دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

«یک نبرد پس از دیگری»؛ حماسه‌ای پرشتاب و چندلایه که پل توماس اندرسن را به اوج معاصر بازمی‌گرداند

«یک نبرد پس از دیگری» (One Battle After Another) تازه‌ترین فیلم پل توماس اندرسن، یکی از مهم‌ترین فیلمسازان سه دهه اخیر آمریکاست؛ فیلم‌سازی که آثارش از Boogie Nights تا There Will Be Blood و Licorice Pizza، با دقت فرمال، شخصیت‌پردازی‌های منحصربه‌فرد و مضامین پیچیده‌شان شناخته می‌شوند. اما نکته جالب اینجاست که اندرسن، تا پیش از این، تنها یک‌بار به‌طور مستقیم به قرن بیست و یکم در آثار داستانی‌اش پرداخته بود؛ و آن هم در فیلمی که بیش از آنکه نشانی از زمان حال داشته باشد، حس و بوی گذشته را القا می‌کرد.

با «یک نبرد پس از دیگری»، او جسورانه به دنیای معاصر برمی‌گردد و نه‌تنها از آن رو نمی‌گرداند، بلکه با ترکیبی دیوانه‌وار از اکشن، کمدی سیاسی، تمثیل اجتماعی و ملودرام خانوادگی، آن را بی‌رحمانه واکاوی می‌کند. این فیلم، اقتباسی آزاد و خلاقانه از رمان Vineland نوشته توماس پینچن است، اما اندرسن فراتر از اقتباس ادبی، اثری ساخته که با نگاهی تیزبین و طنزی گزنده، اضطراب زیستن در آمریکای امروز را در سینمایی پرانرژی و دلنشین به تصویر می‌کشد.

فیلم با شور پرتنش یک عملیات انقلابی آغاز می‌شود. گروهی موسوم به French 75، مهاجرانی را که در کمپ‌های مرزی کالیفرنیا زندانی‌اند، آزاد می‌کنند. در قلب این عملیات، باب فرگوسن (با بازی درخشان لئوناردو دی‌کاپریو) — معروف به گتو پت، متخصص مواد منفجره — و معشوقه‌ و رهبر کاریزماتیک گروه، پرفیدیا بورلی هیلز (تجلی آتشین تیانا تیلور) حضور دارند.

دشمن اصلی آن‌ها، سرهنگ استیون جی. لاک‌جا (نقشی به‌یادماندنی از شان پن) است؛ افسر نظامی‌ای که در پی یک مواجهه پرتنش و پیچیده با پرفیدیا، درگیر رابطه‌ای شخصی و دوپهلو با او می‌شود — رابطه‌ای که پیامد آن، تولد دختری به نام ویلا خواهد بود.

روایت سپس ۱۶ سال به جلو می‌پرد؛ انقلاب در هم شکسته و باب، حالا یک پدر میانسال، بی‌انگیزه و گیج است که روزهایش را در خلوتی پر از دود و بطالت می‌گذراند و گذشته‌اش را در فیلم‌هایی مانند نبرد الجزایر مرور می‌کند. اما بازگشت لاک‌جا — که اکنون در پی عضویت در محفلی مخفی و نژادپرست موسوم به باشگاه ماجراجویان کریسمس است — و ناپدیدشدن ویلا، باب را ناخواسته وارد مأموریتی شخصی می‌کند: نجات دخترش.

آنچه آغازش شورش سیاسی بود، به نبردی عمیقاً خانوادگی و انسانی بدل می‌شود؛ نبردی که لایه‌های گوناگون فیلم را از یک تمثیل سیاسی به یک داستان پدر و دختری پرقدرت سوق می‌دهد.

شخصیت‌ها؛ ترکیب ستارگان …

  • لئوناردو دی‌کاپریو (باب/گتو پت): دی‌کاپریو با بازی در قالب یک انقلابی سابق که به پدری گیج و بدبین فروکاسته شده، وجهی کم‌سابقه از کمدی و آسیب‌پذیری خود را بروز می‌دهد. باب او، هم‌زمان قهرمان و ضدقهرمان است؛ فردی که در مرکز بحران است و گاه به حاشیه رانده می‌شود، اما با حضور فیزیکی و شوخ‌طبعی تلخش، قلب فیلم را حفظ می‌کند.
  • تیانا تیلور (پرفیدیا): حضوری کوتاه اما سوزان و ماندگار؛ رهبر انقلابی‌ای که آتش، قدرت و تناقض‌های انسانی را هم‌زمان در خود دارد.
  • شان پن (سرهنگ لاک‌جا): یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های دیرهنگام پن. او کاریکاتور نمی‌سازد، بلکه از یک شخصیت بالقوه اغراق‌آمیز، فیگوری پیچیده خلق می‌کند که هم تهدیدگر و هم تراژیک است.
  • چیس اینفینیتی (ویلا): کشف بزرگ فیلم، حضوری کاریزماتیک با انرژی و اعتمادبه‌نفسی که جدال نسل‌ها را واقعی و ملموس می‌کند.
  • بنیسیو دل‌تورو (سنسی): مربی کاراته و جانِ آرامِ روایت؛ شخصیتی زن‌گون از نظر پختگی و آرامش که کنایه‌ای درخشان به فلسفه مقاومت جمعی است.

اندرسن با مهارت، یک روایت چندپاره را به ساختاری منسجم گره می‌زند. نیمه اول فیلم، جهان French 75 و فضای شورشی-طنزآمیز آن را بنا می‌کند؛ نصفه دوم، با پرش زمانی، به ماجرای شخصی باب و ویلا و درگیری با لاک‌جا بدل می‌شود. این تغییر لحن از اکشن سیاسی به کمدی-درام خانوادگی، نه‌تنها مخدوش‌کننده نیست، بلکه لایه‌های بیشتری به تم اصلی فیلم می‌افزاید: اینکه انقلاب واقعی، می‌تواند در مقیاس خانواده اتفاق بیفتد.

لحن فیلم مدام بین طنز گزنده (مانند صحنه فراموش‌کردن رمز عبور توسط باب) و لحظات عمیق احساسی (مانند کشف قدرت و استقلال ویلا) در نوسان است. این ترکیب چندژانری — اکشن، کمدی، تمثیل سیاسی و ملودرام — به فیلم حسی پینچونی می‌دهد اما با صدای شخصی اندرسون.

فیلم در لایه سیاسی، تصویری نگران‌کننده از یک دولت پلیسی، ناسیونالیسم سفید و سوءاستفاده سیستماتیک از قدرت ارائه می‌کند. رابطه لاک‌جا و پرفیدیا، یادآور پیوندهای پنهان و تاریخی نژادها در آمریکا و تلاش جریان‌های افراطی برای پاک کردن این تاریخ است.

در لایه شخصی، روایت باب و ویلا، از ترس پدرانه تا پذیرش قدرت نسل بعدی، مسیر مرکزی داستان است. اندرسون با این خط روایی، می‌گوید انقلاب، صرفاً تقابل مسلحانه نیست؛ می‌تواند به معنای پرورش نسلی باشد که خود ایستادن را بلد است.

فیلم‌برداری مایکل باومن با استفاده از ویستاویژن، تصاویری عریض و بافت‌دار خلق می‌کند که یادآور کلاسیک‌هایی چون The Searchers است. صحنه تعقیب و گریز پایانی بر فراز تپه‌های بزرگراه ۷۸ در بورگو اسپرینگز، بدون جلوه‌های ساخته شده با کامپیوتر، یکی از نفس‌گیرترین و اصیل‌ترین نمونه‌های اکشن جاده‌ای اخیر است.

موسیقی جانی گرینوود مانند یک مترونوم پرتنش، با پیانوهای استاکاتو و اوج‌گیری ویولن‌ها، ریتم روایت را پیش می‌برد؛ گاه کمدی را تیزتر می‌کند و گاه ضربان اضطراب را بالا می‌برد.

نقاط قوت

  • بازی‌های چندلایه و متعهدانه دی‌کاپریو، پن و دل‌تورو.
  • ساختار روایی هوشمند که توانسته اکشن، طنز و درام را بی‌نقص آمیخته کند.
  • مضامین پرقدرت سیاسی و خانوادگی که هم به «اکنون» و هم به «همیشه» مرتبط‌اند.
  • کارگردانی فرمال و با جزییات پل توماس اندرسون که از لحظات تند و آرام بهره‌ای کامل می‌برد.
  • موسیقی و فیلم‌برداری که در خدمت فضا و ریتم داستان‌اند.

نقاط ضعف

  • نیمه اول ممکن است برای برخی تماشاگران، با دیالوگ‌های پرجزئیات و جهان‌سازی متراکم، کمی سنگین باشد.
  • طنز تلخ فیلم ممکن است برای مخاطبانی که انتظار اکشن تمام‌عیار دارند، غریب یا حتی ناامیدکننده جلوه کند.

«یک نبرد پس از دیگری» بی‌شک یکی از آثار شاخص سال و نقطه عطفی در کارنامه پل توماس اندرسن است: فیلمی که هم توانسته اضطراب‌های سیاسی و اجتماعی معاصر را بی‌پرده و بی‌پروا نشان دهد، و هم عمیقاً انسانی و احساس‌برانگیز باقی بماند. این فیلم با ترکیب دیوانه‌وار ژانرها و لحن‌ها، همان‌قدر که به پینچن و تاریخ آمریکا ارجاع می‌دهد، به قلب تپنده روابط انسانی نیز وفادار است.

اندرسن در اینجا نشان می‌دهد که «انقلاب» می‌تواند همان مراقبت و ایستادن کنار خانواده‌ باشد — نبردی که شاید هر روز در سکوت خانه‌ها جریان دارد. «یک نبرد پس از دیگری» جنگیدن را نه پایان که شیوه‌ای برای زندگی می‌داند.

جمع بندی

امتیاز - ۹

۹

خوب

«یک نبرد پس از دیگری» حماسه‌ای معاصر، پرانرژی و چندلایه است که با بازی درخشان دی‌کاپریو، طنز گزنده و پیام انسانی، پل توماس اندرسن را در اوج خلاقیت دوباره تثبیت می‌کند.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا