قسمت پنجم فصل ۲۸ «Law & Order: SVU»؛ بازگشت به ریشهها و حضور جیلن برانسون

بعد از قسمت ناامیدکننده هفته گذشته، نگرانی درباره مسیر فصل تازه «Law & Order: SVU» طبیعی بود. قسمت پنجم فصل ۲۸ با عنوان «Forsaken» اما خیال طرفداران را راحت کرد. این قسمت دوباره سراغ همان چیزی رفت که این سریال را به یکی از ماندگارترین آثار تلویزیون آمریکا تبدیل کرده است: خانوادهای که پشت ظاهر آراستهاش چیزی را پنهان میکند، قربانیای که از گفتن حقیقت میترسد و سیستم قضاییای که تا آخرین لحظه راه چندانی پیش رو ندارد. «Forsaken» را جاستین فرارا نوشته است. این قسمت پنجشنبه ۵ نوامبر ساعت ۹ شب به وقت شرق آمریکا از شبکه انبیسی (NBC) پخش شد و از روز بعد روی پلتفرم پیکاک (Peacock) در دسترس قرار گرفت.
ماجرا در جشن عروسی جاناتان و آندریا اوکس شروع میشود. دو ساقدوش عروس، کلویی دیویس ۱۶ ساله را زخمی و بیحال کف سرویس بهداشتی پیدا میکنند. رولینز خیلی زود متوجه میشود که به کلویی تعرض شده و سرش را به لبه روشویی کوبیدهاند. کلویی اول فقط چند سرنخ پراکنده میدهد: موهای مایل به قرمز، پیراهن سفید و اینکه مهاجم از او بزرگتر بوده است. همین سرنخها پای جرج را وسط میکشد، مردی با موهای قرمز که فرار میکند و رولینز روی زمین میخواباندش. معلوم میشود ترس جرج دلیل دیگری داشته است: مواد غیرقانونیای که از اسکات، یکی از کارکنان پذیرایی، گرفته بود. کاری سراغ اسکات میرود، اما او که در دوره آزادی مشروط است هرگونه دست داشتن در حمله را رد میکند.
از همان لحظهای که خانواده دیویس بیرون از صحنه جرم معرفی میشوند، حسی ناخوشایند به جان بیننده میافتد. ریک، ناپدری کلویی، و همسرش مونیکا اجازه میدهند پلیسها جلوی پسر هفتسالهشان، اوان، از آنها بازجویی کنند، فقط به این دلیل که پسر بزرگتر، تایلر، میخواهد بماند. این جزئیات در نگاه اول فقط کمی عجیب به نظر میرسد، اما در نگاه به عقب یکی از هوشمندانهترین سرنخهای قسمت است، چون نشان میدهد در آن خانه حرف آخر را چه کسی میزند. بنسون متوجه رد زخمهایی روی دستهای کلویی میشود، اما مادرش اولین تلاش برای حرف زدن با دخترش را نیمهکاره قطع میکند.
نقطه قوت اصلی «Forsaken» این است که این خانواده را به کاریکاتور تبدیل نمیکند. ریک دیویس، با بازی بیل هک که بینندهها او را از «Locke & Key» میشناسند، و مونیکا، با بازی جسالین گیلسیگ از «Glee»، درست مثل آزارگران و حامیان آزارگر در دنیای واقعی روی مرز باریک میان رفتار معقول و کنترلگری حرکت میکنند. بیقراری ریک در اتاق شناسایی متهمان را میشود به حساب پدری مضطرب گذاشت که برای دخترخواندهاش عدالت میخواهد. اصرار این زوج برای دور نگه داشتن پلیس از خانواده هم میتواند واقعاً از نگرانی برای کلویی و ترس از آسیب بیشتر به او بیاید. همین ابهام کارآگاهها را مجبور میکند لایهها را یکییکی کنار بزنند. بنسون پیش از صف شناسایی به کلویی میگوید فقط کافی است حقیقت را بگوید، چه به پرونده کمک کند چه نه. کلویی اما کسی را نشان نمیدهد و اصرار دارد مهاجم آنجا نیست.
