فصل سوم «Mistletoe Murders»؛ بازگشت گذشته خطرناک امیلی و تهدیدی تازه برای عشق او و سم

زنگ در به صدا درآمد و همهچیز تغییر کرد. فصل سوم «Mistletoe Murders» درست از همان پایان تعلیقآمیز نوامبر گذشته ادامه پیدا میکند؛ جایی که امیلی لین، صاحب فروشگاه لوازم کریسمس با بازی سارا درو، در را باز کرد و با آرون، شریک عاطفی سابق و دردسرسازش، روبهرو شد. حالا این درام کمدی معمایی با حالوهوای گرم و زمستانی، از پنجم نوامبر با پیچشهای تازه به فلچرز گروو برمیگردد.
درو، بازیگر شناختهشده «Grey’s Anatomy»، در ماه ژوئیه در محل فیلمبرداری سریال در تورنتو گفت: «ناگهان خطر درست پشت در خانهاش ظاهر میشود. این اتفاق واقعا زندگی امیلی را وارد مسیر کاملا تازهای میکند.»
زمانبندی ورود آرون، با بازی آرون اشمور، از این بدتر نمیتوانست باشد. امیلی که پشت طعنههای زیرکانهاش، هویت واقعی و ارتباط گذشته خود با گروه هکری خلافکار کیمرا را از اهالی این شهر در شمال ایالت نیویورک پنهان کرده بود، بالاخره حقیقت را به سم ویلنر، پلیس شهر با بازی پیتر مونی، گفته بود: اینکه زمانی گریس بارلو بوده است. این اعتراف درست پیش از نخستین بوسه آن دو اتفاق افتاد؛ لحظهای که انتظار طولانی برای نزدیکشدنشان سرانجام به نتیجه رسید. بعد هم آرون از راه رسید.
درو درباره وضعیت تازه امیلی گفت: «حالا حلقه محاصره دورش تنگتر میشود. با اینکه به سم گفته دیگر هیچ رازی در کار نیست، باز هم یک راز دیگر دارد. در رابطه عاشقانهشان پیچوخمهایی میبینید که حسابی جذاباند.»
مونی نیز توضیح داد که سم متوجه نشانههای خطر میشود، اما باید راه برخورد با این وضعیت را پیدا کند: «حس ششمش به کار میافتد و زنگ خطر برایش به صدا درمیآید. ولی فکر میکنم باید سعی کند از پس این شرایط بربیاید. سم میداند بعضی رازها کاریاند، برای همین تا حدی اعتماد میکند که امیلی هر چیزی را که میتوانسته، به او گفته است. مسئله این نیست که چیزی را عمدا پنهان میکند؛ بعضی چیزها هستند که اجازه ندارد دربارهشان حرف بزند.»

