«در تعقیبِ تابستان»؛ رمانسِ بزرگسالانهای که میان جاهطلبی هنری و کلیشههای ژانر گرفتار میشود
«Chasing Summer» (در تعقیبِ تابستان): بازگشت به خانه یا گمشدن در مسیر؟

فیلم «Chasing Summer» به کارگردانی جوزفین دکر (Josephine Decker) و نویسندگی/بازیگری ایلایزا شلسینگر (Iliza Shlesinger) یکی از بحثبرانگیزترین آثار جشنواره ساندنس ۲۰۲۶ بود؛ فیلمی که حتی پیش از نمایش عمومیاش موجی از کنجکاوی و پرسش را در میان دوستداران سینمای مستقل برانگیخت: آیا دکرِ جسور، تجربی و روانکاوانه که با آثاری چون «Madeline’s Madeline» و «Shirley» شناخته میشد، همچنان همان فیلمساز است؟ یا اینبار با یک کمدی-رمانتیک عامهپسند طرفیم که بیشتر در امتداد رویکرد کمدینمحور شلسینگر ساخته شده است؟
پاسخ کوتاه این است: «Chasing Summer» هر دو است… و در عین حال هیچکدام نیست.
فیلم نه کاملاً در مسیر امضای هنری دکر قرار میگیرد، نه آنقدر بیپیرایه و سرگرمکننده است که بتوان بهسادگی آن را در رده کمدیهای جریان اصلی قرار داد. بلکه ترکیبی عجیب، ناهماهنگ و در عین حال کنایهآمیز از هر دو جهان است؛ ترکیبی که گاهی جذابیت خلق میکند و اغلب نیز سردرگمی.
جیمی، با بازی ایلایزا شلسینگر، یک امدادگر بحران و کارمند کمکرسانی جهانی است که زندگیاش را با حضور در مناطق فاجعهدیده میگذراند. در همان آغاز فیلم با مونتاژی از خرابیها روبهرو میشویم که با نالههای عجیب و اغراقشده جیمی همراه است؛ نشانهای که برای لحظهای ما را به یاد فضاهای روانپریشانه آثار اولیه دکر میاندازد.
اما این نشانه زود محو میشود. جیمی بلافاصله توسط دوستپسرش ترک میشود و ناچار است برای مدتی به خانه والدینش در تگزاس بازگردد؛ شهری که از آن گریخته بود و اکنون قرار است زخمهای قدیمی، روابط فرسوده، دوستان دوران دبیرستان و عشق نوجوانیاش را دوباره زنده کند.
او میان مواجهه با گذشته و تلاش برای ساختن آینده دستوپا میزند، تا اینکه رابطهای با پسری بسیار جوانتر، کلبی (Garrett Wareing)، آغاز میکند؛ رمانسی میاننسلی که قرار است هم شهوتبرانگیز باشد و هم تکاندهنده، اما عملاً نه چندان جسور است و نه چندان شاخص.
یکی از مشکلات اساسی فیلم، عدم باورپذیری بحرانهای جیمی است. فیلم میخواهد او را زنی در «قعر زندگی» نشان دهد، اما بحرانهایش بیشتر شبیه بدبیاریهای معمول یک بزرگسال طبقه متوسطاند. پس منطقی نیست که این اندازه خودویرانگر، پریشان و حلنشده تصویر شود.
درحالیکه جیمی برای نجات جوامع آسیبدیده از طوفانها و زلزلهها تلاش میکند، فیلم مشکلات شخصی او را چنان بزرگ جلوه میدهد که تمایز میان «بحران واقعی» و «خودساخته» را از دست میدهد. این تناقض درونی فیلم را از نظر احساسی تهی میکند و مانع از همذاتپنداری مخاطب میشود.
دکر سالهاست با سبک سوبژکتیو، دوربین ناآرام، قطعهای گریزی و فضاسازیهای ذهنمحور شناخته میشود. اما از زمان فیلم «The Sky Is Everywhere» (۲۰۲۲) چرخشی جدی به سمت آثار «شادتر»، سادهتر و مخاطبپسندتر داشته است.
