«Giant»؛ آخرین فیلم جیمز دین و اثری که راه را برای «Yellowstone» هموار کرد

همانطور که هر تاریخنگار سینما با اشتیاق یادآوری میکند، جیمز دین پیش از مرگش در سانحه رانندگی سال ۱۹۵۵، تنها در سه فیلم سینمایی مهم نقش رسمی داشت. بااینحال، هر سه اثر فارغ از حضور ستارهای جوان، خوشچهره و ناکام مانند دین، فیلمهایی مهم و قابلتوجه بودند.
نخستین فیلم رسمی او «East of Eden» به کارگردانی الیا کازان بود که براساس رمان جان اشتاینبک ساخته شد و در مارس ۱۹۵۵ به نمایش درآمد. جیمز دین روز ۳۰ سپتامبر همان سال در جادهای نزدیک چولامی کالیفرنیا جان باخت و به همین دلیل، دو فیلم بعدی او پس از مرگش اکران شدند. دومین فیلمش «Rebel Without a Cause» ساخته نیکلاس ری بود؛ یکی از مشهورترین آثار دهه ۱۹۵۰ که اواخر اکتبر روی پرده رفت.
سومین و آخرین فیلم جیمز دین، حماسه «Giant» به کارگردانی جرج استیونز بود که براساس رمان ادنا فربر ساخته شد و در اکتبر ۱۹۵۶ اکران شد. «Giant» همانطور که نامش نشان میدهد، اثری واقعا عظیم است: فیلمی ۲۰۱ دقیقهای با داستانی چنددههای درباره گسترش یک مزرعه پرورش گاو در تگزاس، از دهه ۱۹۲۰ تا زمان معاصر فیلم.
راک هادسن نقش بیک بندیکت، مالک ثروتمند مزرعهای در ریاتا، را بازی میکند. داستان از جایی آغاز میشود که او در دهه ۱۹۲۰ برای خرید یک اسب نر به مریلند میرود. بیک همراه اسب به خانه بازمیگردد، اما همسر تازهای نیز با خود میآورد: لسلی با بازی الیزابت تیلور.
لسلی در طول فیلم با واقعیتهای تلخ زندگی در یک مزرعه تگزاسی روبهرو میشود؛ محیطی سرکوبگر که در آن با زنان رفتار مناسبی نمیشود و کارگران مکزیکی مزرعه نیز هدف نژادپرستی آشکار و خشونتآمیز قرار میگیرند.
جیمز دین نقش جت رینک را بازی میکند؛ کارگری خوشچهره، خشن و زمخت که به لسلی علاقه دارد و در پی پیچیدگیهایی مربوط به ارث، به یک میلیونر نفتی تبدیل میشود.
مرسدس مککمبریج در نقش لوز، خواهر شخصیت راک هادسن، ظاهر میشود. مرگ ناگوار او باعث میشود جت بخشی از زمینهایش را به ارث ببرد، زیرا لوز علاقه خاصی به او داشت. بااینحال، اینجا با عاشقانهای شبیه «Wuthering Heights» روبهرو نیستیم که در آن پسری خوشچهره از اصطبل، وارد رابطهای نافرجام با خواهرخوانده ثروتمند خود شود. «Giant» در عوض داستانی مدرن درباره تاثیر ویرانگر صنعت بر روح انسان است.
جت زمین را به ارث میبرد، نفت کشف میکند و میلیونر میشود. در همین حال، رابطه لسلی و بیک بهشدت متشنج است؛ تنشی که بخش عمده آن از نفرت بیک نسبت به کارگران مکزیکی و حسادتش به جت سرچشمه میگیرد.

سالها میگذرند. لسلی و بیک صاحب فرزند میشوند و بچههایشان بزرگ میشوند. پرل هاربر هدف حمله قرار میگیرد، دامداری اهمیت گذشتهاش را در اقتصاد آمریکا از دست میدهد و بیک باید تصمیم بگیرد که آیا اجازه استخراج نفت از زمینهایش را بدهد یا نه.
دو صحنه مهم فیلم در دقایق پایانی و با محوریت دو شخصیت مرد اصلی رقم میخورند. بدون افشای کامل داستان، در یکی از آنها جت که حالا مردی ثروتمند و بهشدت مست است، در مقابل سالن رقصی خالی اعتراف میکند که همیشه به لسلی علاقه داشته؛ آن هم در حالی که دختر لسلی صدایش را میشنود.
صحنه دیگر، رویارویی نهایی بیک با گروهی متعصب است که از خدمترسانی به مشتریان مکزیکی خودداری میکنند. بیک سرانجام شهامتش را پیدا میکند و در دفاع از مردمی میایستد که بخش بزرگی از زندگی خود را در کنارشان گذرانده است.
در «Giant» بعضی شخصیتها ثروتمند میشوند و برخی دیگر حتی بیشتر از نقطه آغاز سقوط میکنند، اما در نهایت روح و ماهیت واقعی همه آنها آشکار میشود. فیلم تمام ویژگیهای یک رمان تاریخی کلاسیک را دارد: تراژدیهای بزرگ، شخصیتهای پررنگ و احساساتی اپرایی. این اثر به سبک فیلمهای دهه ۱۹۵۰، بیپرده و باشکوه حرفش را میزند.
در دورانی که تلویزیون بخشی از درآمد سینما را تصاحب کرده بود، آکادمی توجه ویژهای به حماسههای طولانی و تولیدات عظیم نشان میداد. «Giant» نیز در سال ۱۹۵۶ نامزد ۹ جایزه از جوایز اسکار (Academy Awards)، از جمله بهترین فیلم شد. جیمز دین، راک هادسن و مرسدس مککمبریج نامزد دریافت جایزه بازیگری شدند و ایوان موفات و فرد گیول نیز برای فیلمنامه نامزدی گرفتند. بااینحال، فقط جرج استیونز جایزه بهترین کارگردانی را به دست آورد و فیلم در هشت بخش دیگر شکست خورد.

آن سال «Around the World in 80 Days» اسکار بهترین فیلم را دریافت کرد. شاید بسیاری آن را اثری ضعیفتر از «Giant» بدانند، اما نمیتوان مقیاس عظیم تولیدش را انکار کرد. «The Ten Commandments» و «The King and I» نیز در همان دوره نامزد بهترین فیلم بودند؛ بنابراین ۱۹۵۶ را میتوان سال حماسههای سینمایی دانست.
اگر ماجراهای مالی یک مزرعه ثروتمند تگزاسی و روابط پیچیده و ملودراماتیک شخصیتهای آن آشنا به نظر میرسد، احتمالا ردپایش را در «Dallas» دیدهاید. این سریال اقتباسی از «Giant» نبود، اما آشکارا از آن الهام گرفت.
آثاری که تیلور شریدان ساخته است، از «Yellowstone» و «Mayor of Kingstown» تا «Landman» و «The Madison»، در واقع فرزندان «Dallas» در عصر پلتفرمهای آنلاین به شمار میروند. «Giant» را میتوان پدربزرگ همه آنها دانست؛ اثری که فضای روستایی را با زندگی عاشقانه و خانوادگی میلیونرهای حاکم بر آن پیوند زد.
تفاوت مهم اینجاست که شخصیتهای «Giant» هنوز فرصتی برای رستگاری دارند و به کاریکاتورهایی محکوم به نابودی تبدیل نمیشوند؛ امکانی که بسیاری از شخصیتهای عمدتا ناخوشایند «Dallas» و وارثان تلویزیونیاش کمتر از آن برخوردارند.





