دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجینگاهی اجمالی

راز ساخت سیلوها فاش شد؛ قسمت هشتم فصل سوم «Silo» عامل رخدادها را معرفی می‌کند

هشدار: این مطلب بخش‌های مهمی از داستان فصل سوم سریال «Silo»، به‌ویژه قسمت هشتم با عنوان «Gray Goo»، را فاش می‌کند.

اپیزود «Gray Goo» سرانجام گذشته سیلوها، نقش پر استنسن و سناتور ترمن و تهدید فناوری نانو را به یکدیگر پیوند می‌دهد؛ اما هویت بنیان‌گذاران هنوز کاملاً روشن نیست.

سریال «Silo» پس از مدت‌ها طرح معما و به تعویق انداختن پاسخ‌ها، بالاخره بخشی اساسی از راز دنیای خود را آشکار کرده است. قسمت هشتم فصل سوم نشان می‌دهد سیلوها با چه هدفی ساخته شدند، چه کسانی پشت این پروژه عظیم قرار داشتند و چرا گروهی از قدرتمندترین افراد جهان، پایان تمدن بشری را اجتناب‌ناپذیر می‌دانستند.

این افشاگری نتیجه مستقیم خط داستانی آهسته اما مهم دنیل کین، نماینده کنگره با بازی اشلی زوکرمن، و هلن درو، خبرنگاری با بازی جسیکا هنویک، است. تحقیقات آن‌ها درباره مأموریت شکست‌خورده شارلوت و فعالیت‌های محرمانه مرتبط با فناوری نانو، سرانجام به پروژه‌ای می‌رسد که آینده ژولیت نیکولز و تمام ساکنان سیلوها را رقم زده است.

پاسخ نهایی فقط درباره نجات انسان‌ها از یک فاجعه معمولی نیست. سازندگان پروژه معتقدند بشر در آستانه نابودی به دست نوعی فناوری قرار دارد که می‌تواند از کنترل خارج شود: نانوفناوری.

سیلوها برای بازسازی جهان پس از پایان تمدن ساخته شدند

در قسمت «Gray Goo»، هلن و دنیل به آتلانتا منتقل می‌شوند تا ساخت سیلوهایی را ببینند که هنوز تکمیل نشده‌اند. در آنجا، پر استنسن، سرمایه‌دار فوق‌ثروتمند با بازی کالین هنکس، و حامی سیاسی‌اش سناتور روزالیند ترمن با بازی لورا اینس، هدف واقعی پروژه را توضیح می‌دهند.

برنامه آن‌ها شامل ساخت ۵۰ سیلو است؛ پناهگاه‌هایی عظیم که قرار است مانند «بذرهای» تمدن عمل کنند. هر سیلو بخشی از دانش، منابع و ظرفیت انسانی لازم برای ادامه حیات را در خود نگه می‌دارد. بهترین و توانمندترین افراد نیز انتخاب خواهند شد تا پس از فروپاشی جهان، نسل بشر را حفظ و زمین را دوباره آباد کنند.

این پروژه بر یک فرض هولناک استوار است: استنسن و ترمن دیگر به امکان جلوگیری از پایان جهان باور ندارند. آن‌ها نابودی تمدن را قطعی می‌دانند و به‌جای متوقف کردن آن، برای روزهای پس از فاجعه آماده می‌شوند.

به بیان دیگر، سیلوها برای حفظ زندگی عادی ساخته نشده‌اند؛ آن‌ها کپسول‌های بقای تمدنی هستند که سازندگانشان از پیش مرگ آن را پذیرفته‌اند.

دشمن اصلی نه جنگ هسته‌ای، بلکه فناوری نانو است

بزرگ‌ترین غافلگیری قسمت هشتم به ماهیت تهدیدی مربوط می‌شود که ساخت سیلوها را ضروری کرده است. برخلاف انتظار، عامل نابودی جهان جنگ هسته‌ای، هوش مصنوعی یا یک بیماری فراگیر نیست.

در فصل سوم ابتدا به نظر می‌رسید یک «بمب کثیف» در خاک آمریکا منفجر شده و کشور را با تهدیدی بی‌سابقه مواجه کرده است. قسمت «Gray Goo» اما نشان می‌دهد ماجرای این بمب بخشی از یک پنهان‌کاری بوده است. بحران واقعی به رقابت تسلیحاتی میان آمریکا و ایران در حوزه فناوری نانو ارتباط دارد؛ رقابتی که عملاً از مرحله تهدید عبور کرده و به جنگی پنهان تبدیل شده است.

