واکنش ماریل مولینو به سرنوشت لالا در «NCIS: Origins»؛ گذشتهای که اعتماد به گیبز را دشوار میکند

ماریل مولینو هم مثل طرفداران «NCIS: Origins» از شنیدن حرف گیبز، با بازی مارک هارمون، «شوکه» شد؛ اینکه لالا در خط زمانی امروزِ فصل سوم، سالها پیش در یک سانحه هوایی جان باخته است. پس از این افشاگری و در آستانه قسمت سهشنبه ۱۰ نوامبر که به گذشته لالا میپردازد، تیوی اینسایدر با بازیگر این شخصیت گفتوگو کرده است.
در قسمت تازه با عنوان «Baila Esta Cumbia»، تیم سال ۱۹۹۳ درباره قتل یک زن کلاهبردار تحقیق میکند؛ پروندهای که برای لالا جنبهای شخصی پیدا میکند. پدر او کلاهبردار بوده و لالا هم زمانی با او همکاری داشته است. همه اعضای تیم از این بخش زندگیاش خبر ندارند، اما همین گذشته نقش مهمی در شکلگیری شخصیت او داشته است.
مولینو در این گفتوگو از پیشینه لالا، تاثیر رابطه با پدرش بر اعتماد او به گیبز و واکنشش به سرنوشتی میگوید که هنوز برای مخاطبان سوالبرانگیز است.
باید از خبر مرگ لالا شروع کنیم. واکنشتان به این افشاگری، بهخصوص اینکه در سانحه هوایی جان باخته، چه بود؟
ماریل مولینو: «حداقلش این است که بگویم شوکهکننده بود. هر بار اطلاعاتی درباره لالا در قسمتها آشکار میشود، کنار آمدن با آن برایم دشوار است، چون لزوما نمیتوانم آن را وارد بازیام کنم. من در زمان حالِ داستان لالا هستم و باید همانطور که تا الان بازیاش کردهام، ادامه بدهم.
اما واکنشهای طرفداران خیلی زیاد بوده و این فوقالعاده است. خوشحالم که مردم به لالا اهمیت میدهند و او جای ویژهای در قلبشان دارد. مدام به من میگویند سوار هواپیما نشوم و اصلا سفر نکنم! دیدن این واکنشها واقعا بامزه و هیجانانگیز است.
فقط تا حد مشخصی میتوانم از چیزهایی که میدانم حرف بزنم. هم بهعنوان بازیگر و هم بهعنوان طرفدار سریال، باید با احتیاط میان گفتن و نگفتن حرکت کنم.»

وقتی اولین بار این بخش را خواندید، باور کردید که گیبز حقیقت را میگوید؟
«سوال خوبی است. بله، باور کردم. واقعا باور کردم.»
پرونده بعدی برای لالا جنبه شخصی دارد. پیش از آغاز فصل هم گفته بودید که قرار است کمی با گذشتهاش آشنا شویم. درباره این قسمت چه میتوانید بگویید؟
«این قسمت خیلی چیزها را درباره اینکه لالا کیست و چرا چنین ماموری شده، توضیح میدهد. او در دوران رشدش کسی را تماشا کرده که بلد بوده آدمها و فضای هر جمع را بشناسد و از موقعیتها به نفع خودش استفاده کند. به همین دلیل، لالا بهطور طبیعی استعداد این کار را دارد.
به نظرم خیلی خوب است که گذشتهاش را میبینیم، چون این پیشینه به چیزی تبدیل میشود که او را در شغلش توانمند کرده، نه صرفا چیزی که باید از آن فرار کند.
همچنین رابطه او با پدرش را بهتر میشناسید و میبینید این رابطه چطور بر نگاه امروزش به روابط اثر گذاشته است؛ اینکه چرا نمیتواند بهاندازهای که دلش میخواهد اعتماد کند، چرا پذیرفتن احساساتش نسبت به گیبز و اعتماد به او برایش سخت است و چرا در ابتدای قسمت به آن زمان نیاز داشت.
او میخواست مطمئن شود عشق گیبز واقعی است و امتحانش را پس داده، چون از کسی ضربه خورده که قرار بوده بیش از هر کس دیگری از او محافظت کند. برای من خیلی مهم بود که این موضوع را نشان بدهیم و روشن کنیم چرا لالا اینگونه است.»
لالا در این مقطع چطور با زنده شدن گذشتهاش کنار میآید و به چه کسی تکیه میکند؟
«میداند که فرنکس، با بازی کایل اشمید، از این ماجرا خبر دارد و همین تا حدی خیالش را راحت میکند. قرار نیست تازه موضوع را برای رئیسش توضیح بدهد یا بهخاطرش اخراج شود. آنها با اطلاع از سابقهاش و با وجود اینکه میدانستند قبلا با قانون به مشکل خورده، استخدامش کردهاند.
اما فکر میکنم مطمئن نیست بتواند به گیبز تکیه کند. نمیداند آیا او حالا دربارهاش تردید دارد یا بهنوعی قضاوتش میکند. آشکار شدن این گذشته برای لالا با احساس شرم زیادی همراه است، چون گیبز آدمی درستکار و بسیار پایبند به قانون و مقررات است.
اینکه همکارت چنین چیزی درباره گذشته و هویت تو بفهمد، خیلی از ناامنیهای درونی لالا را زنده میکند. دلش میخواهد به گیبز تکیه کند، اما همزمان میخواهد همان ماموری بماند که همه میشناسند؛ هدفش را گم نکند و روی حل پرونده متمرکز باشد.
از طرفی، انگار میخواهد پای پدرش در میان باشد. میخواهد با او روبهرو شود و بالاخره فرصتی برای رویارویی داشته باشد. همین میل باعث میشود نتواند گذشته را رها کند و به چیزی که همین حالا پیش رویش است توجه کند: مردی که بیقیدوشرط، بدون قضاوت و بدون تردید دوستش دارد.
فکر میکنم او تلاش میکند زخمهای قدیمی را ترمیم کند و همین، حالش را به هم میریزد.»
سریال «NCIS: Origins» سهشنبهها ساعت ۱۰ شب به وقت شرق آمریکا و ۹ شب به وقت مرکزی، از شبکه سیبیاس (CBS) پخش میشود.