تحقیقات رولینز روشن میکند که ریک پدر واقعی کلویی نیست و سابقه آزار و مزاحمت دارد. معلم مدرسه هم او را آدمی تندخو توصیف میکند. در همین حین خبر میرسد که اوان کوچک در مدرسه با جسمی تیز به کسی آسیب زده است. اینجا یکی از پرتنشترین لحظههای قسمت شکل میگیرد. «SVU» اهل شوکه کردن صرف نیست، اما بارها نشان داده که از رفتن به تاریکترین زوایای آزار جنسی و خانگی ابایی ندارد. برای همین این ترس جدی بود که پسرک هفتساله خودش قربانی آزار بوده باشد و همان رفتار را با خواهرش تکرار کرده باشد. طرفداران قدیمی یادشان هست که در فصل اول هم پسری به نام اوان داشتیم که دقیقاً همین کار را کرد. خوشبختانه نویسندهها این بار راه دیگری رفتند.
ورق با حضور مهمانی برمیگردد که بخش بزرگی از توجهها را پیش از پخش به خودش جلب کرده بود: جیلن برانسون، رهبر و پلیمیکر تیم نیویورک نیکس، در نقش کارآگاه جی مدیسون. ماریaکا هارگیتای چند هفته پیش از حضور او خبر داده بود. برانسون ژوئن گذشته نیکس را با پیروزی ۹۴ بر ۹۰ مقابل سنآنتونیو اسپرز در بازی پنجم فینال لیگ انبیای (NBA) قهرمان کرد، نخستین قهرمانی این تیم در ۵۳ سال، و ارزشمندترین بازیکن فینال شد. دوستی او و هارگیتای هم بر کسی پوشیده نیست. هارگیتای در جریان فینال کنار زمین تماشاگر بازیهای نیکس بود و برانسون در قطعهای از پیش ضبطشده در شروع مراسم جوایز امی (Emmys) ۲۰۲۶ ظاهر شد، مراسمی که هارگیتای مجریاش بود. خود برانسون هم گفته تماشای «SVU» بخشی از برنامه ثابتش در روزهای مسابقه است. این نقش نخستین تجربه بازیگری جدی او در یک اثر درام است، هرچند سپتامبر گذشته اجرای قسمت افتتاحیه فصل ۵۲ «Saturday Night Live» را هم بر عهده داشت.
بنسون که میفهمد پرونده سابقه ریک پس از درگیری قبلیاش با پلیس نیویورک مهروموم شده، در رستورانی با مدیسون قرار میگذارد، افسری که در آن ماجرا حضور داشت. آشنایی آنها معمولی به نظر میرسد. بنسون حرف را با تبریک ترفیع مدیسون به درجه کارآگاهی شروع میکند و جواب برانسون انگار مستقیم از یک مصاحبه بعد از بازی بیرون آمده است: «روی هدفهایم تمرکز کردم، صددرصد که هیچ، صدوده درصد مایه گذاشتم. همهچیز جور شد.» این شوخی ظریف با هویت ورزشی برانسون بدون اینکه فضای پرونده را بشکند، لبخندی گوشه لب بیننده مینشاند.
مدیسون تعریف میکند که او و همکارش خودرویی را متوقف کرده بودند که ریک و تایلر سوارش بودند. میزان الکل خون ریک خیلی بالاتر از حد مجاز بود و کار به اتهام رانندگی در حالت مستی و مقاومت در برابر بازداشت کشید. پدر و پسر هر دو با پلیس درگیر شدند. مدیسون در بازرسی خودرو یک چاقوی جیبی و یک کوباتون پیدا کرد، یعنی همان میله فلزی کوچکی که با سلاح بهکاررفته در حمله به کلویی جور درمیآید. بنسون خیلی سریع میفهمد که پلیسها چاقو را ضبط کردهاند اما کوباتون را نه. بلافاصله از رستوران بیرون میزند و با دستیار دادستان، دومینیک «سانی» کریسی، تماس میگیرد تا حکم بازرسی بگیرد. در بازرسی خانه، سلاح پنهانشده پیدا میشود و دیواری که جای مشت رویش مانده، تصویر خشونت جاری در این خانه را کامل میکند.
سرانجام کلویی، با بازی لورن کول، سکوتش را میشکند و به بنسون میگوید حقیقت چه بوده است. تایلر، با بازی سم کیوسان، در عروسی به دختری گیر داده بود و جواب رد شنیده بود. تحقیر شده بود، متوجه شده بود کلویی شاهد ماجراست و سراغ او رفته بود. کلویی همچنین اعتراف میکند که این آزارها سالهاست ادامه دارد. برونو و رنه تایلر را بازداشت میکنند. دادگاه وثیقه او را ۲۵۰ هزار دلار تعیین میکند و قرار حمایتی موقت صادر میشود. در جلسه محاکمه، وکیل مدافع تلاش میکند کلویی را دروغگو جلوه دهد و ریک در جایگاه شهود میگوید تایلر پسر خوشقلبی است و کلویی دختر سختی است. کریسی در مقابل استدلال میکند که ریک فقط دارد از پسرش محافظت میکند. شهادت مادر هم گوشههایی نگرانکننده از تندخویی تایلر را رو میکند. ریک و مونیکا عملاً کلویی را به حال خودش رها کردهاند تا تایلر را نجات بدهند، و عنوان قسمت، «Forsaken» به معنای رهاشده، دقیقاً به همین اشاره دارد.
قهرمان واقعی کوچکترین عضو خانواده است. کلویی میگوید اوان هم از تایلر میترسد. امت ماس، که مخاطبان او را از «The Pitt» به یاد دارند، در نقش اوان به جایگاه شهود میرود و شهادت میدهد که دیده تایلر به کلویی حمله کرده است. تلختر اینکه او ماجرا را به پدر و مادرش هم گفته بود و آنها از او خواسته بودند فراموشش کند. ریک دادگاه را با عصبانیت ترک میکند و قسمت همینجا تمام میشود، بدون اعلام حکم.
همین پایان ناگهانی بزرگترین ایراد «Forsaken» است. سکوت وکیل مدافع و رفتن ریک تکلیف هیئت منصفه را تقریباً روشن میکند، اما سوال مهمتر بیجواب میماند: آیا کسی بابت پدر و مادری که چشمشان را روی رفتار پسرشان بستند پاسخگو خواهد بود؟ معلوم نیست وادار کردن یک کودک به فراموش کردن چنین صحنهای از نظر قانونی جرم محسوب شود یا نه، اما بیتفاوتی این دو نفر بیشک دو فرزند دیگرشان را در معرض خطر گذاشته بود. امیدواریم سریال در قسمتهای بعد به این گره برگردد.
نکته دلنشین دیگر این قسمت تقسیم بار روایت است. سخنرانیهای الهامبخش بنسون برای بازماندگان همیشه از نقاط درخشان سریال بوده، اما گاهی همهچیز به همین لحظهها خلاصه میشود و آنوقت واقعگرایی آسیب میبیند. این بار بنسون آنقدر درگیر دور زدن مانعتراشیهای خانواده دیویس است که فرصت نمیکند فقط به دلگرمی دادن به کلویی برسد. رولینز بخش سنگین ماجرا را به دوش میکشد. اعتماد کلویی را جلب میکند و قول میدهد اگر تایلر آزاد شد، برایش جای امنی جور کند. بازگشت برونو هم خبر خوبی بود. تعلیق و مرخصی در سریالهای پلیسی معمولاً بیشتر از یک قسمت طول نمیکشد و این بار هم همینطور شد، اما همدلی و سرسختی او حسابی جای خالیاش را نشان داده بود. هرچند نقش محوری در پرونده دیویس نداشت، حضورش به جمع گرمای بیشتری داد. حالا فقط مانده فین که کاش بیشتر به میدان بیاید.
پشت صحنه هم «Law & Order: SVU»، طولانیترین درام پربیننده تاریخ تلویزیون آمریکا، دوران تازهای را تجربه میکند. میشل فازکاس نخستین زنی است که هدایت سریال را بر عهده گرفته است. هارگیتای گفته به همه سازندگان ارشد سریال افتخار میکند، اما «واقعاً دلم میخواست یک زن هدایت سریال را بر عهده بگیرد». فصل ۲۸ هشتم اکتبر با قسمت «Volition» شروع شد، داستان زن جوانی که معتقد بود سه مرد به او تعرض کردهاند و پروندهاش با اختلاف نظر هیئت منصفه به محاکمه دوباره رسید. حالا «Forsaken» درست یک هفته پیش از قسمت ششصدم آمده است، قسمتی تاریخی که کریستوفر ملونی را در نقش الیوت استابلر برمیگرداند و نورافکن را روی رابطه استابلر و بنسون میاندازد. کارگردانی این قسمت با خود هارگیتای است، کسی که درباره رفتن ملونی از سریال گفته بود: «نمیخواستم برود.»
«Forsaken» شاید در پایانبندی کمی عجله کرد، اما یادآوری بهموقعی بود که «SVU» در بهترین حالتش چه شکلی دارد: پروندهای که آرامآرام پوست میاندازد، شخصیتهایی که به کلیشه تقلیل پیدا نمیکنند و تیمی که بار عدالت را با هم به دوش میکشد. «Law & Order: SVU» پنجشنبهها ساعت ۹ شب از «انبیسی» پخش میشود.