توانایی ساخت ماشین‌ها یا ذرات میکروسکوپی که بتوانند وارد بدن، محیط‌ زیست یا زیرساخت‌های حیاتی شوند، از نگاه طراحان پروژه می‌تواند سرانجام تمدن را نابود کند. چنین فناوری‌ای اگر تکثیرپذیر و مهارنشدنی باشد، دیگر به شیوه‌های دفاعی متعارف پاسخ نمی‌دهد.

عنوان قسمت، «Gray Goo»، نیز به سناریویی نظری در بحث‌های مربوط به نانوفناوری اشاره دارد: وضعیتی که در آن ماشین‌های نانومقیاسِ خودتکثیرشونده از کنترل خارج می‌شوند و با مصرف منابع موجود، محیط را به توده‌ای بی‌جان تبدیل می‌کنند. سریال هنوز تمام جزئیات نسخه داستانی این تهدید را روشن نکرده، اما مشخص است که ترس از همین آینده، انگیزه اصلی ساخت سیلوها بوده است.

خطوط زمانی فصل سوم چگونه به یکدیگر متصل می‌شوند؟

فصل سوم چند داستان ظاهراً جدا را هم‌زمان پیش برده است:

  • تحقیقات دنیل و هلن درباره فعالیت‌های محرمانه دولت
  • مأموریت ناموفق شارلوت، خواهر دنیل و خلبان نیروی هوایی با بازی جسیکا براون فیندلی
  • پروژه نانوفناوری و رقابت پنهان آمریکا و ایران
  • ساخت مجموعه‌ای از سیلوها در آتلانتا
  • زندگی ژولیت نیکولز با بازی ربکا فرگوسن و دیگر بازماندگان در آینده

قسمت هشتم نشان می‌دهد تمام این خطوط اجزای یک روایت واحد هستند. اتفاقی که برای شارلوت رخ داد، صرفاً یک مأموریت نظامی شکست‌خورده نبود؛ این حادثه دریچه‌ای به جنگ نانوفناورانه‌ای بود که استنسن و ترمن آن را نشانه قریب‌الوقوع بودن نابودی جهان می‌دانند.

تحقیقات دنیل و هلن نیز آن‌ها را مستقیماً به پروژه سیلوها می‌رساند. از سوی دیگر، زندگی ژولیت و ساکنان سیلوی ۱۸ نتیجه تصمیم‌هایی است که چندین نسل پیش از تولد آن‌ها گرفته شده است. آدم‌های زمان حال خود را در جهانی بسته و کنترل‌شده می‌یابند، بی‌آنکه بدانند ترس‌ها و محاسبات سیاسی چه کسانی آن را ساخته است.

آیا بنیان‌گذاران افسانه‌ای سیلوها را ملاقات کرده‌ایم؟

یکی از جذاب‌ترین ابعاد این افشاگری، تغییر تصویری است که از بنیان‌گذاران سیلوها داشتیم. ساکنان سیلوی ۱۸ طی نسل‌ها آموخته‌اند به «بنیان‌گذاران» با احترامی نزدیک به تقدس نگاه کنند. این افراد در فرهنگ سیلو به چهره‌هایی افسانه‌ای تبدیل شده‌اند، در حالی که تقریباً هیچ‌کس نمی‌داند واقعاً چه کسانی بوده‌اند و با چه انگیزه‌ای این ساختار را بنا کرده‌اند.

قسمت هشتم این احتمال را مطرح می‌کند که تماشاگران پیش‌تر با برخی از همان بنیان‌گذاران روبه‌رو شده‌اند. پر استنسن و سناتور ترمن هدایت‌کنندگان اصلی پروژه به نظر می‌رسند. آن‌ها منابع مالی، نفوذ سیاسی و دسترسی لازم برای ساخت مجموعه‌ای متشکل از ۵۰ پناهگاه پیشرفته را دارند.

هنری با بازی رید برنی، مأمور کم‌حرف و مرموز آن‌ها، نیز احتمالاً نقشی مهم در اجرای بخش‌های پنهان پروژه داشته است. شخصیت مهم دیگر دکتر ویکتور کرنکوویچ با بازی مت کریون است؛ دانشمندی که تحقیقاتش درباره حافظه، ممکن است پایه علمی داروهای کنترل‌کننده ذهن و خاطرات ساکنان سیلو را فراهم کرده باشد.