در «Chasing Summer» این چرخش گاهی به قیمت از دست رفتن هویت سینماییاش تمام میشود. دوربین همچنان پرتحرک است، تدوین همچنان بیقاعده، اما اینبار نه به هدف ساختن جهان ذهنی شخصیت؛ بلکه بیشتر شبیه تلاشی برای تزریق انرژی به فیلمنامهای بسیار معمولی.
این ناهماهنگی باعث شده فیلم گاهی شبیه «عجیبترین فیلم هالمارک (Hallmark) تاریخ» به نظر برسد؛ تعبیری که برخی منتقدان دقیقاً در نقدهای جشنواره از آن استفاده کردند.
فیلمنامه شلسینگر مملو از موقعیتهایی است که بارها در داستانهای بازگشت به خانه دیدهایم:
- برخورد تصادفی در سوپرمارکت
- مهمانی نوجوانانه که قهرمان برایش زیادی «پیر» است
- بازگشت عشق قدیمی
- خواهر مشکلدار و تجارت کوچک خانوادگی
- مادر متوقع و پدر بیخبر
فیلم تلاش میکند این کلیشهها را دفرمه، طنازانه یا پستمدرن کند، اما تقریباً هیچگاه موفق نمیشود. نتیجه این میشود که داستان مدعی پیچیدگی و عمق است، اما روایت سطحی باقی میماند.
حضور گرت ویرینگ (Garrett Wareing) نقطه روشن فیلم است. او شخصیت کلبی را با ترکیبی از معصومیت و جذابیت اجرا میکند و رابطهاش با جیمی نور تازهای به فیلم میتاباند. اما پیچش داستانی پایانی درباره هویت او—که قرار است شوکهکننده و بامزه باشد—پیشبینیپذیر، دمدستی و کمتر از ظرفیت کارگردان هوشمندی چون دکر است.
ایلایزا شلسینگر ثابت میکند توانایی حمل یک نقش اصلی را دارد؛ بازی انرژیمند، طنز دقیق، لحظات آسیبپذیری باورپذیر. اما فیلم به اندازه کاریزمای او بلندپرواز نیست. شخصیتها و جزئیات پیرامونی او جذاب نیستند و روایت نیز انسجام کافی ندارد.
فیلم با نسبت تصویری و قاببندی سینمایی فیلمبرداری شده، اما در بافت کلی شبیه سریالهای اپلتیوی (Apple TV) به نظر میرسد: براق، روشن و گاهی بیش از حد تمیز. در همین حال موسیقی متن ترکیبی عجیب از شلی دووال (Shelley Duvall)، بلینک-۱۸۲ و آلترناتیو-راک دهه ۲۰۰۰ است که در برخی لحظات کار میکند، اما اغلب ناهماهنگ است.
فیلم میخواهد از این موضوعات حرف بزند:
- فرار از خویشتن
- اضطراب هویتی
- فشار موفقیت
- تقابل گذشته و اکنون
- جستوجوی رستگاری
اما هیچکدام را بهطور کامل توسعه نمیدهد. فیلم بارها به سمت عمق حرکت میکند اما سپس ناگهان به سوی کمدی سبک برمیگردد.
«Chasing Summer» فیلمی است که میتواند برخی تماشاگران را بهواسطه شوخیها، رمانس گرم و بازی خوب شلسینگر سرگرم کند، اما برای مخاطبانی که بهدنبال سینمای جسور، ریشهدار یا بیانیهمند هستند، نتیجهای رضایتبخش نیست.
این فیلم همانقدر که نشانههایی از دکرِ قدیمی در خود دارد، از او دور میشود؛ و همانقدر که میخواهد یک کمدی-رمانتیک تازه باشد، در دام کلیشههای تکراری ژانر میافتد. نتیجه فیلمی «میانه»، «آشفته» و «غیر همگون» است—نه لذتبخش به معنای کامل، نه جسور به معنای اصیل.
جمع بندی
امتیاز - ۶٫۸
۶٫۸
متوسط
«در تعقیب تابستان» شاید برای بخشی از مخاطبان تجربهای نو و دلپذیر باشد، اما برای منتقدان و دوستداران سینمای تجربی نوعی عقبگرد هنری از سوی جوزفین دکر به شمار میرود.





