بود (تفنگ شکاری استفاده میشد چون ساچمهها مسافت زیادی نمیرفتند و برای تماشاگران خطرناک نبودند). اما آنی اوکلی به اینها بسنده نمیکرد.
او میتوانست:
- خاکستر سیگار را از بین لبهای باتلر بزند،
- چوبپنبه را از داخل بطری بیرون بیاورد،
- در حالی که به عقب خم شده یا اسلحه را وارونه گرفته شلیک کند،
- از روی میزها بپرد، اسلحهای را از زمین بردارد و قبل از برخورد توپ به زمین آن را بزند.
او همچنین یکساندستی (Ambidextrous) بود و با هر دو دست به یک اندازه دقیق شلیک میکرد.
یکی از مشهورترین حرکات نمایشی او، نشانهگیری با آینه دستی برای هدفی پشت سرش بود. آنی همیشه با دامن، بلوز گشاد و کلاه سومبررو کاملاً آراسته روی صحنه میآمد و باتلر کنار او اسلحهها را پر میکرد و کبوترهای سفالی را رها میساخت. خیلی زود، آنی به یکی از ستارههای اصلی نمایش تبدیل شد؛ نمایشی که علاوه بر خود بوفالو بیل، شامل بازسازی سرقت از کالسکهها، شکار بوفالو و حتی برای مدتی حضور واقعی رئیس سرخپوستان، سیتینگ بول (Sitting Bull) بود.
به گفته آرنت: «روی صحنه، او بسیار سرزنده و شوخ بود، اما در زندگی خصوصی کاملاً راحت بود که در خانه بماند. فرانک شعر مینوشت، هر دو عاشق هنر بودند و به چیزهای ظریف زندگی علاقه داشتند. آنی بسیار خصوصی، آرام و خانهدوست بود، وقتی روی صحنه نبود.»
در سال ۱۸۹۴، آنی اوکلی در یکی از نخستین فیلمهای متحرک توماس ادیسون (Thomas Edison) ظاهر شد و در آن، به اهداف و کبوترهای سفالی شلیک میکرد. در طول حرفهاش، او به هزاران زن تیراندازی را آموزش داد و حتی پیش از جنگ آمریکا و اسپانیا (Spanish-American War)، پیشنهاد داد زنان را برای دولت ایالات متحده (U.S. Government) آموزش دهد.
سالهای پایانی و میراث ماندگار

آنی اوکلی و فرانک باتلر سالها با نمایش بوفالو بیل در سراسر جهان سفر کردند و اندکی پس از آغاز قرن بیستم از آن جدا شدند. آنی تا دهه شصت زندگیاش نیز گهگاه نمایش تیراندازی اجرا میکرد. او در ۲۱ نوامبر ۱۹۲۶ در گرینویل، اوهایو درگذشت. باتلر، همسر پنجاهسالهاش، تنها ۱۸ روز بعد از دنیا رفت. هر دو در گرینویل در کنار هم به خاک سپرده شدهاند.
در سال ۱۹۸۴، آنی اوکلی — که بخش زیادی از زندگی بزرگسالیاش را در مریلند (Maryland) و نیوجرسی (New Jersey) گذرانده بود — به موزه و تالار افتخار ملی زنان کابوی (National Cowgirl Museum and Hall of Fame) در فورت وورث، تگزاس (Fort Worth, Texas) راه یافت.
نکته جالب
اینکه آنی موزس چگونه به نام آنی اوکلی شناخته شد، تا حد زیادی در هالهای از ابهام است. یکی از فرضیهها میگوید او این نام را از محلهای در سینسیناتی گرفته که آن زمان به درختان بلوطش مشهور بود؛ محلهای که امروز بیشتر به خاطر بستنی و شیرینیفروشی برادران اگلمسیس (Aglamesis Brothers) شناخته میشود.