این افراد با تصویر باشکوه و آرمانی که نسل‌های بعدی از بنیان‌گذاران ساخته‌اند فاصله زیادی دارند. آن‌ها نه منجیانی افسانه‌ای، بلکه مجموعه‌ای از سرمایه‌داران، سیاست‌مداران، دانشمندان و مجریان امنیتی هستند؛ انسان‌هایی برخوردار از قدرت بسیار که درباره سرنوشت نسل‌های آینده تصمیم گرفته‌اند.

پر استنسن؛ منجی ثروتمند یا چهره‌ای خطرناک؟

شخصیت پر استنسن در فصل سوم حامل بخش مهمی از نقد سیاسی و اجتماعی سریال است. او سرمایه‌داری با ثروتی تقریباً نامحدود است که خود را شایسته طراحی آینده بشر می‌داند. شباهت‌های این شخصیت با میلیاردرهای مشهور حوزه فناوری، به‌ویژه ایلان ماسک، در قسمت هشتم آشکارتر می‌شود.

استنسن از یک جهت واقعاً در تلاش است بقای انسان را تضمین کند. او منابعی را صرف پروژه‌ای کرده که شاید پس از نابودی جهان، تنها امید بشر باشد. بااین‌حال، پرسش اخلاقی مهمی در پس این مأموریت وجود دارد: چه کسی به او و متحدانش اجازه داده تعیین کنند چه افرادی شایسته نجات هستند؟

اگر ۵۰ سیلو قرار است «بهترین و باهوش‌ترین» افراد را حفظ کنند، معیار این انتخاب را چه کسی تعیین می‌کند؟ آیا خانواده‌ها، ثروتمندان و نزدیکان صاحبان قدرت اولویت خواهند داشت؟ مردم عادی چقدر از خطری که برایشان پیش‌بینی شده آگاه‌اند؟ و آیا سازندگان سیلوها فقط برای فاجعه آماده می‌شوند یا خودشان نیز در وقوع آن نقشی دارند؟

«Silo» هنوز پاسخ قطعی این پرسش‌ها را ارائه نمی‌دهد، اما انتخاب شخصیتی متکبر و برخوردار از ثروت افسانه‌ای برای هدایت پروژه، نشان می‌دهد سریال قصد ندارد انگیزه‌های بنیان‌گذاران را کاملاً قهرمانانه جلوه دهد.

فراموشی جمعی چگونه تاریخ را به افسانه تبدیل کرد؟

یکی از دلایلی که ساکنان سیلو شناختی از گذشته ندارند، استفاده از داروی موسوم به ویتامین دی پلاس در آب مصرفی آن‌هاست. این ماده برای تضعیف یا پاک کردن حافظه جمعی به کار رفته و ظاهراً بیش از یک بار در تاریخ سیلو استفاده شده است.

اطلاعات ثبت‌شده در دفترچه مأموریت نیز این احتمال را تقویت می‌کند که پاک‌سازی حافظه، فقط یک اتفاق قدیمی و منفرد نبوده باشد. هر زمان که نظم سیلو با بحران روبه‌رو شده، شاید مدیران توانسته‌اند تاریخ را دوباره از ذهن مردم حذف کنند.

تحقیقات دکتر کرنکوویچ درباره حافظه احتمالاً زمینه علمی ساخت این داروها را فراهم کرده است. به این ترتیب، پروژه سیلوها از ابتدا تنها برای محافظت فیزیکی از انسان‌ها طراحی نشده بود؛ کنترل اطلاعات، خاطرات و روایت تاریخی نیز بخشی از ساختار بقای آن بوده است.

این موضوع معنای تازه‌ای به مفهوم بنیان‌گذاران می‌دهد. وقتی اسناد از بین بروند و حافظه مردم دست‌کاری شود، انسان‌های عادی و حتی مسئله‌دار می‌توانند در گذر زمان به شخصیت‌هایی مقدس تبدیل شوند. نسل‌های بعد دیگر قادر نیستند انگیزه‌ها، اشتباهات یا جنایت‌های احتمالی آن‌ها را بررسی کنند و تنها تصویری رسمی از گذشته باقی می‌ماند.

شباهت «Silo» به «Lost»؛ این بار انتظار نتیجه داده است

«Silo» طی فصل‌های مختلف به دلیل انباشت معماها با سریال «Lost» مقایسه شده است. هر دو مجموعه جهانی محدود و مرموز می‌سازند، اطلاعات را قطره‌چکانی در اختیار مخاطب قرار می‌دهند و پاسخ هر پرسش را به معمایی بزرگ‌تر پیوند می‌زنند.