همین اعتماد، یکی از ویژگیهای رابطه امیلی و سم است که هر دو بازیگر از آن لذت میبرند؛ بهخصوص چون سریال از الگوی آشنای پلیسی که برای نجات زن گرفتار از راه میرسد، فاصله میگیرد.
مونی گفت: «بازیکردن این رابطه در نقش سم خیلی لذتبخش است. فکر میکنم ریشه کشش آنها به یکدیگر این است که شباهتهایشان را میبینند و خودشان را در دیگری پیدا میکنند.»
او ادامه داد: «این رابطه را خیلی جذابتر میکند، چون بهجای اینکه سم مدام در موقعیتهای خطرناک جلوی امیلی بایستد تا از او محافظت کند، آنها مثل دو همتراز، کنار هم وارد ماجرا میشوند. سم میتواند اعتماد کند که امیلی از پس خودش برمیآید.»
امیلی البته فقط توانایی مراقبت از خودش را ندارد؛ مقابله با کسانی که سر راهش قرار میگیرند هم از مهارتهای اوست. به گفته درو، فصل سوم با «تعداد زیادی فلشبک» نشان میدهد این سرسختی از کجا آمده؛ و پاسخ فقط به دوران عضویتش در کیمرا محدود نیست.
پس از نمایش گوشهای از تواناییهای اکشن امیلی در فصل گذشته، درو این بار فرصت بیشتری برای نشاندادن وجه جسور و جنگجوی شخصیتش دارد. او با لبخند گفت: «همیشه عاشق این بخش هستم. هر وقت میتوانید امیلی را سرسختتر و خفنتر کنید، لطفا این فرصت را به من بدهید. معلوم است که میخواهم حس سیدنی بریستو در «Alias» را داشته باشم.»
فصل تازه همچنین فاصله میان دستگیری گریس و شروع زندگی او پشت پیشخوان فروشگاه آندر د میسلتو را روشنتر میکند. درو گفت: «کمی بیشتر گریسِ دوران سیا را میبینیم. آن انفجار بزرگی هم که ابتدای فصل اول دیدیم؟ این فصل بیشتر میفهمیم آنجا چه اتفاقی افتاده بود.»
کن کوپروس، خالق و شورانر سریال، توضیح داد: «به او پیشنهاد شده بود از زندان بیرون بیاید و برای پیدا کردن آرون کمکشان کند. در قسمت اول میفهمیم که این پیشنهاد را پذیرفته است. بنابراین، در فلشبکها داریم سالهای حضور او در سازمان اطلاعاتی را میبینیم.»
کوپروس این مجموعه را با همکاری همسرش، ملانسون، که از تهیهکنندگان اجرایی سریال نیز هست، از مجموعه چندجلدی کتابهای صوتی خود در آدیبل (Audible) اقتباس کرده است.
در استودیوهای تورنتو هم نشانههای گسترش دنیای سریال دیده میشود: دکورهای تازه، بازیگران مهمان و فضایی آماده برای داستانهای پیچیدهتر و بحرانهای سنگینتر. انبوه محصولات هالمارک (Hallmark) و تزئینات زمستانی، چنان حالوهوای تعطیلات را به صحنهها داده بود که گرمای نزدیک به ۳۷ درجه بیرون را از یاد میبرد؛ انگار بیشتر از یک فروشگاه گلد کراون، کالاهای این برند در استودیو جمع شده باشد.

بااینحال، پشت این ظاهر دلنشین، تهدیدی جدی برای رابطه امیلی و سم در راه است. کوپروس گفت: «هر فصل ایده محوری خودش را دارد. فصل اول درباره زنی مرموز در شهری تازه بود. در فصل دوم، شروع کردیم به شناختن گذشته او و بازسازی رابطهاش با سم. حالا در فصل سوم، دوباره همه اینها را به هم میریزیم؛ چون امیلی میفهمد باید به سازمان برگردد و زندگیاش در اینجا را رها کند. مسئله این است که این تصمیم چه بلایی سر رابطه آن دو میآورد.»
او تاکید کرد که این مسیر از ابتدا در برنامهاش بوده است: «برای پنج فصل برنامه دارم. قطعا میتوانیم بیشتر از پنج فصل هم ادامه بدهیم، اما مسیر پنج فصل اول را مشخص کردهام.» این برنامهریزی البته به معنای تایید ساخت همه آن فصلها نیست.
به گفته کوپروس، در پایان قسمت نخست مشخص میشود که به امیلی فرصت دادهاند دوران حضورش در فلچرز گروو را طی تعطیلات جمعوجور کند و بعد برای آغاز زندگی تازهاش از شهر برود.
اما پیش از بستن فروشگاه و جمعکردن وسایل، چند پرونده دیگر انتظار این کارآگاه آماتور محبوب را میکشند. کاترین بل، بازیگر «The Good Witch»، و هالی رابینسون پیت از مهمانان این فصل هستند. ماجرایی تراژیک پیرامون مسئول جشن کریسمس، یکی از اهالی که تصور میکند بابانوئل است و قتلهای بیشتری در دل جشنهای تعطیلات، امیلی و سم را همچنان کنار هم نگه میدارند؛ هم برای حل معما و هم برای دلبردن از یکدیگر.
درو گفت: «هر بار که مشغول حل یک پرونده میشوند، بینشان عشوه و دلبری جریان دارد. در واقع، همین معاشرت عاشقانه آنهاست. قرارهایشان سر صحنه جرم است!»
فصل سوم «Mistletoe Murders» پنجشنبه، پنجم نوامبر، ساعت ۸ شب به وقت شرق آمریکا و ۷ شب به وقت مرکزی، از شبکه هالمارک چنل (Hallmark Channel) آغاز میشود.





