«دختران دردسرساز کوچک»؛ آوای همنوایی، زمزمههای میل و رهایی در قاب یک بیداری
نقد و بررسی فیلم «Little Trouble Girls» (دختران دردسرساز کوچک)

فیلم «Little Trouble Girls» (دختران دردسرساز کوچک) نخستین ساخته بلند اورشکا جوکیچ (Urška Djukić)، نه تنها یکی از مهمترین صداهای تازه در سینمای اسلوونی است، بلکه نمونهای کمنظیر از ترکیب جسارت روایی، حساسیت تصویری و ساختار شنیداری پیچیده برای بازنمایی یک بیداری جنسیتی-عاطفی در بستر سختگیرانه باورمندانه محسوب میشود.
این اثر که موفق به دریافت جایزه منتقدان در جشنواره برلین شده و به عنوان نماینده اسلوونی در اسکار معرفی شده، دقیقاً همان فیلمی است که میتواند کلیشههای «دختر مدرسه کاتولیک و داستان بلوغ» را از بنیان بازتعریف کند؛ روایتی که همزمان با لطافت و جسارت پیش میرود، و هر لحظهاش بین معنویت و میل جسمانی در نوسان است.
فیلم با سکانسی جسور آغاز میشود: صدای نفسکشیدنهای ریتمیک، تصاویری از کتاب قرن چهاردهمی با نگارهای که هم به زخم و هم به شکل ولوا شبیه است. این آغاز، مرز میان باور و جسمیت را از همان لحظه اول درهم میریزد و ما را وارد جهان لوتسیا (جارا سوفیا اوستان)، دختر ۱۶ سالهای میکند که تازه به گروه کر مدرسه دخترانه کاتولیک پیوسته است.
لوتسیا شخصیتی کمحرف و درونگرا دارد، اما نگاهش با ورود آنا-ماریا (مینا شواجگر) – همکلاسی کاریزماتیک و با اعتمادبهنفس – تغییر میکند. آنچه در ابتدا تحسین و شیفتگی است، به تدریج به کشش احساسی بدل میشود؛ کششی که در فضای خشک و محدود مدرسه و سپس در سفر سهروزه گروه کر به صومعهای در ایتالیا، شکوفا میشود.
در صومعه Cividale del Friuli، دختران در کنار تمرینهای فشرده کر، وارد بازیهای کودکانهای چون «حقیقت یا جرأت» و «بطریبازی» میشوند که با چاشنی شوخیهای جسورانه همراه است. این نزدیکی جسمی و احساسی، نگاه لوتسیا به آنا-ماریا را پررنگتر میکند. همزمان، حضور کارگرهای جذاب بازسازی صومعه، کنجکاوی امیال و پنهان دختران را بیدار میکند. نگاههای دزدکی، شوخیهای فیزیکی و حتی سرقت یادگاری (یک پیراهن کارگر) بهانههاییاند که میل را در قالب بازی و شیطنت بروز میدهند.
یکی از صحنههای مهم، جرأتی است که آنا-ماریا به لوتسیا میدهد تا «زیباترین دختر صومعه» را بیازماید و لوتسیا با حالتی شوخ اما نمادین، چیز متفاوتی را برای چالش انتخاب میکند. این لحظه ترکیب شگفتی، خشم و حسادت را در فضای بین دو دختر خلق میکند.
جوکیچ هوشمندانه از نمادهای باورمندانه و طبیعت برای القای حس بلوغ و میل استفاده میکند:
- مجسمه با دستی شکسته که پیوند با چیزی والاتر را قطع کرده؛
- مونتاژهای گلهای در حال گردهافشانی؛
- استفاده از انگورهای شیرین و ترش به عنوان نشانههای باروری و مسئولیت؛
- گفتگوی صریح با یک راهبه درباره تجرد و لمس ماورایی، که برای لوتسیا دریچهای از معنویت غیرجسمانی میگشاید.
