۳۹ سالگی «Dirty Dancing»؛ عاشقانهای جسورانه که فراتر از انتظارها درخشید

۳۹ سال پیش در چنین روزی، درام عاشقانه «Dirty Dancing» به کارگردانی امیل آردولینو روی پرده رفت و به موفقیتی بسیار بزرگتر از پیشبینیها دست یافت. این فیلم محصول ۱۹۸۷ با بودجهای تنها ۶ میلیون دلاری ساخته شد، اما در گیشه جهانی ۲۱۴.۶ میلیون دلار فروخت. برای درک دلیل محبوبیت آن هم لازم نیست سراغ تحلیلهای پیچیده برویم؛ کافی است به پاتریک سوویزی و جنیفر گری نگاه کنیم.
سوویزی جذابیت و مهارت لازم برای اجرای رقصهای پرشور فیلم را داشت و شیمی انکارناپذیرش با جنیفر گری، قلب این عاشقانه را شکل میداد. گری نیز در مسیر بلوغ شخصیتش، طیف گستردهای از احساسات را با صداقت و گیرایی به نمایش میگذارد.
بااینحال، «Dirty Dancing» فراتر از جذابیت ظاهریاش، درامی تاثیرگذار و جلوتر از زمان خود است که تصویر معصومانه شکلگرفته از اوایل دهه ۱۹۶۰ را به چالش میکشد. داستان در سال ۱۹۶۳ و در اقامتگاهی در منطقه کتاسکیلز میگذرد و فرانسیس «بیبی» هاوسمن با بازی گری را دنبال میکند؛ دختر جوانی که انتظار دارد تعطیلاتی خستهکننده را در کنار خانوادهاش سپری کند.
بیبی از رفتارهای متکبرانه همطبقهایهای ثروتمندش بیزار است و در عوض، به جانی کسل، مربی رقص زمخت اما خوشقلب اقامتگاه با بازی سوویزی، جذب میشود. کارکنان طبقه کارگر آنجا مهمانیهایی با رقصهای جسورانه برگزار میکنند؛ فضایی که بیبی آن را به رقصهای رسمی و خشک مورد علاقه والدینش ترجیح میدهد.

بخش مهمی از داستان به پنی با بازی سینتیا رودز، شریک قدیمی رقص جانی، مربوط میشود. پنی اعلام میکند باردار است و جانی، بیبی و دیگران تلاش میکنند شرایط حل مشکل او را فراهم کنند. پرداختن جدی و مستقیم به چنین موضوعی در فیلمی عاشقانه از آن دوران، غافلگیرکننده بود و هنوز هم یکی از دلایل اهمیت «Dirty Dancing» به شمار میرود.
البته بهیادماندنیترین بخش فیلم برای بسیاری از مخاطبان، ترانه برنده اسکار «(I’ve Had) The Time of My Life» است. این قطعه را بیل مدلی و جنیفر وارنس اجرا کردند و فرانکی پرویت، جان دینیکولا و دونالد مارکوویتز آن را نوشتند؛ ترانهای که اگر یک بار به گوشتان برسد، احتمالا تا پایان روز با شما میماند.
داستان «Dirty Dancing» و تلاش شخصیتها برای فراهمکردن شرایط چنین تصمیمی، از یک سو به سنت ملودرامهای قدیمی مانند «Peyton Place» تکیه دارد و از سوی دیگر، کاملا معاصر و پیشرو به نظر میرسد. جانی بهدلیل ارتباط با زنانی که جامعه آنها را «سقوطکرده» میداند، شخصیتی سطح پایین تلقی میشود؛ درحالیکه رفتار واقعی او از قلبی باز و روحیهای همدلانه خبر میدهد.
تضاد طبقاتی نیز یکی از مضامین اصلی فیلم است. بیشتر شخصیتهای ثروتمند، بیرحم و قضاوتگر به تصویر کشیده میشوند، درحالیکه شخصیتهای طبقه کارگر احساسات و شور زندگی خود را آشکارتر بروز میدهند. به همین دلیل، فیلم با وجود ساختار کلی سبک و عاشقانهاش، حرفی برای نسلهای مختلف دارد و همچنان اثری در دسترس و محبوب باقی مانده است.

رابطه عاشقانه مرکزی فیلم نیز نقشی کلیدی دارد. درحالیکه جانی از پنی مراقبت میکند، آموزش رقص به بیبی کمتجربه را بر عهده میگیرد. آنها بارها تمرین میکنند تا تکنیک بیبی بهتر شود و در همین مسیر، بهتدریج کششی شدید میانشان شکل میگیرد.
بیبی اعتمادبهنفس تازهای پیدا میکند و با احساساتی بالغتر روبهرو میشود. در مقابل، او به جانی یادآوری میکند ارزشش بیش از جایگاهی است که طبقه اجتماعیاش برایش تعیین کرده و مجبور نیست تحقیرهای پدر ثروتمند بیبی با بازی جری اورباک را تحمل کند. فیلم با رقصی رهاییبخش به پایان میرسد؛ جایی که بیبی و جانی درمییابند هرکدام دیگری را به انسان بهتری تبدیل کردهاند و سرانجام همان زندگی را اجرا میکنند که در تمام طول داستان برایش تمرین کرده بودند.
در همین لحظه است که «(I’ve Had) The Time of My Life» با تمام قدرت در موسیقی متن شنیده میشود. این ترانه برای کسب جایزه اسکار (Academy Award) بهترین ترانه اورجینال، قطعه اصلی «Cry Freedom»، ترانه «Nothing’s Gonna Stop Us Now» از «Mannequin»، قطعه «Shakedown» از «Beverly Hills Cop II» و «Storybook Love» از «The Princess Bride» را شکست داد. این اثر علاوه بر دریافت گواهی فروش طلایی، به رتبه نخست جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد (Billboard Hot 100) نیز رسید.
«Dirty Dancing» طبیعتا نیازی به دنباله نداشت. قصهاش کامل شده بود و شخصیتهایش مسیر خود را طی کرده بودند. دیدن اینکه بیبی و جانی چهار یا پنج سال بعد کجا هستند، لزوما نکته تازهای به داستان اضافه نمیکرد. فیلم میتوانست با همان شهرت و درآمد چشمگیرش به زندگی ادامه دهد؛ بهویژه اینکه در بازار نمایش خانگی نیز موفقیتی بزرگ بود و نسخهای از آن در خانه بسیاری از علاقهمندان سینما پیدا میشد.
بااینحال، هالیوود معمولا اجازه نمیدهد موفقیتهای گیشهای به این سادگی کنار بروند. «Dirty Dancing» نیز با آثار فرعی و بازسازیهای مختلف ادامه یافت. در سال ۱۹۸۸ یک تور موزیکال زنده با ترانههای فیلم برگزار شد و همان سال سریال کوتاهعمر و فراموششده «Dirty Dancing» با بازی ملورا هاردین در نقش بیبی و پاتریک کسیدی در نقش جانی روی آنتن رفت.
در سال ۲۰۰۴ نیز «Dirty Dancing: Havana Nights» اکران شد. از آنجا که داستان این فیلم در کوبای سال ۱۹۵۹ میگذرد، از نظر فنی میتوان آن را پیشدرآمد دانست؛ هرچند در عمل، جز عنوان و حضور کوتاه پاتریک سوویزی ارتباط چندانی با اثر اصلی ندارد.
سال ۲۰۱۷، شبکه ایبیسی (ABC) نیز «Dirty Dancing» را در قالب یک فیلم تلویزیونی با بازی ابیگیل برسلین در نقش بیبی و کلت پراتس در نقش جانی بازسازی کرد. این نسخه اثر ضعیفتری بود و نکته تازه چندانی به داستان اضافه نکرد. عجیب اینکه فیلم سال ۱۹۸۷ حتی از بازسازی ساختهشده ۳۰ سال بعد، مدرنتر و بهروزتر به نظر میرسید.
با وجود اینکه «Dirty Dancing» همچنان به دنباله احتیاجی ندارد، احتمال دارد سرانجام چنین فیلمی ساخته شود. گزارشهایی درباره بازگشت جنیفر گری برای دنبالهای دیرهنگام منتشر شده است، اما باید دید این پروژه در نهایت به مرحله تولید میرسد یا نه. آنچه قطعی به نظر میرسد، جایگاه ماندگار فیلمی است که پس از ۳۹ سال هنوز رقص، موسیقی، عشق و جسارت رواییاش تازگی دارد.





