نقد و بررسی سریال «برادران» (Brothers)؛ سایهبازی دو رفیق زیر آفتاب تگزاس

تصور کنید بعد از شاهکاری مثل «کارآگاه حقیقی»، رابرت ردفورد و پل نیومن تصمیم میگرفتند به جای ساختن یک اثر ماندگار دیگر، تعطیلات مجللشان را با پول یک غول استریمینگ به تصویر بکشند و جلوی دوربین فقط با شوخیهای قدیمی و خاطرات مشترک وقت بگذرانند. سریال «برادران» (Brothers) که از پلتفرم اپل تیوی پخش شده، دقیقا روی همین مرز باریک میان یک خودشیفتگی پرخرج ستارهمحور و یک کمدی موقعیت نوستالژیک قدم میزند.
متیو مککانهی و وودی هارلسون، دو ستاره نامآشنای هالیوود که سالهاست رفاقت صمیمیشان در رسانهها دستمایه شوخی و تحسین بوده، این بار در قالب نسخههای غلوشده و داستانی از خودشان ظاهر شدهاند تا شایعهای واقعی و قدیمی را کالبدشکافی کنند؛ شایعهای جنجالی که میگوید این دو رفیق به خاطر رابطه مادر متیو با پدر وودی در دههها پیش، شاید برادران تنی یکدیگر باشند.
پایههای درام در Brothers با یک فرار کمدی آغاز میشود. وقتی نامزدی الیو، دختر بزرگ وودی به هم میخورد، او که از نظر عاطفی هیچ درکی از مهار بحرانهای روحی زنان خانوادهاش ندارد، همسرش جوی با بازی بریتانی ایشیباشی و دخترانش را سوار اتوبوس بومگردی رنگارنگش میکند و از مالیبو به سوی مزرعه متیو در آستین تگزاس راه میافتد.

ورود بیخبر کاروان وودی درست در شرایطی رقم میخورد که متیو درگیر یک دوراهی مهم زندگی است؛ او از یک طرف باید برای مراسم یادبود پدر مرحومش سخنرانی تاثیرگذاری آماده کند و از طرف دیگر با تحریک یک مدیر کمپین بیرحم و تندخو به نام گوئن با هنرنمایی تماشایی لیسا گیلروی، به شکل جدی به نامزدی فرمانداری ایالت تگزاس فکر میکند. حضور سرزده و پرهرجومرج وودی از همان لحظه نخست برنامههای متیو را مختل میکند، اما گره اصلی زمانی پدیدار میشود که ماماک، مادر پرشور متیو با بازی هالند تیلور، در یک گفتوگوی شبانه با وودی اعتراف میکند که پدر او را در گذشته خیلی خوب و صمیمانه میشناخته است.
سریال «برادران» بیش از آنکه شبیه یک طنز گزنده درباره پشت صحنه هالیوود یا نقدی بر امتیازات ویژه سلبریتیها باشد، به سیتکامهای خانوادگی دهههای گذشته شباهت دارد. پیرنگ اصلی درباره پیوند خونی و آزمایش دیانای، خیلی زود به نفع شوخیهای دمدستی و موقعیتهای آشنا کنار گذاشته میشود. سازندگان اثر از جمله لی آیزنبرگ که سابقه درخشانی در کمدیهایی چون «اداره» داشته، اپیزودهای بیست تا سی دقیقهای را با ماجراهایی ساده پر کردهاند؛ از فراموش کردن سالگرد روز ولنتاین توسط دو مرد خانواده و تلاش خندهدار برای دلجویی از همسرانشان گرفته تا اختلاف نظر درباره شکار گوزن و پوشیدن ماسک لاتکس برای اجرای ناشناس موسیقی در یک کافه محلی. در این میان خردهپیرنگ عاشقانه میان پسر نوجوان متیو و دختر خوانده وودی نیز مدام به کار گرفته میشود تا فضای معذبکننده یک نسبت فامیلی احتمالی را یادآوری کند، بی آنکه سریال جرات کند واقعا به ابعاد معنادار این پیوند نزدیک شود.

جذابیت تماشای Brothers در درجه اول بر دوش شیمی گرم بازیگری و مغناطیس شخصی دو ستاره اصلی آن استوار است. وودی هارلسون که دههها پس از درخشش در سریال «چیرز» دوباره به دنیای سیتکام بازگشته، انرژی رها و گیاهخوارانه خود را به زیبایی با خصلتهای یک هیپی پا به سن گذاشته پیوند میزند و ابایی ندارد که شخصیتی گیج یا بیملاحظه جلوه کند.
در نقطه مقابل، متیو مککانهی نقش فیلسوف خودساخته، مبادی آداب و پرمدعایی را ایفا میکند که جملات قصار کتاب خاطراتش و لحن خاص آگهیهای اتومبیلش را مدام در مکالمات خانوادگی بازگو میکند. رابطه این دو شبیه یک زوج متضاد کلاسیک است؛ متیو نماد نظم، باورهای سنتی و افتخارات تگزاسی است و وودی تجسم آزادیخواهی، فرار از مسئولیت و بیخیالی کالیفرنیایی. با این حال اثر در پرداخت سایر شخصیتها شتابزده عمل میکند؛ ناتالی مارتینز در نقش همسر صبور متیو در حاشیه میماند و فرزندان پرشمار دو خانواده اغلب به تیپهای گذرا محدود شدهاند.

با وجود این کاستیها، سریال «برادران» لحظات مفرح و بیادعایی خلق میکند که تماشای آن را به یک زنگ تفریح سبک بدل میسازد. ارجاعات بامزه به کارنامه بازیگری این دو رفیق، از تکهکلامهای ماندگار گرفته تا حضور اتومبیلهای خاطرهانگیز و حتی ماجراهای بامزه با طلبکاران قدیمی با بازی بری کوربین و جف کوبر، نشان میدهد که عوامل سریال در پی بازآفرینی اتمسفری سرخوشانه بودهاند. از طرفی بازی پرانرژی لیسا گیلروی در نقش مدیر کمپین انتخاباتی، در هر صحنه جانی تازه به ریتم سریال میبخشد و لبخند را بر لب تماشاگر میآورد. هنر کارگردانانی چون ترنت اودانل و جیسون وینر در ثبت قابهای دلپذیر از دشتهای تگزاس نیز بر گیرایی بصری محیط افزوده است.
باید گفت Brothers یک پروژه تفریحی و خودمانی برای دو دوست قدیمی است؛ اثری شبیه به نسخه دو نفره فیلمهای دستهجمعی آدام سندلر که بیشتر از ساختار داستانی منسجم، بر خوشگذرانی بازیگران استوار است. سریال «برادران» داعیه تغییر قواعد ژانر کمدی را ندارد و شاید خیلی زود پس از تماشا به بوته فراموشی سپرده شود، اما به عنوان سرگرمی بیتکلفی که میتوان در ساعات فراغت از آن لذت برد، دلنشین و سرزنده کار میکند. تماشای بدهبستانهای بداهه، کلکلهای بیپایان و رفاقت زلال دو غول سینما در قلب تگزاس، تجربهای است که هواداران این دو ستاره از تماشایش پشیمان نخواهند شد.