فیلم پرسشی اساسی طرح میکند: آیا میل جسمانی چیزی است که باید در معنویت حل شود، یا بخش جداییناپذیر رشد انسان است؟ و آیا موسیقی، خود نوعی تبدیل این انرژی به شکل والا نیست؟
جارا سوفیا اوستان در نقش لوتسیا، با اجرایی ظریف و پر احساس، تغییرات درونی شخصیت را با حداقل کلمات و از طریق نگاهها، حالات بدن و سکوتها منتقل میکند. اوستان موفق میشود حس اضطراب و کشش همراه با حس نوآموزی را واقعی و ملموس سازد. مینا سوایگر در نقش آنا-ماریا، معجونی از جذابیت و تهدید است: ابتدا با گرما و صمیمیت لوتسیا را جذب میکند، اما کمکم وجه «دختر دردسرساز» خود را نشان میدهد.
کارگردانی جوکیچ، با الهام آشکار از آثار لوکرسیا مارتل، از نماهای نزدیک، نورپردازیهای هالهدار و طراحی صدای یولیج زورنیک بهره میبرد تا حس خاموش و زیرپوستی تنش احساسی و فشار باورمندی را در هم تنیده کند. صحنههای تنفس هماهنگ گروه، بهطرزی شبهاروتیک، یادآور ایده تناسب فیزیکی و عرفانیاند، و در عین حال بازتابی از سرکوب و کنترل.
نقاط قوت
- پرداخت دقیق شخصیت لوتسیا که همزمان با کشف میل و هویت، میان فشارهای باوری و اجتماعی درگیر است.
- کارگردانی جسورانه با صدابرداری و مونتاژ خلاق که حسوحال درونی شخصیتها را منتقل میکند.
- بازیسازی دوگانهی آنا-ماریا که رابطه را از دوستداشتن تا رقابت و تهدید پیش میبرد.
- استفادهی قدرتمند از تصاویر نمادین و طراحی بصری برای بیان مفاهیم بلوغ، میل و معنویت.
- آمیختن آموزش موسیقی و تمرین گروهی با تمهای روانی و حسی، که فیلم را از کلیشههای ژانر نوجوانانه جدا میکند.
ضعفها
- استفادهی تکراری از برخی موتیفهای بصری (مثل گلها) که گاهی بیش از حد توضیحگر میشوند.
- ریتم آرام فیلم، که برای برخی تماشاگران ممکن است در لحظاتی بیش از حد تأملی یا کند به نظر برسد.
- عدم پرداخت کافی به پسزمینه خانوادگی لوتسیا که میتوانست عمق بیشتری به تضادهای او بدهد.
«دختران دردسرساز کوچک» شکلی تازه از داستانهای بلوغ دخترانه در سینمای اروپا را ارائه میدهد؛ داستانی که در آن صدای گروه کر دخترانه نه فقط سازگار با ساختار باورمندانه، بلکه حامل زمزمههای میل، کشش و هویت است. اورشکا جوکیچ با این فیلم نشان میدهد که میتواند همزمان با حساسیت شاعرانه و شجاعت روایی، قصهای بسازد که هم واقعی و هم استعاری باشد.
این فیلم، بهواسطه ترکیب تنشهای جسمانی و عرفانی، و با بازیهای قدرتمند اوستان و سوایگر، تجربهای است که تماشاگر را با پرسشهای ماندگار درباره میل، باور و هویت جوانان رها میکند؛ پرسشهایی که تا مدتها بعد از پایان فیلم در ذهن باقی خواهند ماند.
جمع بندی
امتیاز - ۸٫۹
۸٫۹
خوب
روایتی جسور، شاعرانه و پر از جزئیات از بیداری هویتی و معنوی یک دختر نوجوان در فضای سختگیرانه باورمندانه؛ «دختران دردسرساز کوچک» با صدایی همزمان دلنشین و رها، مرز میان بایدها را به چالش میکشد.