در فصل نخست، مهم‌ترین سوال این بود که آیا جهان بیرون واقعاً سمی و نابودشده است یا نمایشگرهای سیلو تصویری جعلی نشان می‌دهند. فصل دوم به وجود سیلوهای دیگر و اجساد گسترده بیرون از آن‌ها پرداخت. فصل سوم نیز منشأ پروژه، محل ساخت سیلوها و دلیل شکل‌گیری آن‌ها را در مرکز داستان قرار داده است.

کندی ارائه اطلاعات گاهی می‌توانست آزاردهنده باشد، اما «Gray Goo» پاداش قابل‌قبولی برای صبر مخاطبان ارائه می‌کند. افشاگری این قسمت صرفاً یک پاسخ شفاهی نیست؛ چندین خط داستانی را به یکدیگر وصل می‌کند و تصویری تازه از تاریخ این جهان می‌سازد.

البته هنوز همه‌چیز روشن نشده است. دانستن اینکه سیلوها برای مقابله با پیامدهای جنگ نانوفناورانه ساخته شده‌اند، پرسش‌های تازه‌ای به همراه دارد: فاجعه دقیقاً چگونه رخ داد؟ آیا پر استنسن و سناتور ترمن حقیقت را می‌گویند؟ چه کسی فرمان ورود مردم به سیلوها را صادر کرد؟ و چرا حفظ بشر در نهایت به نظامی سرکوبگر و مبتنی بر پاک‌سازی حافظه منتهی شد؟

دو قسمت پایانی چه رازهایی را باید روشن کنند؟

تنها دو قسمت تا پایان فصل سوم باقی مانده و سریال اکنون باید بخشی از فاصله میان ساخت سیلوها و وضعیت جهان ژولیت را پر کند. مهم‌ترین پرسش‌های باقی‌مانده عبارت‌اند از:

  1. آیا تهدید فناوری نانو واقعاً جهان را نابود کرد؟
    اطلاعات فعلی عمدتاً از سوی افرادی ارائه شده که خودشان پروژه سیلوها را هدایت می‌کنند؛ بنابراین احتمال تحریف یا پنهان‌کاری همچنان وجود دارد.
  2. نقش شارلوت در بحران چه بوده است؟
    مأموریت او نقطه مهمی در کشف جنگ پنهان است، اما تمام ابعاد حادثه هنوز آشکار نشده.
  3. بنیان‌گذاران واقعی دقیقاً چه کسانی هستند؟
    استنسن و ترمن در مرکز پروژه قرار دارند، ولی ممکن است افراد یا نهادهای قدرتمند دیگری نیز پشت ساخت سیلوها باشند.
  4. داروی فراموشی از چه زمانی وارد ساختار سیلو شد؟
    باید مشخص شود کنترل حافظه از ابتدا جزو برنامه بوده یا پس از شورش‌ها و بحران‌های داخلی به آن اضافه شده است.
  5. چرا سیلوی ۱۸ با چنین نظام سخت‌گیرانه‌ای اداره می‌شود؟
    هنوز روشن نیست قوانین، ممنوعیت‌ها و ساختار کنترل اجتماعی فعلی مستقیماً از سوی بنیان‌گذاران طراحی شده یا در گذر زمان شکل گرفته است.

قسمت «Gray Goo» جایگاه فصل سوم «Silo» را تغییر می‌دهد. داستان دیگر فقط درباره فرار ژولیت از یک پناهگاه زیرزمینی یا کشف حقیقت جهان بیرون نیست؛ اکنون با روایتی درباره ترس سیاسی، قدرت سرمایه، جنگ فناوری و مهندسی حافظه جمعی روبه‌رو هستیم.

بنیان‌گذاران شاید واقعاً قصد نجات بشر را داشته‌اند، اما جهانی که ساخته‌اند نشان می‌دهد نجات فیزیکی الزاماً به معنای حفظ آزادی، حقیقت یا انسانیت نیست. اگر سیلوها آخرین دفاع بشر در برابر نابودی بوده‌اند، سؤال نگران‌کننده‌تر این است که برای زنده ماندن، چه مقدار از هویت و تاریخ انسان‌ها قربانی شده است.

قسمت‌های جدید «Silo» جمعه‌ها از اپل تی‌وی پخش می‌شوند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا