
بعضی فصلها فقط با تعداد گلها به یاد نمیمانند؛ تصویری از یک بازیکن میسازند که سالها بعد هم پاک نمیشود. فصل ۲۰۱۲/۱۳ برای گرت بیل چنین جایگاهی دارد: توپ را میگرفت، شتاب میگرفت و پیش از آنکه مدافعان فرصت واکنش پیدا کنند، ضربهای با پای چپ میزد که میتوانست سرنوشت مسابقه را عوض کند.
بیل در تاتنهامِ آندره ویلاشبواش دیگر صرفاً یک بازیکن سریع در سمت چپ زمین نبود. او به محور حملات تیم تبدیل شده بود؛ ستارهای که هم موقعیت میساخت و هم در لحظههای دشوار، خودش کار را تمام میکرد. این پنج نکته نشان میدهند چرا آن فصل، یکی از درخشانترین فصلهای دوران حرفهای او بود.
۵. سه جایزه بزرگ در یک فصل
بیل در پایان فصل، سه جایزه معتبر فوتبال انگلیس را به دست آورد: بهترین بازیکن سال و بهترین بازیکن جوان سال اتحادیه بازیکنان حرفهای فوتبال انگلیس، PFA، و بهترین بازیکن سال انجمن نویسندگان فوتبال، FWA.
این افتخارات از دو مسیر متفاوت به او رسیدند؛ یکی با رای بازیکنان حرفهای و دیگری با انتخاب نویسندگان فوتبال. به بیان دیگر، هم کسانی که در زمین مقابلش قرار میگرفتند و هم کسانی که عملکردش را تحلیل میکردند، او را شایسته بالاترین تقدیر میدانستند.
پیش از بیل، تنها کریستیانو رونالدو در فصل ۲۰۰۶/۰۷ توانسته بود هر سه جایزه را در یک فصل تصاحب کند. حضور در کنار چنین نامی، ابعاد موفقیت ستاره تاتنهام را بهتر نشان میدهد.
۴. نه گل از بیرون محوطه جریمه
بیل در لیگ برتر آن فصل ۹ گل از خارج محوطه جریمه به ثمر رساند؛ یعنی نزدیک به ۴۳ درصد از ۲۱ گل لیگ او، از بیرون محوطه زده شد.
این عدد فقط نشانه قدرت شوتزنی نبود. بیل میتوانست حتی مقابل دفاعی فشرده، بدون ورود به محوطه خطر ایجاد کند. کافی بود مدافع برای لحظهای عقب بنشیند تا فضای لازم برای ضربه پای چپ او فراهم شود.
گل دیرهنگامش مقابل وستهام در پیروزی ۳ بر ۲ تاتنهام، نمونه درخشانی از همین ویژگی بود: ضربهای از فاصله دور که در دقایق پایانی، نتیجه مسابقه را برگرداند. گل او مقابل ساندرلند در هفته آخر نیز با الگویی آشنا به ثمر رسید؛ حرکت به داخل و شوتی تماشایی از پشت محوطه.
تماشای این گلها هنوز هم هیجان دارد، چون زیبایی و اهمیتشان از هم جدا نبود: بسیاری از آنها درست زمانی میرسیدند که تاتنهام به یک ناجی احتیاج داشت.
۳. گلزنی در حد یک مهاجم تمامعیار
بیل در ۳۳ بازی لیگ برتر، ۲۱ گل زد و شمار گلهایش در مجموع رقابتهای باشگاهی به ۲۶ رسید. برای بازیکنی که مسیر حرفهای خود را از دفاع چپ آغاز کرده بود، این جهش چشمگیر بود.
او بهتنهایی حدود ۳۲ درصد از ۶۶ گل تاتنهام در لیگ را به ثمر رساند؛ سهمی که وابستگی تیم به توانایی گلزنیاش را نشان میدهد.
درباره پاس گلها باید دامنه آمار را مشخص کرد. در آمار رسمی لیگ برتر، بیل آن فصل ۴ پاس گل ثبت کرد. رقم ۱۵ پاس گل نیز در برخی جمعبندیهای مربوط به آن فصل مطرح میشود، اما نباید آن را با آمار رسمی لیگ یکسان دانست.
با هر شیوه شمارش، نقش هجومی بیل فراتر از ضربه آخر بود. حرکتهایش مدافعان را جابهجا میکرد، برای همتیمیها فضا میساخت و حمله تاتنهام را از بنبست بیرون میآورد.
۲. از مدافع چپ تا مهاجمی آزاد و سختمهار
بیل فوتبال حرفهای را بهعنوان مدافع چپ آغاز کرد، اما در فصل ۲۰۱۲/۱۳ به بازیکنی تبدیل شده بود که محدودکردنش به یک جناح، تواناییهایش را هدر میداد.
ویلاشبواش به او آزادی بیشتری داد تا به مرکز زمین برود، پشت مهاجم قرار بگیرد و از نقاط مختلف به دروازه نزدیک شود. همین تغییر نقش، یکی از کلیدهای شکوفایی گلزنیاش بود.
قدرت بدنی بیشتر، گامهای بلند و شتاب بالای او نیز کار مدافعان را دشوار میکرد. اگر جلو میآمدند، احتمال جا ماندن در دوئل سرعتی وجود داشت؛ اگر فاصله میگرفتند، فرصت شوتزنی در اختیارش قرار میدادند.
بیل دیگر فقط با سرعت از مدافع عبور نمیکرد؛ با تنوع انتخابهایش او را مردد میساخت. این تحول، تفاوت یک بازیکن خطرناک با ستارهای تعیینکننده بود.
۱. انتقالی که رکورد جهان را شکست
آن فصل راه بیل را به مادرید باز کرد. رئال مادرید در اول سپتامبر ۲۰۱۳ انتقال او را اعلام کرد؛ معاملهای که ارزش آن در گزارشهای بعدی حدود ۱۰۰ میلیون یورو برآورد شد و او را به گرانترین بازیکن تاریخ فوتبال در آن زمان تبدیل کرد.
اما پایان داستان تاتنهام کاملاً شیرین نبود. این تیم با ۷۲ امتیاز پنجم شد و تنها یک امتیاز کمتر از آرسنال، سهمیه لیگ قهرمانان را از دست داد. بیل در هفته آخر با گل زیبایش ساندرلند را شکست داد، ولی حتی آن ضربه هم برای تغییر سرنوشت جدول کافی نبود.
شاید همین تضاد، فصل ۲۰۱۲/۱۳ را ماندگارتر کرده باشد: درخشش فردی خیرهکننده در کنار یک حسرت جمعی. بیل همهچیز را برای تیمش حل نکرد، اما بارها کاری کرد که تاتنهام تا آخرین لحظه امیدوار بماند.
این فصل فقط مقدمه انتقال به رئال نبود؛ فصل تبدیلشدن گرت بیل از یک استعداد هیجانانگیز به ستارهای در مقیاس جهانی بود.





